تبلیغات شما در انجمن قاریان (February 12, 2016)

دعوت از دوستان و قاریان قرآن کریم برای همکاری بیشتر در انجمن قاریان (February 12, 2016)

تبلیغات شما در انجمن قاریان (February 12, 2016)

دعوت از دوستان و قاریان قرآن کریم برای همکاری بیشتر در انجمن قاریان (February 12, 2016)


رتبه موضوع:
  • 26 رای - 3.69 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
✿◕✿ ویژه نامه ولادت باب الحوائج امام موسی کاظم (ع) ✿◕✿
#1
به نام خدا
سلام

[عکس: kazem.jpg]


ولادت تا امامت
پيشواى هفتم; حضرت موسى بن جعفر عليه‏السلام در روز هفتم ماه صفرسال صد و بيست و هشت هجرى در «ابواء» ديده به جهان گشود. پدر گرامى‏اش امام‏صادق عليه‏السلام و مادر ارجمندش «حميده‏» بربريه، يكى از زنان با فضيلت‏بود.
او به حدى از اصالت‏خانوادگى و فضايل انسانى برخوردار بود كه امام صادق‏عليه‏السلام درباره‏اش فرمود: «حميده مصفاه من الادناس، كسبيكه الذهب، مازالت‏الاملاك تحرسها حتى اديت الى كرامه من‏الله لى و الحجه من بعدى; حميده ازپليدى‏ها پاك است; مانند شمش طلا، فرشتگان همواره او را نگهدارى كردندتا به من‏رسيد، به خاطر كرامتى كه خدا نسبت‏به من و حجت پس از من فرمود.»
نامى كه‏براى اين كودك انتخاب گرديد، موسى بود كه تا آن روز در خاندان رسالت و امامت‏سابقه نداشت و يادآور مجاهدت‏هاى موسى بن عمران (ع) بود. آن حضرت با القاب‏كاظم; عبد صالح و باب الحوائج و ... نيز ياد مى‏شد و مشهورترين كنيه‏اش ابوالحسن‏و ابو ابراهيم بود. امام كاظم (ع) در دوران كودكى تحت مراقبت و تربيت پدر ومادر گرامى‏اش، مراحل رشد و كمال را پيمود و مدت بيست‏سال از دوران زندگى خودرا در محضر پرفيض و مكتب سازنده پدر سپرى كرد.
آن حضرت در اين مدت از سيره و عمل عالى و ارزنده پدر بزرگوارش الهام مى‏گرفت واز علوم و دانش او بهره مى‏جست; به طورى كه امام صادق عليه‏السلام دستور داد زنان‏مسلمان، براى فراگيرى مسايل دينى به او مراجعه كنند.


تحكيم امامت
در زمان امام صادق عليه‏السلام عده‏اى از ياران آن حضرت، اسماعيل،فرزند بزرگ ايشان را امام آينده خود مى‏پنداشتند. اما آنگاه كه اسماعيل در سنين‏جوانى از دنيا رفت امام ششم از مرگ او خبر داد و حتى امام جنازه فرزندش را به‏بزرگان قوم، نشان داد تا علت ريشه عقيده پيشوايى اسماعيل را بخشكاند.
امام(ع) بعد از مرگ اسماعيل در فرصت‏هاى مناسب يارانش را به امام پس از خود، موسى‏بن جعفر (ع) راهنمايى مى‏كرد كه به چند نمونه اشاره مى‏كنيم:
1 مفضل بن عمر مى‏گويد: «كنت عند ابى عبدالله عليه‏السلام فدخل ابوابراهيم‏موسى (ع) و هو غلام، فقال لى ابو عبدالله عليه‏السلام: استوص به، و ضع امره عندمن تثق به من اصحابك; خدمت امام صادق (عليه‏السلام) بودم كه ابو ابراهيم; موسى‏بن جعفر كه در سن جوانى بود، وارد شد.
امام فرمود: وصيت مرا درباره اين بپذير و بدانكه او امام است و موضوع امامت‏او را با هر يك از اصحاب خود كه مورد اطمينان‏اند، در ميان بگذار.
2 اسحاق بن جعفر بن محمد (ع) مى‏گويد: «روزى خدمت پدرم بودم كه على بن عمربن على; پسر امام چهارم (ع) از پدرم پرسيد: قربانت گردم، بعد از شما به چه كسى‏پناه ببريم؟ فرمود: كسى كه دو لباس زرد پوشيده، و دو گيسو دارد و اكنون از طرف‏اين در نزد تو مى‏آيد. او هر دو لنگه در را با دو دستش باز مى‏كند.
چيزى نگذشت كه ديديم دو دست دو لنگه در را گرفته، و آنها را گشود و ظاهر گشت.
او ابو ابراهيم (ع) بود كه روبروى ما قرار گرفته بود».
3 صفوان جمال‏مى‏گويد: منصور بن حازم به امام صادق (ع) عرض كرد:
پدر و مادرم به قربانت، مرگ هر صبح و شام به سراغ جان‏ها مى‏آيد، اگر اتفاقى‏افتاد، امام كيست؟ امام صادق (ع) در حالى كه با دست‏به شانه است ابوالحسن (ع)مى‏زد، فرمود: اگر چنين شد، امام شما اين است.
4 على بن جعفر مى‏گويد: پدرم امام صادق (ع) به گروهى از اصحابش فرمود:
«سفارش مرا درباره فرزندم موسى بپذيريد; زيرا او از همه فرزندانم و از كسانى‏كه از من به يادگار مى‏مانند، برتر است و جانشينم پس از من و حجت‏خدا بربندگانش خواهد بود.»

.
اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

پاسخ }}
سپاس شده توسط:
آگهی
#2
به نام خدا

دوران امامت
دوران امامت امام موسى بن جعفر (عليه‏ السلام)از سال صد و چهل و هشت‏ شروع شد و تا سال صد و هشتاد و سه هجرى به طول انجاميد. در مدت سى و پنج‏سال امامت ‏با خليفه‏ هاى وقت; منصور دوانيقى، مهدى، هادى وهارون ‏الرشيد معاصر بود. حضرت، پس از رحلت پدر، رهبرى و ارشاد علمى و فكرى را به عهده گرفت و گروه ‏زيادى از دانشمندان، محدثان، مفسران، فقها و متكلمان را پرورش داد. شرايط سياسى و حكومت منصور ايجاب مى ‏كرد كه امام (عليه‏السلام) مبارزه خود را ازابعاد علمى آغاز كند و از طريق نشر معارف به جلوگيرى از شيوع عقايد منحرف‏ بپردازد.

در همين راستا داستان ذيل را مى ‏خوانيم: منصور دوانيقى پس از اين كه امام صادق(عليه‏السلام) را مسموم كرد، زمينه را براى از ميان برداشتن ديگر مخالفان مناسب‏ديد; از اين‏رو به فرماندار مدينه، محمد بن سليمان نوشت: «اگر جعفر بن محمدشخصى را جانشين خود قرار داده، او را احضار كن و گردنش را بزن‏» فرماندار درپاسخ نوشت: جعفر بن محمد در وصيت نامه‏اش 5 نفر را جانشين خود قرار داده است;منصور دوانيقى، محمد بن سليمان فرماندار مدينه عبدالله بن جعفر، موسى بن‏جعفر و حميده همسر آن حضرت. در پايان نامه فرماندار، از خليفه كسب تكليف كردكه كدام يك را گردن بزند. منصور كه هرگز تصور نمى‏كرد با چنين وضعى روبه رو شود، به شدت خشمگين شد و گفت: اينها را نمى‏ توان كشت. البته مخفى نماند كه امام صادق (عليه‏السلام) با تنظيم ‏چنين وصيت نامه سياسى توانست ا زقتل امام موسى (ع) جلوگيرى كند و اين‏گونه وصيت‏از باب تقيه بود; زيرا نزد شيعه لياقت نداشتن چند نفرى كه در وصيت نامه حضرت‏ ذكر شده‏ اند، واضح و روشن بود.

آن امام مظلوم به خاطر حق گويى و افشاگرى بر ضد خلفاى بنى عباس; مخصوصا هارون ‏الرشيد همواره زندانى بود و بين چهار تا هفت‏ سال از عمر شريفش را در زندانهاى ‏مخوف به سر برد. در اين راستا دو ماجراى ذيل مورد توجه تاريخ نگاران قرار گرفته است.

1 مهدى عباسى، سومين خليفه عباسى براى سرپوش گذاشتن بر جنايات خود، روزى‏ اعلام كرد، مى ‏خواهم مظالم مردم و حقوقى را كه مردم بر گردنم دارند، به‏ صاحبانشان بدهم. امام كاظم (عليه‏السلام) اين مطلب را شنيد و نزد مهدى عباسى رفت. مهدى ظاهرا به اداى حقوق مردم اشتغال داشت، به او فرمود: چرا حقوق از دست‏رفته ما باز نمى ‏گردد؟ مهدى عباسى گفت: حقوق شما چيست؟ امام فرمود: «فدك‏». مهدى گفت: حدود فدك رامشخص كن تا به شما بازگردانم. امام (ع) فرمود: حد اول آن كوه احد، حد دوم عريش‏ مصر، حد سوم «سيف البحر» حدود شام و سوريه و حد چهارمش «دومه الجندل‏» (بين‏شام و عراق) است. مهدى پرسيد همه اينها از حدود فدك است؟ امام كاظم (ع) پاسخ داد: آرى. به يكباره آثار خشم در چهره مهدى عباسى آشكارشد، چرا كه امام فهماند حكومت همه دنياى اسلام بايد در دست ائمه باشد. پس خليفه‏ از جا برخاست و از آنجا رفت در حالى كه مى ‏گفت: «اين حدود بسيار است، بايدپيرامون آن بينديشم‏».

2 روزى ديگر هارون از امام كاظم (ع) فدك را تقاضاكرد و گفت: فدك را بگير تا رسما آن را به تو واگذار كنم. امام كاظم (ع) هيچ‏ عكس‏ العملى نشان نداد. هارون اصرار زيادى نمود تا اينكه حدود آن چه اندازه است؟ امام فرمود: اگر آن را مشخص كنم، در اختيار من نخواهى گذاشت. هارون اظهار داشت: به حق جدت قطعا آن را در اختيار تو مى ‏گذارم. امام (ع) فرمود: حد اول آن، «عدن‏» (قسمتى از يمن). چهره هارون عوض شد امام‏ ادامه داد: حد دوم آن «سمرقند» است; رنگ چهره هارون بيشتر تغيير كرد. امام‏ اضافه كرد: حد سوم آن، «آفريقا» است. هارون از اين سخن به قدرى ناراحت‏ شد كه ‏رنگش سياه گشت امام فرمود: حد چهارم آن، «سيف البحر» است. هارون گفت: «فلم يبق لنا شى‏ء»; بنابراين چيزى براى ما باقى نمى‏ ماند. امام فرمود: من گفتم كه تو آن را در اختيار من نخواهى گذاشت. هارون در همين هنگام تصميم كشتن آن حضرت را گرفت.

شيوه مبارزاتى
امام ‏عليه ‏السلام به روشهاى مختلف در برابر حكومت عباسى موضع‏گيرى مى ‏كرد و يارانش رادر اين زمينه راهنمايى مى ‏فرمود. براى نمونه به دو مورد اشاره مى ‏كنيم:

1 امام (ع) به صفوان فرمود: همه ويژگيهاى تو جز يك مورد پسنديده است چراشترهاى خود را به هارون كرايه مى‏ دهى. عرض كرد: براى سفر حج كرايه مى ‏دهم و خودم هم به دنبال شترها نمى ‏روم. فرمود: آيا دوست ندارى، هارون حداقل تا بازگشت از مكه زنده بماند تا كرايه ‏ات ‏را بپردازد؟ گفت: چرا. حضرت فرمود: «من احب بقائهم فهو منهم و من كان منهم كان ورد النار; كسى كه‏دوست دار بقاى ستمگران باشد، از آنان بشمار مى‏آيد و هر كس با آنان باشد، جايش‏در آتش است.»

2 به زياد بن سلمه فرمود: اى زياد; اگر از پرتگاه بلندى فروافتم و پاره پاره گردم، برايم بهتر است از اين كه در دستگاه جور منصبى ‏رابپذيريم; يا بر بساط يكى از آنان قدم بگذارم. امام كاظم (ع) با بر حذرداشتن ياران از پذيرفتن منصب دولتى كه تقويت‏ حاكمان ظالم را در پى داشت و ضمن‏اين كه خط بطلانى بر مشروعيت دستگاه خلافت عباسى مى‏ كشيد، زمامداران غاصب را به ‏انزوا كشانده، از داشتن پايگاه مردمى نيز محروم مى‏ساخت. البته امام با اشغال مناصب مهم توسط ياران شايسته و مورد اعتماد مخالفت ‏نمى ‏كرد; زيرا كسب اين موقعيت از يك سو موجب نفوذ در دستگاه حكومتى مى‏شد و ازسوى ديگر باعث مى‏شد مردم تحت‏ حمايت كارگزاران نفوذى امام قرار بگيرند. به قدرت رسيدن «على به يقطين‏» در دستگاه خلافت در همين راستا بود. وى كه از شاگردان‏برجسته امام و شخصيتى مورد اعتماد بود; از طرف هارون به وزارت برگزيده شد. على ‏بن يقطين در تمام مدت وزارت، دژى استوار و پناهگاهى مطمئن براى شيعيان محسوب‏ مى‏ شد و در آن شرايط دشوار براى تامين اعتبارات لازم به منظور حفظ حيات واستقلال اقتصادى ياران امام (ع) نقش مؤثرى ايفا مى‏ كرد. جالب اين كه وى چندين‏بار خواست از پست‏خود استعفا دهد، كه امام (ع) او را از تصميمش برگرداند.

.
اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#3
سيره عملى و اخلاقى
الف) عبادت
شناخت ويژه امام هفتم حضرت موسى بن جعفر (ع)از خداوند، او را به عبادتى افزون و راز و نيازى عاشقانه با پروردگار سوق‏مى‏داد. از اين رو به محض فراغت از كارهاى اجتماعى، به عبادت و نيايش مى‏پرداخت.
هنگامى كه امام به دستور هارون به زندان افتاد، عرض كرد: «پروردگارا! مدتهابود از تو مى‏خواستم فراغت‏براى عبادت به من عطا فرمايى، اينك خواسته‏ام رابرآورده ساختى، تو را بر اين نعمت‏سپاس مى‏گويم.» در عبادت آن بزرگوار همين بس‏كه در زيارتش مى‏خوانيم: «... الذى كان يحيى الليل بالسهر الى السحر بمواصله‏الاستغفار حليف السجده الطويله و الدموع الغزيره و المناجات الكثيره و الضراعات‏المتصله‏» آن بزرگوارى كه شب تا صبح به استغفار بيدار و شب زنده‏دار بود و درسجده طولانى با چشم اشك‏بار با خدا به مناجات و راز و نياز و زارى به درگاه خدامشغول بود و اين دعا را بسيار مى‏خواند: «اللهم انى اسئلك الراحه عند الموت‏و العفو عند الحساب‏» خدايا! آسايش هنگام مرگ و بخشايش هنگام حساب را از تومى‏خواهم.

ب) گذشت و بردبارى
لقب «كاظم‏» براى حضرت گوياى همين خصلت و شهرت ايشان به‏فرو خوردن خشم و غضب است. ابن حجر عسقلانى; دانشمند و محدث اهل سنت مى‏نويسد:
«موسى كاظم، وارث علوم پدر و داراى فضل و كمال او بود. در پرتو گذشت وبردبارى فوق‏العاده‏اى كه در رفتار با مردم نادان از خود نشان داد، كاظم لقب‏يافت...»

نمونه‏اى از بردبارى حضرت
مردى در مدينه با دشنام و توهين امام‏عليه‏السلام را آزار مى‏داد. برخى از ياران امام (ع) پيشنهاد كردند او را از ميان‏بردارند. اما امام (ع) آنان را از اين كار منع كرد. و از محل كار او درمزرعه‏اى بيرون مدينه بود، پرسيد آنگاه به چهارپايى سوار شد و خود را به مزرعه‏او رساند. مرد با ديدن امام فرياد مى‏زد زراعت مرا پايمال نكن!
اما حضرت‏اعتنايى نكرد و همچنان جلوتر مى‏آمد. وقتى روبروى مرد كشاورز رسيد، پياده شد وبا گشاده‏رويى پرسيد:
براى اين مزرعه چقدر خرج كرده‏اى؟
گفت: صد دينار. فرمود: اميدوارى چقدر سود نصيب تو شود؟ گفت: دويست دينار.
حضرت سيصد دينار به او داد و فرمود: زراعت هم از آن خودت; بدان آنچه را كه‏اميدوارى برداشت كنى، خدا به تو خواهد رسانيد.
آن مرد بى‏درنگ از جا برخاست و سر امام كاظم (ع) را بوسيد و با نهايت پوزش ازامام خواست گناهش را ناديده بگيرد.
امام (ع) تبسمى كرد و بازگشت ...
روز بعد آن شخص در مسجد نشسته بود كه امام وارد شد. تا نگاه مرد به امام (ع)افتاد، گفت: خدا بهتر مى‏داند سالت‏خود را در كدام خاندان قرار دهد.
دوستان باشگفتى پرسيدند كه داستان چيست؟ تا ديروز به امام دشنام مى‏گفتى. اودوباره امام (ع) را دعا كرد و با دوستانش به ستيزه برخاست.
امام (ع) از يارانش پرسيد: كدام بهتر است; نيت‏شما يا رفتار من؟

ج) كار وتلاش
موسى بن جعفر (ع) زمين زراعت داشت و خود به كشاورزى مى‏پرداخت.
حسن بن على; يكى از ياران و شاگردان آن حضرت از قول پدرش اينگونه نقل مى‏كند:
«موسى بن جعفر (ع) را در مزرعه‏اش در حالى كه در اثر شدت تلاش و فعاليت، عرق تاقدمهايش رسيده بود، ملاقات كردم. پرسيدم: فدايت‏شوم مردان (كارگرانتان) كجاهستند كه خود اين گونه مشغول كار هستيد؟
فرمود: اى على، بزرگوارتر از من و پدرم با دست‏خودشان در امر زراعت كارمى‏كردند. عرض كردم آنان كيستند؟
فرمود: جدم رسول خدا (ص) و اميرالمؤمنين و پدران بزرگوارم سپس فرمود: كشاورزى‏از كارهاى پيامبران و فرستادگان الهى و نيكوكاران است.»

د) سخاوت و كرم
جود و سخاوت، از بارزترين صفات پيشواى هفتم (ع) بود. امام امكانات مالى خود را كه‏از راه زراعت و كشاورزى بدست آورده بود، در اختيار نيازمندان مى‏گذاشت. اين‏جمله كه «تعجب از كسى است كه كيسه بخشش موسى به جعفر (ع) به او رسيده باشدولى باز اظهار تنگ‏دستى كند.» در مدينه به صورت ضرب‏المثل درآمده بود.
آن بزرگوار، مواد غذايى و ديگر نيازمندى‏هاى ضرورى را به خانه مستمندان مدينه‏مى‏برد بى‏آنكه حتى خود مستمندان بدانند اين نعمتها از كجا رسيده است.
اللّهُمَّ صَلِّ علی مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعینْ

پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#4
[عکس: g10142.gif] [عکس: 92605018047730229875.gif] [عکس: g10142.gif]

تو را باب الحوائج ناميدند؛
كه هيچ خواهشى در آستانه كرامتت بى ‏پاسخ نبود.
در شگفتم از آن صبرِ بالا بلند كه در تو سر بر اوج مى ‏زد
و ظلم و كفر و زمانه را انگشت به دهان كرده بود.

زنجير بر دست و پاى آفتاب،
چه قصه تلخى است!
ديدن خورشيد در زنجير چه ناگوار است!
تقواى به ارث رسيده از عصمت نبوى را نمى ‏توان
با هيچ زليخاى فتنه ‏گرى، به وسوسه واداشت
و استقامت فاطمى را با هيچ آزارى
به زانو نمى ‏توان در آورد.

تنها ورد نمازهاى شبت،
«أَسْئَلُكَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ» بود؛
همچون مادر معصومه‏اى كه در آغاز جوانى،
«عَجِّلْ وَفاتى» مى‏ گفت.


[عکس: item14.gif]
[عکس: 107.gif]

زمين در چرخش خويش، هفتمين بشارت را از آسمان برگرفت
و رداى سبز امامت را به دوش غنچه‏ اى ديگر از باغ امامت انداخت
و همان هنگام، علوم گذشتگان و آيندگان، بر سينه نورانى ‏اش روانه شد؛
چونان كه تصوير تمامى عالم در اقيانوس شفاف و زلالش نمايان شد.

يا موساى كاظم! ميلاد تو، سرآغاز وزش موهبت الهى است.
آن هنگام كه خشم را فرو مى‏ خورى،
وسوسه شيطان در برابر عظمت آدمى چه حقير است!

شكيبايى تو، دل را مجذوب دردى مى ‏كند
كه ابزار فرهيختگى روح است
و تو چه زيبا اين مفهوم را معنا مى ‏كردى!

كرامتت از بندگى محضى است كه
در سايه ‏سار صبر خويش، تقديم دوست كردى.

مبارك است ظهور روشنى‏ ات در عبور زمان؛
در ضريح خيال مؤمنين.
خورشيد هفتم!
تولد تو، شكفتن باغ سبز تقرّب در كوير خشكيده زمين است.


[عکس: 107.gif]


پاسخ }}
سپاس شده توسط:
#5
بسمه تعالی
[عکس: 03386433959378833466.jpg]
پاسخ }}
سپاس شده توسط:


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ๑۩๑ویژه نامه شهادت ثامن الحجج امام رضا (ع)๑۩๑ shia 12 9,141 2014-01-02, 06:54 PM
آخرین ارسال: یانور
  ๑۩๑ویژه نامه رحلت پیامبر رحمت محمد مصطفی(ص)๑۩๑ shia 10 3,187 2013-12-30, 08:43 PM
آخرین ارسال: allameh
  ๑۩๑ویژه نامه شهادت تنهاترین سردار امام حسن مجتبی (ع)๑۩๑ shia 7 6,080 2013-12-30, 08:43 PM
آخرین ارسال: allameh
  ๑۩๑ ویژه نامه اربعين حسيني ๑۩๑ shia 15 6,160 2013-12-23, 05:27 PM
آخرین ارسال: پروانه
  اربعین، چرا فقط امام حسین(ع)؟ allameh 0 1,475 2013-01-02, 01:02 PM
آخرین ارسال: allameh
  ۩ ♥ ۩ ویژه نامه شهادت حضرت رقیّه(س) ۩ ♥ ۩ allameh 1 2,074 2012-12-19, 03:29 AM
آخرین ارسال: سعید پلیمر
  کلیپ شهادت امام رضا(علیه السلام) سعید پلیمر 0 2,130 2012-01-24, 02:30 AM
آخرین ارسال: سعید پلیمر
Video [مـــهم] شهادت امام رضا ع تسلیت باد - دانلود مداحی am-ma 0 1,736 2012-01-22, 11:27 PM
آخرین ارسال: am-ma
  ویژه نامه ولادت امام باقر العلوم ( علیه السلام ) shia 2 2,381 2011-01-11, 05:49 PM
آخرین ارسال: shia

پرش به انجمن:

پنل اسمس

قرآن

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'gharian_mybb.mybb_threadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('1789')