تبلیغات شما در انجمن قاریان (February 12, 2016)

دعوت از دوستان و قاریان قرآن کریم برای همکاری بیشتر در انجمن قاریان (February 12, 2016)

تبلیغات شما در انجمن قاریان (February 12, 2016)

دعوت از دوستان و قاریان قرآن کریم برای همکاری بیشتر در انجمن قاریان (February 12, 2016)


a-hoseyn
(عضو فـعـال انجمن)
*

تاریخ عضویت: 2012-06-21
تاریخ تولد: تعیین نشده
زمان محلی: 2018-11-15 ، 01:40 PM
آمار: آفلاین

اطلاعات انجمن a-hoseyn
تاریخ عضویت: 2012-06-21
آخرین ورود: 2015-07-26, 01:19 PM
مجموع ارسال‌ها: 44 (0.02 ارسال در روز | 0.11 درصد از کل ارسال‌ها)
(یافتن کل ارسال‌ها)
مجموع موضوع‌ها: 14 (0.01 موضوع در روز | 0.25 درصد از کل موضوع‌ها)
(یافتن کل موضوع‌ها)
مدت زمان آنلاین بودن: 4 روز, 8 ساعت, 56 دقیقه
تعداد کاربرهای معرفی کرده: 0
اعتبار: 21 [جزییات]

اطلاعات تماسِ a-hoseyn
پیام خصوصی: ارسال یک پیام خصوصی به a-hoseyn.
اطلاعات اضافی درباره‌ی a-hoseyn
نوع فعالیت: قرائت
جنسیت: آقا
قاری مورد علاقه: استاد دکترحاج حامد شاکرنژاد
زندگینامه: یه روز بی بی ام البنین با سراسیمه و دلهره...تو صحن خونه اینور و اونور میره ....امیر المومنین تشریف آوردن ...با ادب رفت جلوی مولا ..فرمود مولا :عباسم از صبح رفته تا الان نیومده ...فرمود ام البنین بچه که نیست عباسم نوجوون شده ....فرمود:از چشم زخم این مردم میترسم ..امروز بی نقاب رفته بیرون اباالفضلم ....ظهر شد نیومد ...عصر شد نیومد....دم دمای غروب بود ..امیرالمومنین دید دیگه ام البنین تاب نمیاره .. هی عباس میگه ....فرمود خودم میرم دنبالش ....علی کجا؟ فرمود خودم میرم دنبالش ....اسئلونی گفت....میدونه پسرش کجاست.....دیدن آروم آروم طرف بقیع داره میره .....اومد بقیع.....دید مولا ابالفضل وایسادن ..با ادب و غضب ... دانه های اشک عین مروارید میریزه ...هی بلند بلند میگه مادر ...کاش من بودم مادر....مادر من بودم کی جرات میکرد به تو اهانت کنه.....کی جرات میکرد دل زینبو بشکنه......امیر المومنین اومد ...دست رو برداشت ..چشمای عباس به چشمای باباش خورد ...فورا سرشو انداخت پایین ....بابا ..بابا ....صبح که اومدم بیرون ..دیدم یه صدایی به من میگه ولدی ...پسرم ...بیـــــا....حالا میخوای یه بیت بگم..مردونه دقت کن ....چه صحنه ای بود چجوری بود....نور را بر سوی ظلمت میبرند ....شاه را سوی رعیت میبرند..... من چه کنم خدای من ....چاره در این مقام چیست؟ ...کوچه پر از حرامیا .....میسوزونمت امشب.....من چه کنم خدای من چاره در این مقام چیست؟ کوچه پر از حرامیا....زینـــــب ....این همه ازدحام چیست؟.... من چه کنم خدای من چاره در این مقام چیست؟ کوچه پر از حرامیا این همه ازدحام چیست؟.... ای وای...ای بی شرف.....مردم هجوم آورند....چو نیش کژدم آورند ....آتش و هیزم آورند ....مقصد این عوام چیست؟.....حیــدر...حیـــدر ای پهلوان عالم...ای پدر عباس......چه با شتاب آورند ...چه بی حساب آورند....به کف طناب آورند ...مقصد این حرام چیست؟.....آتش ظلم شعله ور...الله....آتش ظلم شعله ور ...خانه امن در خطر.....سگان هار حمله ور....معنی فکر خام چیست؟ ..تند تند بخونم ....علی ولی اعظم است ...علی وصی خاتم است.....علی شه دو عالم است...گناه این امام چیست؟ ...... ای پرستوی علی ...پر مزن ز خانه ات ...ای پرستوی علــــی ...پر مزن ز خانه ات....جـــان ننه جوان ننه ....گریه کن حسین من ....در عزای مادرت ....گریه کن....همین جوری زبون بگیرین برا خودت ...همه بگن ...جان ننه.... جوان ننه ....بخدا این جوان ننه کلی حرف توشه ......جان ننه ...غریب ننه .....حیف شما بی بی بین یه عده نامرد اومدین ....حیف شما بی بی ...بی بی.... خواستیم آدم باشیم اما اینجوری با شما رفتار کردن.....بی بی اصلا حیف اسمت زبون من افتاد بی بی ......اسم تو زبون مهدیِ ....صبح تا شب میگه ننه .ننه .ننه....ای پهلوان عالم ...ای پهلوان عالم ...آقا آقا آقا آقا ...آقا قربون مظلومیتت برم .....چی میخوام بگم ..... آقا ..به خاطر یه عده ما ...جلوی جسارت فاطمه چیزی نگفتید.....ننه من با حیاست دردشو نمیگه.....امیر المونین آروم از جاش بلند میشد .........آروم آروم بیاد کنار دلبرش بشینه ...اما تا میومد ...دید یه صدای میگه : تشنمه ننه ..ننه ...زینب عین پروانه بلند میشد..
محل سکونت: کره زمین

پنل اسمس

قرآن