تبلیغات شما در انجمن قاریان (February 12, 2016)

دعوت از دوستان و قاریان قرآن کریم برای همکاری بیشتر در انجمن قاریان (February 12, 2016)

تبلیغات شما در انجمن قاریان (February 12, 2016)

دعوت از دوستان و قاریان قرآن کریم برای همکاری بیشتر در انجمن قاریان (February 12, 2016)


رتبه موضوع:
  • 18 رای - 3.39 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
❖درک قرآن❖
#1
به نام خداوند تبارک و تعالی

ان شاءالله در این تاپیک در آیه ها و لغت های قرآنی تامل بیشتری خواهیم داشت:



مطلب را با یک حدیث شروع می کنیم:


رسول گرامی فرمودند:مدارا با مردم نیمی از ایمان است و نرمش با آن ها نیمی از زندگی است.امام صادق (ع) پس از نقل کلام پیامبر (ص) فرمود: با گناهکاران در ظاهر معاشرت داشته باشید و با آن ها درگیر نشوید که به شما ستم می کنند.


ضَرَبَ (مضارعش = یَضرِبُ) چه معانی ای در قرآن دارد؟



1-زدن => اضرب بعصاک الحجر : با عصایت به سنگ بزن


2-ضرب المثل , مثال زدن , تشبیه کردن => ضرب الله مثلا : خداوند مثال زد
.
3- مسافرت کردن => و اذا ضربتم فی الارض => و هنگامی که در زمین سفر کردید

4- کناره گرفتن,اعراض کردن,دریغ کردن => اَفَنَضرِبُ عنکم الذکر صفحا (سوره ی زخرف-آیه ی 5) :آیا ما این قرآن را از شما دریغ می کنیم؟

5-سکه زدن! یعنی فلز را به صورت سکه درآورن => که اصطلاح ضرب الدّرهم را به کار می برند


توجه:در مورد آیه ی بالا یک نکته و آن هم این که: صفح :به معنای کناره گرفت, عفو و گذشت نمود,نادیده گرفت و مصدرش صفحاً می باشد

:: هر گاه یک مصدری از جنس خود فعل جمله در پایان جمله بیاید حالت تاکیدی دارد و به آن مفعول مطلق تاکیدی می گویند.این مصدر می تونه از نظر ریشه با فعل جمله همسان باشد و یا از نظر معنا! مفعول مطلق تاکیدی را ترجمه نمی کنیم و از عبارت هایی مانند قطعا,حقیقا و... استفاده می کنیم.

-----------------------------------

از ریشه ی حبر چه کلماتی در قرآن استعمال شده؟

حِبر (با حاء مکسور): اثر نیکو و پسندیده,مرکب / حَبر ( با حاء مفتوح) :به معنی عالم یهودی است => جمعش:اَحبار

اتخذوا احبارهم و رهبانهم اندادا من دون الله...

حَبَرَ (یَحبُرُ ) = به معنی شادمان شدن => فی روضة یُحبَرون / ادخلوا الجنة انتم و ازواجکم یُحبرون



--------------------------------------

رجم به چه معانی ای به کار رفته؟

رَجَمَ (یرجُمُ) => سنگ پرت کرد / سنگسار کرد => و انی عذتُ بربی و ربکم ان ترجمونِ (دخان -آیه ی 20):یعنی اگر بخواهید من را سنگسار کنید به خدا (پرودگار من و شما) پناه می برم.


:: ترجمون در اصل ترجمونی بوده که طبق قاعده ی وقف بالحذف "یاء متکلم" آن حذف شده است.


2-مرجوم: سنگسار شده => لتکوننّ من المرجومین (سوره ی شعرا) : قطعا از سنگسار شدگان می باشی.

3- رَجم: پرتاب سنگ

4- حدس و گمان => یقولون خمسة و سادسهم کلبهم رجما بالغیب : یعنی از روی حدس و گمان چیزی پرت می کنند و می گویند پنج نفر بودند و ششمی سگشان بود (سوره ی کهف)

5-رجیم : رانده شده ,مطرود => فاستعذ بالله من الشیطان الرجیم (سوره ی نحل)

6- رُجوم جمع رجم است و به معنی شهاب ها و سنگ های سرگردان در فضا : و جعلناها رجوما للشیاطین ( سوره ی ملک )


ان شاءالله اگر عمر و فرصتی باقی بود این تاپیک را ادامه خواهیم داد...
لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:
آگهی
#2
تامل بر روی دو واژه ی قرآنی :
.
.
.
[صدَّ] در قرآن به چه معنی ای به کار رفته است؟

صَدَّ ( -ِ )=> اگر مضارعش یَصِدُّ باشد معنی اش می شود:خنده و فریاد و ضجه کرد => مثال از قرآن: ولما ضُرِب ابن مریم مثلا اذا قومک منه یَصِدّون => و هنگامى كه برای آن ها مسیح پسر مريم مثال زده شد، ناگهان قوم تو از آن [مثال‏] با صدای بلند شروع به خندیدن و تمسخر کردند!


صَدَّ( -ُ ) => اگر مضارعش بر وزن یَصُدُّ باشد معنی اش می شود: بازداشت, مانع شد, اعراض کرد => مثال از قرآن : و لا یَصُدَّنکم الشّیطان => و مبادا شیطان شما را از راه بازدارد!

::خیلی از مترجمین "صدّ" را فقط اعراض کردن ترجمه می کنند در صورتی که معنای دیگری نیز دارد مثل مثال اول.



کلمه ی بعدی "فزع" است:

فَزِعَ (-َ) : ترسید , وحشت کرد , هراسید => یوم ینفخ فی الصور ففزع من فی السموات و الارض : روزی که در صور دمیده می شود پس هر کس در آسمان ها و زمین است می هراسد

2-الفَزَع : وحشت , تراس, هراس => لا یَحزُنُهم الفَزَع الاکبر => وحشت بزرگ قیامت آن ها را اندوهگین نمی کند.[یکی دیگر از تعابیر روز قیامت "فزع الاکبر" است.]

3-اگر فَزَعَ با {من} استعمال شود => فَزَعَ منه :از او ترسید

4- اگر فَزَعَ با {الیه} استعمال شود => فزَعَ الیه : به او پناه برد

5- فُزِّعَ (مجهول فَزَعَ) اگر با {عن} استعمال شود => فُزِّعَ عن : ترس و هراس برداشته شد => حتی اذا فُزِّع عن قلوبهم : هنگامی که ترس و وحشت از دل هایشان برداشته شد (سوره ی سبا)


:: نکته:اذا دو تا ترجمه دارد => اگر بر سر جمله ی اسمیه (اسم) در آید بهش می گویند{ اذای فُجائیه} و به معنی [ناگهان] است و اگر بر سر جمله ی فعلیه (فعل) در آید معنی [ هنگامی که] می دهد.



=> در مثال اول این پست => اذا, [ناگهان] ترجمه شد زیرا بر سر اسم درآمده / در مثال آخر این پست , [هنگامی که] ترجمه شد چون بر سر فعل درآمده.
لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#3
معنای واژه ی {روح} در قرآن چیست؟


کلمه ی {روح} در قرآن به معانی مختلف آمده است:

1-فرشته=> فارسلنا الیها روحنا فتمثّل لها بشرا سویا : یعنی پس فرشته ی خود را به سوی او فرستادیم تا به صورت بشری خوش سیما بر او نمایان شود (سوره ی مریم)

2- جبرئیل => قل نزّله روحِ القدس من ربک :یعنی بگو روح القدس (جبرئیل) آن را به حقیقت بر تو نازل كرده است ) / نزل به الرُّوح الامین : یعنی قرآن به وسیله ی جبرئیل نازل شد / یوم یقوم الروح و الملائکة : یعنی روزی که جبرئیل و ملائکه به پا می خیزند


3-قرآن و شریعت => اوحینا الیک روحاً من امرنا :یعن قرآن را از جانب خود به تو وحی کردیم.

4-نبوت و پیامبری => یُلقی الرُّوح من امره علی ما یشاء : یعنی خداوند نبوت را به هر که بخواهد می دهد.

5- روح و روان و مایه ی حیاتی => نفخنا فیه من رُوحنا / یسئلونک عن الرُّوح

6-حالا رَوح ( با راء مفتوح و واو ساکن) => به معنی راحتی,رحمت, نجات : لا تیأسوا من رَوح الله... : یعنی از رحمت خدا نا امید نشوید

7-رِیح => در واقع بادی است که رحمت ,همراه دارد => در اصل, رِوح بوده که {واو} بدل به {یاء} شده است => فارسلنا علیهم ریحاً / جمعش می شه : رِیاح => و ارسلنا الرِیاحَ لواقح : یعنی بادها را می فرستیم در حالی که بارور کننده اند.

8-رائِح و رائِحَة که در اصل راوِح بوده => به معنی بوی خوش

9- رَوح و رَیحان => آنچه بوی خوش همرا داشته باشد, روزی => فَرَوحٌ و رَیحانٌ و جنةُ نعیم

10-رَوَحَ اگر به باب اِفعال برود => اَراحَ : یعنی حیوان را به آغل برگرداند => حین تُریحون و حین تَسرَحون:یعنی: هنگامى که آنها را به استراحتگاهشان باز می گردانید، و هنگامى که صبحگاهان به صحرا می فرستید ( سوره ی نحل)


.............................................
امام علی (ع) فرمودند: گروهی خدا را به امید بخشش عبادت می کنند که این پرستش بازرگانان است و گروهی خدا را از روی ترس عبادت می کنند که این عبادت بندگان است و گروهی خدا را به خاطر سپاسگزاری می پرستند و این پرستش آزادگان است
لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#4
معانی کلمات ساخته شده از ریشه ی "رای":

1-رَأَی = دید => فلمّا رای کوکباً : هنگامی که ستاره ای را دید/ انی اَرَی ما لا تَرون : من می بینم آنچه شما نمی بینید

::: رَأَی در اصل رَأَیَ بوده => اعلال می شه و {یاء} آخر ساکن می گردد.

2-رَأی به باب افعال برود => اَرَی : نشان داد => قل اَرونیَ الذین الحقتم به شَرکاء : بگو به من نشان دهید کسانی را که عنوان شريك به خداوند ملحق ساخته ايد/ رََبِّ اَرِنی کیف یُحیی الموتی : پرودگارا به من نشان بده که چگونه مردگان را زنده می کنی


3- الرَّأی = دیدگاه , نظر , عقیده => جمعش :آراء

4- مِرآة = آینه => در حدیث داریم:المومن مرآة المومن

5-اَرَأَیتم = یعنی اَخبِرونی ( من را آگاه کنید) =>قل ارأیتم ان اصبح ماءکم غورا فمن یاتیکم بماء معین: یعنی بگو: به من خبر دهید اگر آب شما به زمین فرو رود چه كسی آب روان برایتان خواهد آورد؟

6-الرِّئا یا الرِّیا = خودنمایی و تظاهر, به رخ دیگران کشیدن => یُنفق ماله رِئا الناس : ثروتش را برای تظاهر و خودنمایی انفاق می کند.

7-الرِّئی = منظر و قیافه => و کم اهلکنا قبلهم من قرنٍ هم احسن اثاثا و رِئیاً :چه بسیار نسل هایی بودند که قبل از ایشان هلاک کردیم آن ها هم از لحاظ اثاث و هم از لحاظ قیافه از این ها بهتر بودند.

8- رَائَی = ریا کرد => الذین هم یُرآءُون : آن ها که ریاکاری می کردند.

9-رُءیا =خواب => لا تَقصُص رُءیاک علی اخوتک : خوابت را برای برادرانت تعریف نکن
لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#5
مروری بر معانی ریشه ی {عشر} در قرآن:


1-مِعشار و عُشر = یک دهم => و ما بلغوا معشار ما آتیناهم
:یعنی حتى به یک دهم آنچه به اقوام پیشین دادیم نمی رسند


2-اِعشار = باردار شدن شتر ماده

3-عِشار جمعِ عُشَراء => یعنی شتر ماده ای که ده ماه از بارداری او گذشته باشد => و اذا العِشار عُطِّلت: یعنی و هنگامی که شتران ماده ( در ماه آخر بارداری) بچه ی خود را بر زمین نهند.

4-عِشرَة = خوشی , شادکامی و خوشدلی

5-عاشَرَ = رفتار و برخورد کردن => و عاشروهن بالمعروف => با زنان به نیکی رفتار کنید

6-عشیر و مُعاشر = رفیق => لبئس المولی و لبئس العَشیر => چه بد دوست و همدمی است

7-مَعشَر = گروه , مردم و جماعت => یا مَعشَرَ الجن و الانس => جمعش می شه: مَعاشِر=> نحن معاشر الانبیاء اُمرنا ان نکلم الناس علی قدر عقولهم=> یعنی ما گروه پیامبران امر شده ایم که یبا مردم در حد فهم و درکشان صحبت کنیم

8-عَشیرة = خانواده و تبار و جمعش می شه عَشائر => ازواجکم و عشیرتکم

9-عاشِر = دهم / عاشورا = روز دهم محرم

10-عَشَر و عَشرَة = ده

11-عِشرون = بیست


----------------------------------------------------


قال رسول الله (ص): کل مولود یولد علی الفطرة حتی یکون ابواه یُهَوِّدانه و یُنَصِّرانه و یُمَجِّسانه

پیامبر اکرم فرمودند: هر فرزندی بر فطرت پاک اسلام تولد یافته است مگر این که پدر و مادرش او را یهودی و نصرانی و زرتشتی کند.

لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#6
بررسی معانی دو واژه در حالت مجرد و مزید:
.
.
.

1- فَیَضَ = فاضَ ( -ِ ) = جاری شد, پر شد , ریخت => اعیُنهم تَفیضُ من الدمع ( مائده-آیه ی 13) : چشمانشان از اشک پر می شود...

::: حرف علة ی متحرک ماقبل مفتوح قلب به الف می شود => {فَیَ} تبدیل به {فا} می شود.

2- اَفاضَ (باب اِفعال) = ریخت و روان ساخت / فیض رساند => اَن اَفیضوا علینا من الماء او مما رزقکم الله ( سوره ی اعراف) : در این آیه گفت و گوی جهنمیان و بهشتیان را مطرح می کند => اهل آتش به اهل بهشت می گویند: از آن آب یا غذایی که خدا به شما روزی داده به ما فیض برسانید ( برما فروبریزید)...

3- اَفاضَ ( باب اِفعال) = کوچ کردن / وارد شدن / فرو رفتن => ثم افیضوا من حیث اَفاضَ الناس ( بقره-آیه ی 199) :یعنی از همان سمتی که مردم وارد می شوند شما هم وارد شوید.../ هو اعلم بما تُفیضُون فیه ( احقاف-آیه ی 8) = خدا داناتر است در آن چیزی که وارد می شوید...


--------------------------------------------------


1- عَزَّ = عزت و ارزش داد => تُعزُّ من تشاء : یعنی به هر کس که بخواهی عزت و ارزش می بخشی

2- اما اگر عزَّ به باب تفعیل برود => عَزَّزَ = یعنی تقویت کرد / نیرو داد => فَعَزَّزنا بثالثٍ ( سوره ی یس) : یعنی با (نفر) سومی تقویت کردیم...

جریان آیه این بوده => اذ ارسلنا اليهم اثنين فكذبوهما فعزّزنا بثالث: هنگامی که دو نفر را به سمت آن ها فرستادیم پس تکذیبشان کردند پس ما با نفر سومی آن ها را نیرو دادیم... که داستان مربوط به مومن آل یاسین می باشد.


---------------------------------------

سباق الأمم ثلاثة لم یکفروا بالله طرفة عین ، علی بن أبی طالب وهو افضلهم و مومن آل یاسین و مومن آل فرعون:

پیشتازان امت ها سه نفرند که چشم بر هم زدنی به خدا کافر
نشدند: امام علی (ع) و مومن آل یاسین و مومن آل فرعون و همانا علی (ع)
بهترین آن ها می باشد.
لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#7
بسم الله الرّحمن الرّحیم

معانی مختلف هدی در قرآن(نسبی) طبق نظر جناب سیوطی

اهدنا الصّراط المستقیم:ثبات وپایداری

اولئک علی هدی من ربّهم:بیان

انّ الهدی هدی الله:دین

ویزیدالله الّذین اهتدوا هدی:ایمان

ولکلّ قوم هاد...رعد7...وجعلناهم ائمّة یهدون بأمرنا...انبیاء73:دعوتگر

فإمّا یأتینّکم منّی هدی...طه123:پیامبران وکتاب های آسمانی

وبالنّجم هم یهتدون...نحل16 :معرفت

ولقدجاءهم من ربّهم الهدی ...نجم23 :قرآن

ولقد اتینا موسی الهدی ...غافر53 :تورات

واولئک هم المهتدون ...بقره 157 :استرجاع

انّ الله لا یهدی القوم الظّالمین :حجت ودلیل

ان نتّبع الهدی معک... قصص57 :توحید

فبهداهم اقتده، وانّا علی آثارهم مقتدون ...زخرف22 :سنت وروش

وانّ الله لا یهدی کید الخائنین ...یوسف 52 :اصلاح

اعطی کلّ شیءخلقه ثم هدی ...طه 50 :الهام

انّاهدنا الیک ...اعراف156 :توبه

ان یهدینی سواء السّبیل... قصص22:ارشاد

بسم الله الرّحمن الرّحیم

تا گرسنه نشدی مخور و پیش از سیر شدن دست از خوردن بکش...
پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#8
معنای واژه ی{ بثّ}:


اگر فعل باشد => بَثَّ ( -ُ ) به معنی پراکنده کرد:::> و فی خلقکم و ما یَبُثُّ من دآبَّةٍ آیاتٌ لقومٍ یعقلون : در خلقت شما و آنچه از جنبندگان پراکنده می کند نشانه هایی است برای اهل تعقل و تفکر


اگر اسم باشد => به معنی حزن و اندوه است:::> قال انما اشکو بَثِّی و حُزنی الی الله : حضرت یعقوب فرمود: همانا من شکایت حزن و اندوهم را نزد خدا می برم...

------------------------------
معانی ریشه ی {فتن}:


فَتَنَ ( -ِ ) = امتحان کرد ,سنجید , آزمود => اَحَسِب الناس اَن یُترَکوا اَن یقولو آمنّا و هم لا یُفتَنون؟ : آیا مردم فکر کرده اند همین که بگویند ایمان آورده ایم رها می شوند و مورد امتحان و آزمایش قرار نمی گیرند؟(سوره ی عنکبوت)

فاتِن (اسم فاعل) = فریب دهنده => ما اَنتم علیه بفانتین : شما فریب دهنده نیستید (سوره ی صافات)

مَفتون = فریب خورده و گمراه => بَایِّکم المفتون => کدام یک از شما فریب خوردگانید؟ (سوره ی قلم)

فُتون (مصدر) = آزمایش => و فَتَّناک فُتونا : و تو را حقیقتا آزمودیم ( سوره ی طه)

فتنه = امتحان و آزمایش => انما اموالکم و اولادکم فتنة: همانا اموال و فرزندان شما امتحان هستند( سوره ی تغابن)

فتنه = آشوب, اختلاف افکنی در بین مردم => الفتنة اشدُ من القتل: آشوب و دو دستگی ایجاد کردن بین مردم از قتل بدتر است( سوره ی بقره)


لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#9
{تَترَی} به چه معنی است؟

تَترَی مصدر سماعی از ریشه ی وَتَرَ می باشد

1) وَتَرَ ( -ِ ) = قطع کرد , برید , از او کاست => و الله معکم و لن یَتِرَکم اعمالکم (سوره ی محمد) : و خدا با شماست و هرگز از اعمال شما نمی کاهد.

2) وَتَر (اگر اسم باشد) = زه و کمان => جمعش = اَوتار / وِتار

3) وَتر یا وِتر = تنها , تک , فرد => نماز وَتر = فقط یک رکعت است / در مقابلش شفع است به معنی = زوج , جفت => و الفجر و لیالٍ عشرٍ و الشفع و الوتر

4) تواتُر = مصدر باب تفاعُل = پی در پی آمدن

5) تَتری = مصدر ثلاثی مجرد و سماعی است به معنی پی در پی => ثُمَّ ارسلنا رسلنا تَتری = فرستادگان خود را پی در پی فرستادیم (سوره ی مومنون)

نکته این که:تَترَی در اصل وَترَی بوده! => "واو" بدل به "تاء" شده است.مانند تَقوَی که در اصل وَقوَی بوده است.


-----------------------------------------------------


و من الناس من یَعبُد الله علی حرف ....

و بعضی از مردم خدا را فقط به زبان عبادت می کنند...

سوره ی حج - آیه ی 11

لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#10
معانی ریشه ی {قضی}:

قَضَی در اصل به معنای امری را فیصله دادن است و در قرآن به چند معنی آمده است:

1-اراده کرد => اذا قضی امراً فانّما یقول له کن فیکون:هنگامی که خداوند اراده کند کافی است به آن بگوید باش پس می شود.


2-حکم داد/فرمان داد => و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه:و پرودگارت فرمان داد که جز او را نپرستید


3-اعلام کرد=> و قضینا الی بنی اسرائیل فی الکتاب لتفسدُنَّ فی الارض مرّتَین...:ما به بنی اسرائیل در تورات اعلام کردیم که دوبار در زمین فساد خواهید کرد...


4-تمام کرد => فلما قضی موسی الاجل:هنگامی که موسی مدت زمان تعیین شده (مدت قراردادش با شعیب) را تمام کرد و به پایان رساند/فاذا قَضَیتم مناسککم فاذکروا الله کثیرا : پس هنگامی که مناسک حج را به پایان رساندید خدا را بسیار یاد کنید


5-انجام داد/ عمل کرد => فاقضِ ما انت قاضٍ:يعنى انجام بده آن چه را تو حکم کننده ای.در این جا {فاقض} یعنی انجام بده و {قاض} هم اسم فاعل است و در معنی حکم کننده است:> معنی روانش می شد: هر کاری می خواهی بکن.


6-کشتن /مردن=> فَوَکَزَه موسی فقضی علیه: موسی با مشت بر سر او کوبید پس او مرد / و نادوا يا مالك ليقض علينا ربّك قال انّكم ماكثون:و ندا می دهند:اى مالك! از پروردگارت بخواه كه مرگ را بر ما فرو فرستد، اما او مى گويد: شما ماندگاريد / لا يقضى عليهم فيموتوا و لا يخفّف عنهم من عذابها: يعنى مرگ را بر آنها فرو نمى فرستد كه راحت شوند و عذاب از آن ها كاسته نمى شود

::: معمولا با حرف جر علی می آید


7-کام گرفت => فلما قضی زیدٌ منها وطراً

نکته:وطر یعنی نیاز و حاجت و جمعش می شود اوطار

8-قضی به معناى آفريدن=> فقضاهنّ سبع سماوات فى يومين: يعنى هفت آسمان را در دو روز آفريد

10-داوری کردن:و اللّه يقضى بالحقّ و هو خير الفاصلين : و خداوند است كه به حق داورى مى كند و او بهترين داوران است

11-مَقضِی (اسم مفعول) :واقع/ حکم شده => و کان امرا مقضیاً:یعنی باشد امری حتمی و واقع شدنی

12-اِقتِضاء:حکم کردن زمان

13-اِنقضاء (باب انفعال) : سپری شدن


...................

پیامبر خدا می فرمایند:

ینبغی للمومن ان لا یموت حتی یتعلم القرآن او یکون فی تعلیمه:

سزاوار است که مومن نمیرد مگر آن که قرآن را یاد گرفته باشد یا در حال فراگیریش باشد
لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



پاسخ }}
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ❖ معجزه ی ادبی قرآن❖ Bahar 2 2,252 2014-06-21, 07:00 PM
آخرین ارسال: مجتبی امیری
  [مـــهم] شبهات بهاییت به قرآن! Bahar 7 3,637 2014-06-17, 03:00 PM
آخرین ارسال: Bahar
  مشاعره لغات قرآن به انگلیسی Fateme.a 31 12,010 2012-07-24, 06:36 PM
آخرین ارسال: Fateme.a

پرش به انجمن:

پنل اسمس

قرآن

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'gharian_mybb.mybb_threadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('6375')