انجمن تخصصی قاریان قرآن کریم

نسخه‌ی کامل: التقای ساکنین (مبحث مهم در تجوید)
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
هوالمحبوب

*التقای ساکنین*


التقای ساکنین چیست و موارد استعمال آن کجاست؟



اگر دو حرف ساکن [البته غیر از حرف علة (واو/یاء)] پهلوی هم قرار بگیرند,به جهت سهولت در تلفظ, ساکنِ اول, بدل به کسره می شود.مثلا دو کلمه ی قُل و اَلحمد خوانده می شود: قلِ الحمد => همزه ی {اَل} وصل است بنابراین خوانده نمی شود.




مثال های دیگر:


اِن + اَلحُکم => انِ الحُکم

بَل +اَلَّذی => بَلِ الّذی (در الّذی, دو تا لام داریم که لام اول ساکن است:ال+لَذی)

اَم +اِتَّخَذَ => اَمِ اتَّخَذَ (در اتّخَذَ, دو تا تاء داریم که تاء اول ساکن است:ات+تَخَذَ)

قالَت + الاعراب => قالتِ الاعرابُ

قامَتلسموات => قامتِ السماوات


*این قاعده در تنوین ها هم که ساکن هستند صدق می کند.مثلا:


لَهواً + اِنفَضُّوا => [همزه ی ابتدایی در فعل انفضوا,همزه ی وصل است و هنگام وصل دو کلمه خوانده نمی شود] لذا در این جا بین دو نون التقای ساکنین رخ داده است,بنابراین نون اول (یعنی تنوین) کسره می گیرد : لَهوَنِ انفَضُّوا



قوماً + اَتَّخَذَ => قومَنِ اتَّخَذَ

خَیرٌ +اِهبِطوا => خَیرُنِ اهبِطوا

اَحَدٌ +الله الصمد => اَحَدُنِ الله الصمد



پس نتیجه می گیریم که: اذا التقی الساکنین حَرِّک بالکسر => هرگاه دو ساکن به هم برخورد کردند اولی را کسره بده.


*نکته:فقط و فقط کلمه ی [مِن] از این قاعده مستثناست و به جای کسره {فتحه} می گیرد.به مثال های زیر دقت کنید:


من+الله => منَ الله

من + الدنیا => منَ الدنیا

من +الاخرة => منَ الاخرَِة




اما موضوع مربوط به اعلال ها:


حال اگر ساکنِ اول , حروف مد بود( واو/الف/ی) در این صورت در هنگام التقای ساکنین بجای کسره گرفتن! حرف علة حذف می شود (قاعده ی حذف).همان طور که قبلا نیز اشاره کرده بودیم حروف علة,حروفی ساکن هستند:


{الف} => ساکن ماقبل مفتوح

{واو} => ساکن ماقبل مضموم

{یاء} => ساکن ماقبل مکسور



مثالی ساده:سه کلمه را در نظر بگیرید,بَاد / بُود / بِید;


در این جا التقای ساکنین باید بین حرف مد و ساکن بعدش اتفاق بیفتد که منجر به حذف حرف مد (حرف علة ) می شود و به ترتیب داریم: بَد / بُد /بِد



موارد استعمال آن:مثلا کلمه ی [یَقُولُ] را می خواهیم مجزوم کنیم=> لَم یَقُول در ادامه چه اتفاقی می افتد؟



در عبارت [لَم یَقُول] ,لام ساکن است و {واو} هم ساکن است و دو ساکن کنار هم قرار دارند که اولین ساکن از نوعِ حروف مد است,پس بنابراین {واو} به التقای ساکنین حذف می شود => لَم یَقُل



مثال های دیگر:


لَم +یَبیعُ =>لم یبِیع => لَم یَبِع

لَم +یَخافُ =>لم یخاف => لَم یَخَف

اولوا +الالباب => در کلمه ی الالباب {الف ابتدایی} همزه ی وصل است و به آن کاری نداریم. در این جا بین {واو} در کلمه ی [اولوا] و {لام} در [الالباب] التقای ساکنین رخ داده => {واو} را در هنگام خواندن تلفظ نمی کنیم و {واو} بدل به ضمه می شود.


اولی + الالباب => در موقع خواندن {یاء} را تلفظ نمی کنیم و بدل به کسره می شود.


اذَا + الشّمس => شین اول در کلمه ی {الشمس} ساکن است=> الف در {اذَا} حذف می شود.


قالوا + اَلحَمد => واو را تلفظ نمی کنیم زیرا { واو} به {لام} ساکن رسیده و بنابراین حذف می شود.همزه ی {اَلحمد} هم همزه ی وصل است.


قلنَا + اِضرِب => همزه ی {اِضرِب} همزه ی وصل است بنابراین {الف} در قلنا به {ضاد ساکن} برخورد می کند و می افتد.


فِی الارض => همزه ی الارض ,همزه ی وصل است => {یاء ساکن} به {لام ساکن} برخورد می کند و حذف می شود.


یا ذَالجلال => یا ذَ الجلال


ولَالضَّالین => و لَضَّالین



ادامه ی این مبحث به صورت تخصصی تر در آموزش گام به گام صرف


پی نوشت اول:آموزش گام به گام صرف/همزه های وصل و قطع

پی نوشت دوم:آموزش گام به گام صرف/دو نکته درباره ی همزه های وصل و قطع

پی نوشت سوم: آموزش گام به گام صرف/فعل صحیح و معتل

سوال: وقتی "یای متکلم" به ساکن برخورد می کند چگونه خوانده می شود؟



"یای متکلم"برخلاف حروف علة وقتی به کلمه ی ساکنی برسد حذف نمی شود و در این هنگام فتحه می گیرد که به آن "فتحه ی عارضی" می گویند.


مثلا می خواهیم بگوییم اللهم اغفر لی الذنبوب=> "یای متکلم" در کلمه ی "لی" در هنگام وصل دو کلمه به "ذال ِ ساکن" در کلمه ی "الذنوب" می رسد و فتحه می گیرد بنابراین این طور خوانده می شود: اغفر لیَ الذنوب


مثال دیگر: حسبیَ الله => در اصل بوده حسبی + الله => "یای متکلم" به "لامِ ساکن در الله" برخورد می کند و فتحه می گیرد.



- سوره ی {ص} -آیه ی 42: وایوب اذ نادی ربه اَنِّی مَسَّنِیَ الشّیطان... => مسّنِِی +الشیطان =>"یای متکلم" در {مَسَنِّی} به "شین ساکن در الشیطان" برخورد می کند و فتحه می گیرد.



- سوره ی {انبیاء} - آیه ی 105: اَنَّ الارض یرثها عبادیَ الصّالحون =>"یای متکلم" در {عبادی} به "صاد ساکن در الصالحون" برخورد می کند و فتحه می گیرد.




اما چه زمانی "یای متکلم" هنگام رسیدن به کلمه ی ساکن حذف می شود؟





هنگامی که "یای متکلم" به همراه "نون وقایه" بیاید و هنگام وصل به کلمه ی بعدی به ساکن برخورد کنیم مجاز هستیم "یای متکلم" را حذف کنیم:



مثال: اللهم اَرنِی الطلعة الرشیدة => "یای متکلم" در کلمه ی "اَرِنِی" به "طاء ساکن در الطلعة" برخورد می کند و چون قبل از "یای متکلم" نون وقایه موجود است مجاز هستیم که "یاء" را حذف کنیم و این گونه بخوانیم => اَرِنِ الطلعة الرشیدة => پس همان طور که مشاهده می کنید مجازیم که "یای متکلم" را حذف کنیم و اگر نخواهیم حذف کنیم در این صورت باید با فتحه ی عارضی بخوانیم.



نکته: بعضی اوقات هم برای زینت به "یای متکلم" فتحه می دهند.مثال: در قرائت ورش از نافع می خوانیم=> واغفر لاَبِیَ انه کان من الضالین => ابی نیازی به فتحه گرفتن ندارد و هیچ عاملی هم برای فتحه گرفتن آن در جمله به چشم نمی خورد و صرفا جهت زینت فتحه گرفته است.



نکته ی دوم:فتحه ی عارضی نوع دیگری هم دارد که مربوط به مبحث ادغام است که ان شاءالله در آینده فرصتی باشد توضیح خواهم داد A03



این توضیحاتی که گفته شد صرفا برای "یای متکلم" بود و همان طور که قبلا گفته شد حروف علة مانند [واو/یاء] هنگام رسیدن به کلمه ی ساکن موقع خواندن حذف می شوند:


تفضَّل علی مرضَی المومنین => می خوانیم:مَرضَ المومنین و "یا" حذف می شود


کَسَبَت ایدِی النّاس => می خوانیم: کَسَبَت ایِدِ الناس و "یا" موقع خواندن حذف می شود.


ذَهَبَت الخُیول => می خوانیم: ذَهَبَتِ الخُیول => وقتی ساکنِ اولی از حروف علة نباشد هنگام برخورد به حرف ساکن در کلمه ی دیگر کسره می گیرد (طبق صحبت های جلسه ی قبل)


امیدوارم دوستان استفاده ی کافی رو از این مبحث مهم برده باشند
A03


والسلام علیکم و رحمة الله...




::... قال الامام علی (ع) :النّاس اعداءُ ما جهلوا: مردم دشمن چیزهایی هستند که نمی دانند ...::


التقای ساکنین در ضمایر {کم / هم / انتم} چگونه است؟و چرا به هنگام التقای ساکنین ضمه می گیرند؟


کم در اصل => کموا بوده , هم در اصل => هموا بوده و انتم هم در اصل => انتمو بوده است => [کمُوا] و [همُوا] و[انتمُوا] و هنگام التقای ساکنین "واو" حذف می گردد و {میم مضموم} باقی می ماند.

مثال:

الذی جعل لکمُ الارض فراشا و السماء بناء و انزل من السماء ماء فاخرج به....(سوره ی بقره)

چون لکم در اصل لکموا بوده بنابراین طبق توضیحات بالا هنگام التقای ساکنین میم مضموم می شود.

مثال های دیگر:

اولئک همُ الوارثون (سوره ی مومنون) => در اصل هموا الوارثین بوده => التقای ساکنین رخ می دهد و در نهایت میم مضموم باقی می ماند.


ووصّی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنیَّ ان الله اصطفی لکمُ الدین فلا تموتنَّ الا و انتم مسلمون (سوره ی بقره) => در اصل لکموا بوده و التقای ساکنین رخ می دهد و در نهایت میم مضموم باقی می ماند.


و لاتهنوا و لا تحزنوا و انتمُ الاعلون ان کنتم صادقین (سوره ی آل عمران) => در اصل انتمو بوده و التقای ساکنین رخ می دهد و در نهایت میم مضموم باقی می ماند.


لازم به ذکر است که در بعضی از قرائات از جمله قرائت ورش از نافع تمام ضمایر{کم/هم} به صورت اصلی {هموا/کموا}خود خوانده می شود.