انجمن تخصصی قاریان قرآن کریم
[مـــهم] هفته بزرگداشت سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان - نسخه قابل چاپ

+- انجمن تخصصی قاریان قرآن کریم (http://www.gharian.ir)
+-- انجمن: دیـن و مـذهــب (http://www.gharian.ir/forumdisplay.php?fid=9)
+--- انجمن: شهدا (http://www.gharian.ir/forumdisplay.php?fid=105)
+--- موضوع: [مـــهم] هفته بزرگداشت سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان (/showthread.php?tid=6741)



هفته بزرگداشت سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان - مجتبی امیری - ۱۳۹۳-۰۴-۱۵

به گزارش خادم الشهداء، در راستای معرفی شهدای والا مقام جاویدالاثر از 14 تیر ماه سال جاری؛ در سی و دومین سالگرد ربوده شدن سردار بزرگ اسلام حاج احمد متوسلیان و همراهان وی در 14 تیر ماه سال 1361 برابر با چهارم ژوئیه 1982 توسط رژیم صهیونیستی اسرائیل نیروهای «فالانژ» لغایت 21 تیر ماه 1393 هفته بزرگداشت سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان در فضای مجازی نامگذاری می شود.
لذا در همین راستا از تمامی فعالان و علاقمندان درخواست میشود خاطرات ، تصاویر، صوت و فلیم های مرتبط با این سردار بزرگ اسلام و تمامی شهدای والا مقام جاویدالاثر را در فضای مجازی منتشر و ما را در این امر یاری نمایند.
[عکس: Khadem-000-0510.jpg?itok=oATB-TXO]



RE: هفته بزرگداشت سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان - OnlyGod260 - ۱۳۹۳-۰۴-۱۵

دستهای مجروح را كه آستینهایش پاره و خونی بود از نظر گذراندم، خیلی ناجور
خون ریخته بود و دستهایش سرخ و سیاه شده بود . حاج احمد رو به بسیجی مجروح
كرد و گفت:
ـ چند روزه كه اینجا بستری هستی؟
مجروح گفت: «حدود یك هفته». حاجی پرسید: «چرا دستهایت خونی است؟» جوان
گفت: « خب تیر خوردم، خونی شده.» حاجی با همان عصبانیت پرسید: «كسی دستهایت
را نشسته؟» مجروح گفت: «نه».
حاج احمد با همان غیظ به مجروح گفت: چرا خودت دستهاتو نشستی؟» او گفت: «خب
نمی‌تونستم راه برم، برام سخته.» حاجی گفت: «از كسی نخواستی كه دستهایت رو
بشوره؟» مجروح گفت : «چرا، چند بار به پرستارها گفتم ولی كسی به حرف و
خواسته ‌ام توجهی نكرد» در نهایت حاجی از او پرسید: «از این بیمارستان راضی
هستی؟» كه بسیجی مجروح گفت: «نه! خیلی اذیتم می‌كنند….. با همین دستهای
خونی غذا خوردم و…»
حرفهای مجروح، مثل پتك بر سرم فرود می‌آمد. حاج احمد با چشمانی سرخ از خشم
رو به من كرد و گفت: « چرا وضع اینجا این جوری است؟» گفتم: «آخه برادر
احمد، من یك ساعت نمی‌شه كه از مرخصی اومدم.» این حرف عصبانیت او را بیشتر
كرد و غرید:
تو یك ساعته كه از مرخصی اومدی و به این بخش سر نزدی و قبل از سرزدن به مجروحها رفتی پای غذا خوردنت؟…
در همان حال چنگالی را كه روی میز بود برداشت و به طرفم پرت كرد و من خیلی سریع گریختم.
داد و فریاد حاجی بالا گرفت. به او گفتم اجازه بدهد كه من توضیح بدهم. یك
ربعی كه از قضیه گذشت، نشست گوشه‌ای و شروع كرد به گریستن. می‌دانستم
همیشه این گونه بود. او كه در جنگ و رویارویی با دشمن از هیچ چیز
نمی‌ترسید و باكی نداشت، در برابر ناراحتی بچه بسیجی‌ها زار زار می‌گریست و
مثل پدری دلسوز می‌سوخت. با هق هق گریه گفت:
ـ آخه تو خجالت نمی‌كشی؟ بچه‌ها با این عشق و علاقه اینجا بجنگند بعد
مجروح بشن و بیان توی این بیمارستان بخوابند اون وقت شما به این راحتی
كوتاهی كنید؟
گفتم: «آخه حاجی، اینجا توی بیمارستان، سلسله مراتب داره…» هنوز حرفم تمام نشده بود كه حاجی سرم فریاد زد:
ـ این سلسله مراتب بخوره توی سرت. سلسله مراتب كه نمی‌تونه به یه مجروح، خوب برسه به چه درد می‌خوره؟
با همان خشم از در بیمارستان خارج شد و رفت. خیلی ناراحت شدم، نمی‌دانستم چطوری مسئله را حل كنم.
شب، حاج احمد مرا خواست. پهلویش كه رفتم با گریه مرا در آغوش كشید و از
اینكه آن طوری برخورد كرده بود عذر خواست، بدجوری حالم را گرفت. چون تقصیر
از ما بود. با گریه گفت:
ـ به خدا دلم برای بچه‌های بسیجی می سوزه، پدر و مادرشان با یك امید و
آرزویی اینها را بزرگ كرده‌اند و به این راحتی برای رضای خدا از آنها دل
كنده‌اند و فرستاده‌اند اینجا، اون وقت ما درباره رسیدگی به وضعشان كوتاهی
می‌كنیم. راوی:مجتبی عسگری(از همرزمان حاج احمد متوسلیان)



RE: هفته بزرگداشت سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان - مجتبی امیری - ۱۳۹۳-۰۴-۱۶

[عکس: 82428-246541-1404556481.jpg]



RE: هفته بزرگداشت سردار جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان - مجتبی امیری - ۱۳۹۳-۰۴-۱۶

گواهی پایان خدمت حاج احمد متوسلیان


[عکس: 82396-246481-1404548723.jpg?itok=x1FuTl_v]