زمان کنونی: ۱۳۹۹-۰۵-۲۲، ۰۳:۱۳ ب.ظ
مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

جستجو در سایت:
قرآن آنلاین سایت بصورت فلش
 
رتبه موضوع:
  • 31 رای - 3.55 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
♦.♥.♦ویژه نامه ولادت امام زمان (عج)♦.♥.♦
نویسنده پیام
ناظم بازنشسته
ارسال‌ها: 745
موضوع‌ها: 322
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸ اسفند
اعتبار: 64
سپاس‌ها: 35
85 سپاس گرفته‌شده در 243 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #1
♦.♥.♦ویژه نامه ولادت امام زمان (عج)♦.♥.♦
اى نسیم سحر آرامگه یار كجاست
منزل‏آن مه عاشق كش عیار كجاست
هرسر موى مرا با تو هزاران‏كاراست
ماكجاییم و ملامتگر بى كار كجاست
ساقى و مطرب و مى،جمله‏مهیاستولی
عیش، بى یار مهیا نشود یار كجاست



همه هستى‏ام را كه ذره‏اى از لطف بى‏نهایت اوست، خاك قدمت كردم، شاید بیایى و نفسى بر این خاك تیره ، پاى عنایت گذارى. آنگاه است كه چشمان همیشه منتظر نرگس، توتیایى خواهد یافت كه جهانى را تواند روشنى بخشد و قافله هستى را راه نماید.

اى مهربان‏ترین! ببین كه از اشك، سرشارم؛ ببین كه مرغ دلم در آسمان آرزوها چگونه بال و پر مى‏زند؛ ببین كه دستان نیازمند، جز در آستان تو اجابت را نمى‏یابد. پس بیا و شب هاى تنهایى دلم را كه در هر گوشه آن هزار یلدا خفته است، ستاره باران كن.

اى جانان جان! از فیض نگاه توست كه عشق در خانه قلبمان مى‏تپد، و رود زندگى در رگ هاى عمر، جارى است.

ترنم عاشقانه‏ترین كلاممان، موسیقى آرام نام توست، كه به تار هستى، زخمه شوق مى‏زند و آهوى عاشقى را چابك تر از همیشه به هر سو مى‏برد.

اى همیشه سبز! چشم به راه آمدنت، در جاده‏هاى سرد انتظار، ره مى‏پیماییم. شاید آینه اشكمان نیم نگاهى از رخ مهتابى‏ات را حسرت به دل نماند.

اى سرخ‏ترین سپیده! مهر خونین چشمانمان در انتظار صبح صادق دیدار توست كه هر بامداد سر بر مى‏كند، تا شاید دراین بى‏نهایت اندوه، نشانى از تو بجوید، كه بى تو راه گم كردگانیم در این حیرت. اى وارث لب تشنگان! تشنه دیدار توایم و سال هاست كه جز سراب هزار رنگ دنیا، اجابتى به خود ندیده‏ایم.

بیا كه كام عطشناك زندگى در انتظار زلال حضور تو به تمنا نشسته است.

در رؤیایى‏ترین شب هاى دل، نام تو آذین تنهایی هاى بى‏پایان ماست. اى بهترین همیشه و اى همیشه بهترین! انجماد ذهن خسته من، شعاعى از تو را مى‏خواهد تا زمستان زندگى را از طراوت بهار تو لبریز كند.

اى تمام زیبایى! عشق تنها با تو معنا مى‏شود و دلدادگى، كودك نوآموز دبستان كوى توست.

تو جانى و همه خوبی هاى عالم، كالبد.

تو بهارى و همه فضیلت ها، چون شاخه‏هاى تودر تو، تو را انتظار مى‏كشند.

اگر هنوز آیین مهرورزى غبار خاموشى نگرفته است، چون مهر رخ تو برآیینه‏ها مى‏تابد. اگر هنوز امیدى است، چون گرماى نفس‏ تو چون نسیم‏ بهارى، جان مى‏بخشد و شكوفایى مى‏آورد.

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى‏داریم كه كودكان مهر مادر را.

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى‏داریم كه تن، جان را.

تو را و میلاد تو را بیش از آن دوست مى‏داریم كه یعقوب، یوسف را.

تو را و میلاد تو را همیشه از همه دوست داشتنی ها، بیشتر دوست مى‏داریم.

[عکس: final.jpg]
۱۳۸۹-۰۵-۰۳, ۰۳:۱۸ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
آگهی
نویسنده پیام
کاربر قرآنی
*
ارسال‌ها: 415
موضوع‌ها: 78
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸ اسفند
اعتبار: 148
سپاس‌ها: 0
6 سپاس گرفته‌شده در 14 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #2
قصیده ای بسیار زیبا از امام خمینی(ره) در وصف حضرت مهدی(ع)
در مدح ولى‏عصر (عج)


دوستـــــان، آمد بهـــــــــار عيش و فصل كامرانى
مـــــژده آورده گـــــــل و خواهد ز بلبل مژدگانى

بــــــــاد در گلشن فزون از حد، نموده مُشك بيزى
ابـــــــر در بستــان، برون از حد نموده دُر فشانى

بــــــــــــرقْ رخشان در فضا چون نيزه سالارِ توران
رعــــــدْ نــــــالان چون شه ايران ز تير سيستانى

از وصــــــــــــــــــول قطره باران به روى آب صافى
جلـــــــــوه‏گــــــر گشته طبقها پر ز دُرهاى يمانى

دشت و صحرا گشته يكسر فرش، از ديباى اخضر
مـــــــــر درختان راست در بر، جامه هاى پرنيانى

گـــــــــــــوييا گيتى، چراغان است از گلهاى الوان
سـوسن و نسرين و ياس و ياسمين و استكانى

هم، منــــــــــــزّه طَرْف گلشن از شميم اُقحوانى
هــــــم، معطّــــر ساحت بستان ز عطر ضيمرانى

ارغــــــــــوان و رُزّ و گل، صحن چمن را كرده قصرى
فــــرش او سبز و فضـايش زرد و سقفش ارغوانى

وآن شقــــــــــايق، عاشق است و التفات يار ديده
روى از ايــــــن‏رو، نيم دارد سرخ و نيمى زعفرانى

لادن و ميمون و شـــاه اِسْپَرغم و خيرى و شب بو
برده‏اند از طـــــــز خوش، گوى سبق از نقش مانى

ژالـــــــــــــــــــه بر لالـــه چو خال دلبران در دلربايى
نرگس و سنبل چو چشم و زلفشان در دلستانى

وآن بنفشـــــــــه بين، پريشان كرده آن زلف معطّر
كـــــــــــــــرده دلها را پريشان همچو زلفين فلانى

زيـــــــن سبب بنگر سر خجلت به زير افكنده، گويد
من كجــــــا و طُـــــــــرّه مشكين و پُرچين فلانى؟

عشق بلبل كـــــــــــرده گل را در حريم باغ، بيتاب
آشكــــــارا گويد از "شهناز" و "شور" و "مهربانى"

قمـــــــــــريك "ماهور" خواند، هدهد "آواز عراقى"
كبكْ صــــــــوت "دشتى" و تيهو "بيات اصفهانى"

اين جهـــــــــــــــانِ تازه را گر مردگان بينند، گويند
اى خداى . . . . . . . .

كــــــــى چنين خرّم بهاران ديده چشم اهل ايران؟
كــــــرده نــــــــــــوروز كهن از نو خيال نوجوانى

يـــــــــــــا خداوند اين بساط عيش را كرده فراهم
تـــــــا به صــــد عزّت نمايد از ولى‏اش ميهمانى

حضــــــــــــــــرت صاحب زمان، مشكوة انوار الهى
مــــــــــــــالك كوْن و مكان، مرآت ذات لامكانى

مظهــــــــــــــر قدرت، ولىّ عصر، سلطان دو عالم
قــــــــــائم آل محمّـــــــد،مهدى آخــــــــر زمانى

با بقـــــــــــــــاء ذات مسعودش، همه موجود باقى
بــــــــى لحاظ اقدسش، يكدم همه مخلوق فانى

خوشه چين خرمن فيضش، همه عرشى و فرشى
ريـــزه خوار خوان احسانش، همه انسى و جانى

از طفيـــــــل هستى‏اش، هستىّ موجودات عالم
جـــــــوهـــــرى و عقلى و نامى و حيوانىّ و كانى

شاهـــــــدى كو از ازل، از عاشقان بر بست رُخ را
بر ســــــــر مهـــــر آمـد و گرديد مشهود و عيانى

از ضيــــــــائش ذرّه‏اى برخاست، شد مهر سپهرى
از عطــــــــايش بـــــــــــدره‏اى گرديد بدر آسمانى

بهـــــــــــــــــــر تقبيل قدومش، انبيا گشتند حاضر
بهــــــــر تعظيمش، كمر خم كرد چرخ كهكشانى

گــــــــــــــو بيا بشنو به گوش دل، نداى "اُنظُرونى"
اى كه گشتى بى‏خود از خوف خطاب "لَنْ ترانى"

عيـــــــــــــد "خُم" با حشمت و فرّ سليمانى بيامد
كـــــــه نهـــــادم بر سر از ميلاد شه، تاج كيانى

جمعه مــــــــى گويد من آن يارم كه دائم در كنارم
نيمــــــه شعبـــــــــــان مرا داد عزّت و جاه گرانى

قـــــــــــــــــرنها بايد كه تا آيد چنين عيدى به عالم
عيــــــــــد امسال از شرف، زد سكه صاحبقرانى

عقل گويد باش خامش، چنـــــد گويى مدح شاهى ؟
كـــــــه سروده مدحتش حق، با زبان بى زبانى

اى كـــــــه بـــى نور جمالت، نيست عالم را فروغى
تا بــــــــه كـــى در ظلِّ امر غيبت كبرى ، نهانى؟

پــــــــــــــرده بردار از رخ و ما مردگان را جان ببخشا
اى كـــــــــه قلب عالـــــــم امكانى و جانِ جهانى

تا به كــــــــى اين كافران، نوشند خون اهل ايمان؟
چنـــــد اين گرگان، كنند اين گوسفندان را شبانى؟

تا به كــــــــى اين ناكسان، باشند بر ما حكمرانان؟
تا كى اين دزدان، كنند اين بى كسان را پاسبانى؟

تا به كـــــــــــــــى بر ما روا باشد جفاى انگليسى؟
آنكه در ظلم و ستم، فرد است و او را نيست ثانى

آنكـــــــه از حرصش، نصيب عالمى شد تنگدستى
آنكـــــه بــــــر آيات حق رفت از خطايش، آنچه دانى

خـــــــوار كن شاها تو او را در جهان تا صبح محشر
آنكـــــه مــــــــى زد در بسيط ارض، كوس كامرانى

تا بـــــدانند از خداوند جهان، اين دادخـــــــواهـــى
تـــــــا ببينند از شه اسلاميان، اين حكمــــــــرانى

حــــــــــوزه علميّه قم را عَلَــــــــــــم فرما به عالم
تـــــــــــــــــا كند فُلك نجات مسلمين را، بادبانى

بس كـــــــرم كن عمر و عزّت بر "كريمى" كز كرامت
كــــــــرده بر ايشان چو ابر رحمت حق، دُر فشانى

نيكخــــــــــــــــــــو اهش را عطا فرما، بقاى جاودانى
بهـــــــــر بدخواهش رسان هر دم، بلاى آسمانى

تا ز فـــــــرط گل، شود شاها زمين چون طرف گلشن
تــــــا ز فيض فرودين، گردد جهانى چون جنانى

بگـــــــــــذرد بر دوستانت هــــــــــر خزانى چون بهارى
رو كنـــــــــد بر دشمنانت هر بهارى چون خزانى
۱۳۸۹-۰۵-۰۳, ۰۳:۵۶ ب.ظ
وب‌سایت ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
ناظم بازنشسته
ارسال‌ها: 745
موضوع‌ها: 322
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸ اسفند
اعتبار: 64
سپاس‌ها: 35
85 سپاس گرفته‌شده در 243 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #3
RE: ویژه نامه ولادت خاتم الاوصیا امام زمان (عج)
امام مهدی (عج) در احادیث شیعه و سنی


شناخت دین بر دو پایه استوار است: عقل و نقل. عقل؛ عقل بشر محدود است و کلیات را درک می‌کند و پاسخگوی بسیاری از سؤال‌های انسان نیست. به عنوان مثال: عقل به ما می‌گوید به صورتی باید از نعمت دهنده تشکر کرد ولی چگونگی این شکر گذاری را بیان نمی کند.

نقل؛ نقل از قرآن و سنت تشکیل شده است. قرآن مانند قانون اساسی است و بیان امور جزیی را به سنت واگذار کرده است. مثال: در قرآن وجوب نماز و اینکه نماز انسان را از بدی و زشتی‌ها باز می‌دارد، آمده است[1] ولی چگونه انجام دادن و تعداد رکعت‌های آن را سنت و احادیث پیشوایان معصوم بیان می‌کند. در نتیجه سنت در میان منابع ما نقش ویژه‌ای دارد. حالا ببینیم مهدویت چقدر و چگونه در آن بیان شده است.

با نگاهی کلی به احادیث می‌بینیم بیش از پنجاه نفر از صحابه روایات مربوط به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را از رسول گرامی صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده‌اند. برخی از محققان 1941 روایت را بدون تکرار از پیشوایان معصوم در مورد مهدویت جمع آوری کرده‌اند که 560 حدیث آن از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است.[2] کتاب‌های زیادی قبل و بعد از ولادت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در مورد ایشان نوشته شده است. گروهی از عالمان شیعی و سنی بنابر کثرت روایات قایل به تواتر این اخبار در مورد آمدن امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شده‌اند. محمد بن حسین آبری شافعی (363ق) در کتاب مناقب شافعی می‌گوید: اخبار بشارت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به آمدن «مهدی» به دلیل کثرت مخبران و راویان به حد تواتر رسیده است.[3]

روایات نقل شده در مورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد.

1. روایات تفسیری: روایاتی که در ذیل آیاتی از قرآن نقل شده و آن‌ها را بر مهدویت تطبیق کرده‌اند.

2. روایات اخباری: احادیثی که از آینده خبر می‌دهند مانند: وقوع غیبت، علایم ظهور، دوران حکومت.

3. روایات تبیینی: روایاتی که بیان کننده دلایل غیبت، اهمیت انتظار، وظایف منتظران و... هستند.

4. روایات تاریخی: احادیثی که نسب و ولادت و معجزات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را مطرح می‌کنند.


از نگاهی دیگر احادیث مربوط به مهدویت به دو دسته تقسیم می‌شوند احادیث عام- احادیث خاص

1. احادیث عام: روایاتی که موضوعاتشان بیان جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است مانند: حدیث ثقلین- حدیث دوازده خلیفه و حدیث؛ هر کس بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، مرگش جاهلی است.[4]

که به یک مورد به طور اختصار پرداخته می‌شود:

بیان حدیث ثقلین

حدود 34 نفر از صحابه پیامبر گرامی اسلام و بسیاری از بزرگان شیعه و سنی مانند: مسلم، ترمذی و احمد بن حنبل این حدیث را نقل کرده‌اند.[5] مضمون و ترجمه این حدیث شریف:

پیامبر اکرم در آخرین روزهای زندگانی خود در جمع مسلمانان فرمودند: «من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت می‌گذارم، اگر از این دو پیروی کنید، بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد. یکی از این دو مهم تر از دیگری است. اولی کتاب خدا که ریسمانی متصل از آسمان به زمین است و دومی عترت و اهل بیتم این دو از هم جدا نمی شوند تا اینکه در کنار حوض کوثر بر من وارد خواهند شد. پس بنگرید با این دو چگونه برخورد کنید.»

مراد از اهل بیت چه کسانی هستند؟ بنابر گفتار عالمان شیعی و سنی مراد از اهل بیت حضرت علی و فاطمه و فرزندان آنان می‌باشند که پیامبر اسلام در جاهای مختلف آنان را به عنوان اهل بیت خود معرفی کردند.[6]

امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و حدیث ثقلین: هم اکنون قرآن کریم بدون هیچ‌گونه تحریفی در میان ما است، اما از اهل بیت، هم اکنون چه کسی در کنار قرآن است تا مسلمانان با پیروی از این دو چیز گرانبها هرگز دچار گمراهی و انحراف نشوند؟ عالمان شیعی و اهل سنت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده اند که فرمودند: مهدی از عترت و اهل بیت من و از فرزندان فاطمه است.[7]

در نتیجه هم اکنون امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مصداق این حجت و عدل قرآن می‌باشد و پیروی از او بر ما لازم است.

2. احادیث خاص: مراد از آن، احادیثی است که در مورد مهدویت وارد شده است.

در این زمینه بسیاری از مسایل مورد اتفاق شیعه و اهل سنت است به صورتی که اگر «مهدی» با ویژگی‌های مطرح شده در روایات، از کنار کعبه، خانه خدا قیام خود را آغاز کند، تمامی مسلمانان اعتراف به آمدن او می‌کنند. در این نوشتار به بیان برخی از عرصه‌های مشترک میان شیعه و سنی در مورد امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌پردازیم. بیان موارد مشترک:

1. اصل مهدویت؛ در روایات فریقین در حد تواتر آمده است در آخرالزمان شخصی به نام «مهدی» از فرزندان پیامبر قیام خواهد کرد. ابن حجر عسقلانی می‌گوید: اخبار به حد تواتر دلالت دارد بر اینکه «مهدی» از این امت است.[8]

2. وجوب اعتقاد به مهدی؛ یکی از واجبات مهم در دین اسلام اعتقاد به آمدن «مهدی» است به صورتی که منکر خروج او کافر معرفی شده است. جابر بن عبدالله از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌کند: «کسی که منکر خروج مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد، به آنچه بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده، کافر گردیده است».[9]

3. جهانی بودن دعوت و حکومت او؛ بر این مسأله آیات قرآن نیز دلالت دارد.[10]

4. عدالت گستری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف؛ فراگیری عدل و داد در بسیاری از روایات مربوط به حضرت بیان شده است. ابوسعید خدری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نقل می‌کند؛ مهدی از من است. او زمین را از عدل و داد پر می‌کند همان گونه که از ظلم و جور پر شده است.[11]

هم نام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بودن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و بیعت میان رکن و مقام در آغاز قیام او و نزول عیسی بن مریم علیه السلام در زمان امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و اقتدا کردن به او در نماز و خسف بیداء و فراوانی نعمت در زمان او و مشخصات ظاهری امام و از فرزندان فاطمه بودن مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و... از موارد دیگر مشترک میان شیعه و اهل سنت است. تنها فرق میان علمای شیعه و سنی در مهدی نوعی و شخصی است. شیعیان معتقدند امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فرزند امام حسن عسکری علیه السلام و امام دوازدهم می‌باشد و هم اکنون زنده است و از عمر او بیش از هزار سال می‌گذرد ولی اهل سنت اعتقاد به مهدی نوعی دارند یعنی «مهدی» با این ویژگی‌ها در آخرالزمان خروج و عدل و داد را در سراسر زمین پیاده خواهد کرد.[12]


____________________

پی نوشت:

[1]- نساء/103- عنکبوت/45.

[2]- به معجم احادیث امام المهدی مراجعه شود.

[3]- التذکره، ج1، ص701.

[4]- صحیح بخاری، ج5، ص13- صحیح مسلم، ج6، ص21.

[5]- صحیح مسلم، ج4، ش2408- سنن ترمذی، ج5، ش1788- عبقات الانوار، ج2، ص824.

[6]- الدر المنثور، ج6، ص606- سنن ترمذی، ج5، ص352- صواعق المحرقه، باب9، ص121.

[7]- عقدالدرر، ص35- الحاوی للفتاوی، ج2، ص85- مسند احمد، ج1، ص376- کمال الدین، ج1، ص287.

[8]- فتح الباری، ج5، ص362.

[9]- الحاوی للفتاوی، ج2، ص83.

[10]- توبه/33- صف/9- فتح/28- نور/55- انبیاء/105.

[11]- سنن ابی داوود، ج4، ص107 ص4285.

[12] .ر ک ، امام مهدی در احادیث شیعه و سنی، جمعی از نویسندگان .

[عکس: final.jpg]
۱۳۸۹-۰۵-۰۳, ۰۹:۰۶ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
ناظم بازنشسته
ارسال‌ها: 745
موضوع‌ها: 322
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸ اسفند
اعتبار: 64
سپاس‌ها: 35
85 سپاس گرفته‌شده در 243 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #4
RE: ویژه نامه ولادت خاتم الاوصیا امام زمان (عج)
امام غایب و مدعیان دروغین

اعتقاد به منجی آخرالزمان یكی از وجوه مشترك تمام ادیان و آیین ها ست. پیروان این ادیان معتقد اند كه در زمانی نامشخص فردی از اعقاب پیامبرشان یا آن كه خدا در كتاب آسمانی شان وعده داده است ظهور می كند و دنیا را از داد و برابری آكنده می سازد. در كتاب مقدس، مجموعه مزامیر داوود در مزمور 37 و بند 29 آمده است:" نیكان، دنیا را به ارث خواهند برد و تا به ابد در آن سكونت خواهند كرد" بی گمان دین اسلام نیز از این موهبت الهی بی بهره نیست، در قرآن كریم در سوره قصص آیه 5 آمده است:" و ما می خواهیم كه بر كسانی كه در روی زمین به زبونی كشیده شده اند، منت نهیم( و نعمت دهیم) و ایشان را پیشوا گردانیم و ایشان را وارث گردانیم"

اعتقاد به منجی آخرالزمان را می توان از پایه های اساسی اندیشه و تعالیم شیعی دانست. آنچه "تشیع" را در طول زمان و در شرایط بسیار سختی كه توسط "سنت" پیرامون گرفته شده بود، نجات داد و زنده نگاه داشت، همانا اندیشه و اعتقاد به ظهور مهدی آخر الزمان است. اندیشه تشیع از چندین منشا تغذیه می كند كه یكی از آنها بی گمان اعتقاد به ظهور فرزند رسول خدا مهدی(عج) است.

در این نوشتار سعی بر آن داریم تا با نگاهی اجمالی بر تاریخ ایران به بررسی ادعاهای مهدویت بپردازیم، ولی در همین ابتدا باید متذكر شد كه ادعای مهدویت در تاریخ با ادعاهای دیگری نظیر نبوت و در نهایت الوهیت همراه بوده است.

نخستین مدعیان

نخستین نشانه های ادعای مهدویت را می توان در میان زیدیان یافت. " از فرق متعدد شیعه تنها چهار فرقه در ایران اهمیت خود را همچنان حفظ كردند:1- نصیریه كه در سده های شش و هفت به آن دسته از غلاتی اطلاق می شد كه به علی قدرت الهی یا نیمه الهی نسبت می دادند (كلیه فرق دیگر شیعه، از جمله اسماعیلیان اینان را ملحد و كافر می دانستند) 2- زیدیان 3- اسماعیلیان و 4- امامیه. "(1)

زیدیان آن دسته از شیعیان بودند كه امام پس از امام سجاد(ع) را نه امام محمد باقر، كه زید بن علی می دانستند. از این رو به زیدیان شهره شدند. تمركز این گروه از شیعیان بیشتر در ولایات شمال ایران در گیلان و دیلمان و طبرستان، در شمال افغانستان فعلی و همچنین در یمن بود. علویان طبرستان كه ساداتی از خاندان حضرت رسول بودند در میانه دوره عباسیان در طبرستان قدرت را به دست گرفتند و تا عهد سامانیان بر این منطقه و یا مناطق پیرامون آن، عادلانه حكومت كردند. در طول زمان شاخه های متعددی در زیدیه پدید آمد كه یكی از این شاخه ها جارودیه بود." جارودیه رهبران امت اسلامی پیش از علی را غاصب و كافر می دانستند. برخی از آنان به مهدویت محمد بن علی بن عمر بن علی بن حسین (نواده امام زین العابدین) صاحب طالقان (در بدخشان) معتقد بودند كه به امر المعتصم(27- 218) خلیفه عباسی به محبس افتاد. گروهی دیگر به مهدویت یحیی بن عمر بن یحیی بن حسین بن زید بن علی (از اعقاب امام سجاد) صاحب كوفه اعتقاد داشتند كه عاقبت در عهد المستعین (52- 248) كشته شد."(2)


امام منتظر و اعلام قیامت

اسماعیلیان گروه دیگری از شیعیان بودند كه در مصر، بخش هایی از سوریه و ایران، ابتدا در برابر خلفای عباسی و سپس در برابر تركان سلجوقی به قدرتی بلامنازع تبدیل شدند. اسماعیلیه ایران اگرچه نتوانستند قلمروی یكپارچه فراهم آورند ولی هسته هایی از دژهای مستحكم در سراسر ایران آن روزگار ایجاد كردند كه می توانست خطری بالقوه برای حكومت های سنی مذهب متعصب باشد. دژهای اسماعیلیان در كوههای البرز، در زاگرس و درارتفاعات افغانستان كنونی از قدرتی انكارناپذیر برخورداربودند.

در آن زمان بیشتر جمعیت ایران سنی مذهب بودند" در"كتاب النقص" "نصیرالدین ابوالرشید قزوینی"، كه از آثار جدلی شیعه در 560 ق است، كوششی در جهت به دست دادن جغرافیای نحله ای ایران به عمل آمده. مولف اظهار می كند كه خراسان و ماوراء النهر و بخشی از عراق( عجم = مركز ایران و محدود به اصفهان تهران و همدان و مشتمل بر شهرهای اراك(سلطان آباد)،همدان، گلپایگان، اصفهان، ملایر و كرمانشاهان) در كلام حنفی و معتزلی بودند، آذربایجان تا مرزهای آناتولی و همدان، اصفهان، ساوه و قزوین مذهب شافعی داشتند... نواحی لرستان، خوزستان، كرج(ابودلف در نزدیكی اراك)، گلپایگان، بروجرد و نهاوند پر از مشبهه یا مجسمه(اهل تجسم) بود و مازندران، قم، كاشان و آوه پیرو مذهب شیعه بودند."(3)

اگرچه اسماعیلیان در اعتقادات و باورها با شیعیان امامیه اختلاف داشتند ولی به خاطر برخی تشابهات در زمره گروه های شیعه قلمداد می شدند، آنان نیز چون شیعیان امامیه معتقد بودند كه امام از سوی امام پیشین انتخاب می شود. " اسماعیلیان، اسماعیل پسر امام جعفرصادق (ع) و پسر اسماعیل را امامان منصوص می دانستند. اما تا سال های دراز عقیده داشتند كه امامان، غایب وغیر فعال می باشند."(4) ایشان امامان پس از امام جعفر صادق را گمراه می دانستند.

گروه های شیعی در سده های نخستین اسلامی برای در امان ماندن از سخت گیری های خلفای عباسی، در حواشی قلمرو اسلامی به قدرت دست یافتند و حكومت های محلی ای چون ادریسیان(در افریقا) را تاسیس كردند. تلاش های اقلیت شیعه در نهایت در سال 297 ثمر داد و اسماعیلیان از این تاریخ تا 567 سلسله قدرتمندی را در مصر تشكیل دادند كه اسماعیلیان سایر مناطق قلمرو اسلامی را به نوعی تحت حمایت خود داشت." اسماعیلیان سراسر ایران، فاطمیان مصر را به عنوان امامان علوی راستین و اخلاف اسماعیل به رسمیت شناختند و در میان كلیه مسلمانان تنها آنان را به عنوان پاسداران میراث روحانی پیامبر شایسته اطاعت و فرمانبرداری دانستند. امام سرانجام با قدرت ظهور كرده بود."(5) ولی این وحدت چندات دوام نیاورد و دو دستگی در سال 487 پس از درگذشتالمستنصر خلیفه فاطمی رخ نمود. " المستنصر خلیفه فاطمی مصر در سال 487 دیده بر جهان فرو بست پسر كهتر المستنصر ... با نامالمستعلی به خلافت رسید. اما معروف بود كه المستنصر پسر مهتر خودنزار را امام آینده تعیین كرده است. نزار به پشتیبانی گروهی از سپاهیان ... سر به شورش برداشت و تنها دو سال بعد نایره شورش وی فرو نشانده شد...در داخل مصر و یمن بیشترینه اسماعیلیان ... المستعلی را امام راستین شناختند اما در سوریه در میان اسماعیلیان تفرقه شدیدی بروز كرد... اما اسماعیلیان ایران نه در آن هنگام، مداخله فعالی در مصر كردند و نه هیچیك از اخلاف مستعلی را به عنوان مدعی قدرت در مصر به رسمیت شناختند."(6) این اختلاف حتی با مرگ نزار خاتمه نیافت چرا كه شایع بود كه اسماعیلیان ایران پسر خردسال نزار را در الموت نزد خود نگاه می دارند، اگر چه این شایعه توسط هیچ یك از اسناد به دست آمده تایید نشده است ولی همین احتمال در آن زمان منشا برخی رویدادها شد كه مورد بررسی ما است.

روند رو به رشد قدرت اسماعیلیان در ایران با "حسن صباح" آغاز شد و ادامه یافت. به لطف نوشته های "عطاملك محمد جوینی" در كتاب"تاریخ جهانگشای جوینی" كه به فتوحات مغولان در ایران می پردازد، ما هم اینك به برخی اطلاعات موثق درباره اسماعیلیان و حسن صباح و اعقاب او دسترسی داریم. هولاكوخان مغول در سال 652 به تخریب و برچیدن تمام قلاع اسماعیلیه مبادرت ورزید. جوینی كه در ركاب وی در این فتوحات شركت جسته بود، بیان می كند كه در ابتدا تصمیم برآن بود كه كلیه كتب كتابخانه دژ الموت را در آتش بسوزانند ولی وی از خان مغول درخواست كرد كه برخی از كتب را در دسترس وی قرار دهند. از اینجا است كه اطلاعاتی از اسماعیلیه از خطر نابودی می رهد. جوینی دراین باره چنین گفته است: " آنچ مصاحف ( جمع صحف- كتاب ها) و نفایس كتاب بود بر منوال "یخرج الحی من المیت" از آن میان استخراج می رفت، مجلدی كتاب یافت مشتمل بر احوال وقایع "حسن صباح" كه ایشان آن را "سرگذشت سیدنا" خوانند. آنچ مقصود بود و مناسب لیاقت این تاریخ نقل افتاد."(7)

چنین است كه ما از آغاز كار حسن صباح اطلاعاتی به دستی می آوریم. دراین كتاب از قول حسن صباح نقل می شود: " من مذهب آباء خویش، مذهب شیعه اثناعشری داشتم، در ری شخصی بود"امیره ضراب" نام بر مذهب باطنیان مصر و هر وقت ما را با یكدیگر مناظره می بود و او مذهب مرا كسر می كرد و من مسلم نمی داشتم، اما در دل من آن سخن جای گیر بود، در اثنای آن بیماری مخوف صعب روی نمود، با خویش اندیشه كردم كه آن مذهب حق است و از غایت تعصب تصدیق آن نكردم." (8)

حسن صباح ازاین طریق به مذهب اسماعیلیه پیوست و مورد وثوق و اطمینان "عبدالملك عطاش" رئیس اسماعیلیان در اصفهان قرارگرفت و پس از وقایعی كه در پی جانشینی مستعلی و نزار و مرگ نزار پیش آمد" در مقام برجسته ترین داعیان به عنوان حجت امام شناخته شد. اصطلاح حجت ... به عنوان كسی بود كه در سلسله مراتب روحانی آرمانی پس از امام قرار داشت."(9) بدین ترتیب پایگاه خود را به عنوان رهبر اسماعیلیان ایران تحكیم بخشید و شیوه هایی را به كار گرفت و در آموزه های باطنیان تغیراتی ایجاد كرد. وی خواستار آن بود كه جنبشی در میان اسماعیلیان ایجاد كند و این جنبش به تغییر نگرش و تغییر در آموزه ها نیاز داشت. ""حسن صباح" به كلی درِ تعلیم و تربیت دربست و گفت خداشناسی به عقل و نظر نیست به تعلیم امام است چه اكثر خلقِ عالم، عقلا اند و هر كس را در راه دین نظری است، اگر در خداشناسی نظر عقل كافی بودی اهل هیچ مذهب را برغیر خود اعتراض نرسیدی و همگنان متساوی بودندی، چه همه كس به نظر عقل متدین اند، چون سبیل اعتراض و انكار مفتوح است و بعضی را به تقلید بعضی احتیاج است، این خود مذهب تعلیم است كه عقل كافی نیست و امامی باید تا در هر دور، مردم به تعلیم او متعلم و متدین باشند."(10)

آموزه تعلیم و مرجعیت تنها به باطنیان اختصاص نداشت و گروه های دیگر شیعه به ویژه امامیه به این آموزه اعتقاد داشتند. دراین آموزه جدید حسن صباح تعلیم و مرجعیت اندكی دگرگون شد " آن امامی راستین است كه برای اثبات امامت خویش دلایل عارضی و خارجی نمی آورد، بلكه تنها وجود خود او به عنوان برآورنده نیاز و تنها آن نیاز كه تعقل ما می تواند بنمایاند حقانیت وی را تنفیذ می كند. حسن می گفت این امام، امام اسماعیلیان است."(11) حسن صباح از این طریق می خواست موقعیت امام و بالنتیجه موقعیت خود را به عنوان حجت امام تحكیم بخشد و اطاعت مطلق پیروانش را در جنبش جدید همراه خود سازد. اسماعیلیان برای اثبات امامت تنها به تنفیذ امام از سوی امام پیشین و ادعای امام اكتفا می كردند و دلایلی چون حجت عقلی و افضلیت امام و ارائه معجزه را( كه مورد قبول شیعیان امامیه است) نادیده می گرفتند.

حسن صباح بسیار متشرع بود و در عمل به دستورات دین با نهایت دقت و سخت گیری عمل می كرد." "حسن صباح" بنیاد كار و ناموس بر زهد و ورع و امرمعروف و نهی منكر نهاده بود. در مدت سی و پنج سال كه در الموت ساكن بود هیچ كس در ملك او آشكارا شراب نخورد و در خم نریخت. تا به حدی كه شخصی بر قلعه نای زده بود او را بیرون كرد و دیگر بار بر قلعه راه نداد، و پسری داشت "محمد" نام، او را به شراب خوردن متهم كردند، فرمود تا او را بكشتند و قتل هر دو پسر خویشتن را بر آن حمل می كرد كه بعد از وفات او كس را خیال نیفتد كه دعوت برای ایشان كردست."(12)

"حسن صباح" در 518 درگذشت و پس از او "بزرگ امید" و سپس" محمدبن بزرگ امید" به ترتیب هر كدام تا سال های 532 و 557 به همان شیوه حسن صباح حكومت كردند. نخستین كس در سلسله اسماعیلیان حسن پسر محمد بن بزرگ امید بود كه از راه و رسم حسن صباح تخطی كرد." ولادت "حسن" در سنه عشرین و خمس مائه (520) بود، چون به سن بلوغ نزدیك رسید هوس تحصیل و بحث اقاویل(جمع قول) مذهب حسن صباح واسلاف خویش كرد و سخن دعوت را در آن شیوه صباحی و الزامات او نیك تتبع نمود و در تقریر آن بارع(نیكو- كسی كه در فضل و دانش بر همگان برتری دارد) گشت. چون آن نوع كلمات را به مواعظ و نكت (نكته)متصوفه در آمیخته بود و از تخریجات(آموخته ها) خویش به غث و سمین(سخن عالی) درین قالب ریخته، سخن های خطابی و امثال آن كه به نظر... عوام و مردم ناتمام اعجابی نمایند... پدرش از این شیوه عاری بود. پسرش بدین تلبیسات و تزویقات(حیله) در جنب او عالمی متفوق می نمود از آن سبب ضلالت اهل جهالت بالا می گرفت و عوام به متابعت او رغبت می كرد و چون از پدرش آن مقالات شنیده بودند در گمان می افتادند كه امامی كه حسن صباح وعده داده است این است."(13)

حسن بن محمد در زمان حیات پدر ادعا می كرد كه همان امام غایبی است كه اسماعیلیان بدان معتقد اند. ولی پدرش كه همچنان بر راه شرع و روش حسن صباح ره می سپرد، در نزد مردم این ادعای پسر را دروغ خواند." محمد(بزرگ امید) چون این حال بشنید و بر ظنون مردم واقف شد... بر پسر انكار بلیغ كرد و مردم را جمع آورد و گفت این حسن پسر من است و من امام نیستم بل از دعاة امام یكی داعی ام و هر كس كه این سخن مسموع و مصدق دارد كافر باشد و بی دین. برین موجب قومی را كه امامت پسرش را تصدیق كرده بودند به انواع مطالبات و عقوبات مثله می گردانید و به یك نوبت دویست و پنجاه نفس را بر الموت بكشت. ... حسن نیز از تبعه این خایف گشت و از پدر هراسان شد و... بر ابطال این اقوال و اثبات و استحكام مذهب پدر مبالغت ها نمود"(14) محمدبن بزرگ امید جمعی از جوانان را كه گرد پسرش جمع شده بودند دستگیر و به شدت مجازات كرد و حسن از بیم، تن به اطاعت پدر داد و منتظر ماند تا مرگ پدر او را به مقصود برساند. حسن پس از مرگ پدر بر جای او بنشست و در آموزه های حسن صباح تغییراتی عظیم پدید آورد"(حسن بن محمد بزرگ امید) در اوایل جلوس به جای پدر به هر وقت رسوم شرعی و قواعد اسلامی را كه از عهد حسن صباح التزام آن نمودندی مسخ و فسخ جایز می داشت... و در رمضان سنه تسع و خمسین و خمس مائه(559) بگفت تا در میدانی كه به پای الموت است منبری بساختند، چنانك روی به سمت قبله داشت. بر خلاف آنچ قاعده اهل اسلام و چون هفدهم رمضان رسید اهالی ولایات خود را كه در آن روزها به الموت استحضار كرده بود فرمود تا در آن میدان مجتمع شدند... او بر منبر رفت و با آن سرگشتگان روز برگشتگان به اغوا... چنان نمود كه از نزدیك مقتدی ... امام موهوم كه مفقود غیرموجود بود در خفیه نزدیك او كس رسیده است... كه امام ایشان درِ رحمت و ابواب رافت خود بر اسلامیان و بریشان نیز گشوده و ایشان را ترحم فرستاد و بندگان خاص گزیده خویش خوانده و آصار و اوزار(دستورات) و رسوم شریعت از ایشان برگرفته و ایشان را به قیامت رسانیده."(15)

منظور از قیامت در باورهای اسماعیلیه قیامت بزرگ و آخرالزمان بود. " این قیامت پایان یك دوره مذهبی و آغاز گسترش روحانی كمال اخلاقی نه جسمانی بود. پایان زندگی زمینی، زوال نمود ظاهری واقعیت، دست كم آنقدر كه برخوردار از معنی و مفاد دینی است، و نیز پایان شریعت زمانی فرارسید كه معنی باطنی واقعیت مشهود و آشكار گشت و آنچه از آن پس می بایست اهمیت داشته باشد صرفا حیات روحانی حالات باطنی نفس بود "(16)

حسن بر سر منبر پس از اعلام قیامت خطبه بلیغی به عربی ایراد كرد كه فردی آن را به فارسی ترجمه می كرد و برای مردم می خواند. "مضمون خطبه آن بود كه حسن بن محمد بن بزرگ امید خلیفه و حجت و داعی ماست و شیعه ما در امور دینی و دنیاوی مطیع و تابع او باشند و حكم او محكم دانند و قول او قول ما شناسند و بدانند."(17)

اعلام قیامت مستلزم شرطی بود كه حسن از پیش ادعا كرده بود كه دارای آن است. وی ادعا داشت كه نه فرزند محمد بن بزرگ امید كه فرزند یكی از اعقاب نزار است كه پنهانی در الموت نگاه داشته می شد. وی ادعا می كرد" و امروز من كه حسن ام می گویم خلیفه خدای بر روی زمین منم."(18) ولی همین اعلام قیامت وسیله ای برای قتل او شد جوینی روایت می كند" از جمله كسانی كه هنوز از خدای ترسی و دیانت رایحه ای به مشام ضمایر ایشان می رسیده است یكی برادر زن حسن بود كه او را "حسن بن نام آور" گفته اند... چنانك در تواریخ مسطور است او بر افشای آن فضایح و اضالیل(گمراهی ها) صبر نتوانسته است كردن... روز یكشنبه ششم ربیع الاول سنه احدی و ستین و خمس مائه(561) بر قلعهلمسر حسن مضل را به كارد زد. "(19)

حسن نخستین فرد از میان اسماعیلیان ایران است كه ادعا كرد كه امام غایب است و ظهور كرده است. لازم به ذكر است كه امام آخرالزمان از نظر اسماعیلیان نه مهدی پسر امام حسن عسگری كه یكی از اعقاب نزار بن المستنصر بود. از این رو حسن با ادعای اینكه از اعقاب نزار است و با اعلام قیامت بر این باور تاكید داشت. پس از حسن پسرش محمدبن حسن به همان شیوه پدر ادامه داد." پسر او( حسن) محمد... كه نص امامت بروكرده بود نوزده ساله بود كه به جای پدر نشست... در اظهار بدعت كه دعوت به قیامت می خواندند و اباحت از لوازم آن می افتاد از پدر غالی تر بود." (20) ولی او نیز در سال 607 به زهر كشته شد. این دو، تنها امرای اسماعیلی هستند كه به مرگ طبیعی نمرده، بلكه به قتل رسیده اند.

با مرگ این دو تن، داستان قیامت در میان اسماعیلیه نیز به پایان رسید. پسر محمد دوم"جلال الدین حسن" با پذیرش مذهب سنت به تقابل میان اسماعیلیه و دنیای اهل سنت كه با اعلام قیامت، شدت یافته بود، خاتمه داد." بعد از او به حكم ولایت عهد پسرش"جلال الدین حسن" به جای او بنشست و هم از ابتدای جلوس اظهار مسلمانی كرد و قوم و شیعت خود را به توبیخ و تشدید از الحاد منع كرد و بر التزام اسلام و اتباع رسوم شرع داشت."(21)


اعجاز صاحب الزمانی

چنانكه پیش از این آمد ادعای مهدویت در تاریخ با ادعاهایی چون نبوت و الوهیت همراه بود. حروفیان گروهی هستند كه رهبر آنان در كنار ادعاهایی چنین، باور داشت كه صاحب اعجاز صاحب الزمان است. نخستین نشانه های ظهور و بروز این گروه در اواخر قرن هشت بود. " بنیانگذار آن "فضل الله"( كه به احتمال در آغاز به عبدالرحمن معروف بود) در سال 740 در استرآباد متولد شد. جزئیات زندگی او حاكی از بحران های اوست. او فردی سید و از كودكی عارف بود و معبر خواب و رویا و نیز زائر پرشور و مفسر شریعت؛... در خلال خوابی از نور بود كه ماموریتش بدو ابلاغ شد و چشمش( عین كه در ضمن معنی ذات یا منشا نیز می دهد) به نور ستاره ای كه در شرق در مقاطعی از قرون طلوع می كند، روشن شد: چیزی نگذشت (كه) ابلاغیه او حالت دوگانه كشف اشیاء فرا انسانی و حجت در مسائل مادون انسانی به خود گرفت. او نخستین مریدان خود را از راه تعبیر رویا و القای آنها به درونشان به دست آورد. وی ادعا می كرد كه مانند سایر انبیا قادر به فهمیدن زبان پرندگان است و ادعا می كرد كه گنجینه اسرار جهان اسلام است. فضل الله وقتی به میانسالی رسید به تجلی خدایی نزدیك شد و از كشف و شهود واقعی مفهوم نبوت به شان و عزت صاحب الزمانی رسید و سرانجام به مجد و شوكت الوهیت دست یافت."(22)

اساس اعتقادات و باورهای حروفیه چنان كه از نامشان مشهود است، باور به ارزش واعتبار بنیادین حروف بود." در حروفیگری نوع جدیدی از تأویل قرآن وجود داشت كه بیشتر مادی بود تا نمادین و سمبولیك و درآن كلمه به گونه مكشوف با كتاب مقدس همبسته بود....حروفیگری با بهره گیری از تفسیر رازآمیز، ارزش حروف را به درجه ای رساند كه دوگانگی بین ماده و صورت به طور مساوی و موازی قرار گرفت. یعنی حقیقت ماده = ارزش متعین حروف."(23)


از مهدویت تا الوهیت

تقریباً هفت دهه پیش از قدرت گیری صفویان در ایران اوضاع نابسامانی در بخش های از ایران حاكم بود، از یك سو، بخش های شرقی ایران تحت حكومت تیموریان بود و بخش های غربی تحت سیطره تركمانان ( درابتدا قراقویونلوها و سپس آق قویونلوها). در این میان مناطق مركزی و جنوبی ایران مورد منازعه دو قدرت غربی و شرقی بود و هر از گاهی میان این قدرت ها دست به دست می شد. این اوضاع نابسامان سیاسی سبب شكل گیری نیروهای افراطی ای شد كه در صدد به دست آوردن قلمرو مستقلی برای خود بودند. یكی از این گروه ها مشعشعیان بودند. مشعشیان اولین گروه از شیعیان امامیه هستند كه ادعای مهدویت در میان آنان دیده شد. درباره قومیت آنان نظرات متفاوتی است، برخی نویسندگان ایرانی آنان را از اعراب مستقر در واسط می دانند ولی نویسندگان غربی آنان را ایرانی می نامند. در هر صورت قومیت این گروه تاثیری بر ادعا آنان برجای نمی گذارد.

آغاز شكل گیری این گروه افراطی با ادعای مهدویت محمدبن فلاح همراه بود. احمد كسروی در كتاب "تاریخ خوزستان" و سپس در كتاب" مشعشعیان مدعیان دروغین امام زمان" به دقت نحوه شكل گیری این گروه را از آغاز آن در سال 840 قمری مورد بررسی قرار داده است. " سید محمد(مشعشع) چون به هفده سالگی رسید از پدر خود سید فلاح دستور گرفت كه از واسط كه زادگاه و نشیمن او بوده به حله رفته در مدرسه شیخ احمدبن فهد به درس بپردازد ... سید محمد سال ها در مدرسه شیخ احمد می زیست... در این میان گاهی سیدمحمد بر زبان می رانده كه من مهدی موعودم و بیرون خواهم آمد. این سخنان چون به گوش شیخ احمد رسید به سید محمد برآشفت و او را نكوهش كرد ولی سید محمد دنبال كار خود را داشت و در مسجد آدینه كوفه یك سال به اعتكاف نشسته همیشه گریه می نمود و چون از علت آن گریه می پرسیدند می گفت به آن كسانی می گریم كه به دست من كشته خواهند شد.... سید محمد به واسط بازگشته در آنجا نیز گاهی سخن از مهدیگری رانده و به خویشان و كسان خود وعده می داد كه برخاسته سراسر جهان را خواهم گشود و شهرها و كشورها را به كسان خود تقسیم می كرد. چون این سخن ها دوباره به شیخ احمد رسید حكم به كفر سید نموده به یكی از امیران واسط نوشت كه او را بكشند. آن امیر، سید محمد را دستگیر كرده ... سید قرآن درآورد، سوگند یاد كرد كه من سید سنی صوفیم و از این جهت است كه شیعیان با من دشمنی می ورزند و با این سوگند دروغ جان خود را آزاد ساخت."(24)

سید محمد با این حیله از بند رست و برای فرار از كیفر خود به میان اعراب بادیه نشین گریخت و در آنجا دعوی خود را از سر گرفت و به كارهای شگفتی دست زد واز این طریق پیروانی گرد خود جمع كرد. " از جمله آنكه ذكری مشتمل به نام علی ساخته به پیروان خود یاد می داد كه چون چند بار می خواندند حالی پیدا می كردند كه درون آتش رفته گزند از آتش نمی دیدند و دسته شمشیر را بر زمین تكیه داده شكم خود را به روی آن می انداختند و شمشیر به شكم آنان فرو نمی رفت. این شگفت كاری ها مایه كار او بود و عشایر بسیاری به او بگرویدند ... پیروی سید محمد را پذیرفتند و او به پشتیبانی ایشان بنیاد كار خود را گذاشت."(25)

سید محمد با این پیروان در صدد برآمد حوزه قدرتی برای خود فراهم سازد از این رو به هر جا می تاخت و از كشته پشته می ساخت. او می كوشید در منطقه ای میان واسط و حویزه حكومت خود را بنیان گذارد از این رو دست به تاراج و كشتار مردم گشود.حكمران حویزه به قتل چند تن از بزرگان آن شهر دست گشوده، و این امر به نارضایتی مردم آن شهر دامن زده بود. محمد بن فلاح از این نارضایتی سود جست و بر آن شهر دست یافت.

در این زمان غرب ایران زیر نفوذ جهانشاه قراقویونلو بود و برادر او میرزا اسپند كه شاخه ی نسبتاً مستقلی از آن خاندان را در بغداد تاسیس كرده بود، با دریافت این خبر راهی حویزه شد. سید محمد از در فروتنی درآمد و نامه و هدایایی برای میرزا اسپند ارسال كرد و در نتیجه حویزه را به دست آورد. در همیت اثنا از دل ادعای مهدویت سید محمد، ادعای خدایی پسرش مولای علی سر برداشت و مجال از پدر ربود.

" مولا علی پسر او(سیدمحمد) رشته كارها را در دست گرفت، دخالت به پدر پیر خود نمی داد. سید محمد به گفته خود ناچار شده بود از او تقیه كند. چون سید محمد گفته های باطنیان را گرفته و پایه مهدیگری خود را بر روی آن نهاده بود و از روی همان گفته ها امام علی ابن ابیطالب را خدا می خواند، مولا علی پسرش آن سخن را گرفته مدعی بود كه روان آن امام یا آن گوهر خدایی كه در كالبد او بوده این زمان به كالبد این، درمانده و بدینسان دعوی خدایی می كرد."(26)

باطنیان در این زمان به گونه ای از تناسخ روح معتقد بودند، از این رو مولاعلی با درآمیختن اندیشه های پدر و باطنیان، خود را بر این قیاس خدا خواند" علی ... برای این كار از یكی از قیاس های صوری خاص نهضت های افراطی بهره جست: مهدی، علی است؛ علی، خداست؛ من مهدی هستم، علی هستم، من خدایم."(27)

سید محمد با ادعای مهدویت چند هدف را دنبال می كرد، در ابتدا این ادعا به او اجازه می داد كه رهبری مذهبی پیروان خود را به دست گیرد، دوم اینكه می توانست ادعای حكومت كند و سوم و مهمتر از همه آنكه این ادعا به او اجازه می داد كه اعلام جهاد كند و هر كس را به بهانه ضدیت با مهدی قائم از دم تیغ بگذراند. محمد بن فلاح، با این ادعا، خیال سلطان كامل و دولت مذهبی را در سر می پروراند.

این تمهید به خوبی كارگر افتاد و خوزستان در اوج قدرت قراقویونلوها همچنان در دست آل مشعشع باقی ماند و چون قراقویونلوها خود تمایلات شیعی داشتند بر آنان سخت نمی گرفتند.

بغداد تا مدت ها در اختیار میرزا اسپند بود؛ و جهانشاه پس از او، حكومت آن ناحیه را به پسر خود پیربداق سپرد. مولاعلی در سال 858 از درگیری میان پیربداق و پدرش جهانشاه استفاده كرد و به سمت واسط لشكر برد آنجا را گرفت و راهی نجف شد. " در آنجا نیز كشتارها و ویرانی های بسیار كرده بارگاه امام علی بن ابیطالب را بكند و معجر(پارچه یمانی روی ضریح) آن را بسوخت. تا شش ماه كه در آن درنگ داشت كسان او بارگاه را مطبخ كردند بدین عذر كه امام علی خدا بود و خدا هرگز نمی میرد."(28)

مولاعلی در 861 در كردستان به قتل رسید و راه را برای پدرش بازگذاشت. اندیشه سیدمحمد در ادعای مهدویت بسیار سودجویانه بود و گاه كه بیم خطر می رفت ادعای خود را تغییر می داد. از وی نامه هایی نقل شده است كه به " امیرپیرقلی"(غلام پیربداق و حاكم بغداد) نوشته است و در آن چنین بیان می كند" من ای امیر، مرد ناتوانم و بنده و چاكر آن امام می باشم. نه من و نه كس دیگری نسبتی به آن امام نداریم و والاتر از آن است كه كسی از مردم این زمان با وی نسبتی پیدا كند. چیزی كه هست من در زمان ناپدیدی آن امام جانشین او هستم."(29) سید محمد در ادامه نامه تصریح می كند كه امام عصر دارای چنان قدرت برتری است كه دیگر نیازی به جنگ پیدا نخواهد كرد؛ و در این ضمن خود را جایگاه، پرده و حجاب و یا جانشین امام مهدی می نامد.

سید محمد در سال866 درگذشت و "سید محسن" پسر دیگراو تا 905 حكومت كرد. آل مشعشع در زمان "سیدفیاض" یكی از اعقاب سید محمد به فرمان شاه صفوی گردن نهادند. گروه های تندرو هیچگاه یكدیگر را تحمل نمی كنند و نمی توانند به صورت مسالمت آمیز در كنار یكدیگر به سر برند. در زمان شكل گیری قدرت صفویه، سید فیاض و سپس سید فلاح رهبران آل مشعشع از ادعای مهدویت دست شسته و به ادعای الوهیت روی آورده بودند. این درحالی است كه پیروان شاه اسماعیل صفوی نیز اعتقاداتی مشابه آن نسبت به وی داشتند و قدرت او را الهی می دانستند. خود شاه اسماعیل نیز نشانه هایی از افراط گرایی همچون اعمال بدعت آمیز ادعای علی یا خدا بودن و یا اكراه از انجام فرایض شرعی را بروز می داد. از این رو نمی توانست حضور رقیبی را با چنین ادعاهای مشابهی تحمل كند؛ لذا در" 914 منطقه حویزه به وسیله امیرنجم، لـله بیك و بیرام بیك، فتح و طومار مشعشعیان برچیده شد."(30)

ولی اعقاب آل مشعشع بر خوزستان و در حویزه به صورت امیران دست نشانده صفویان حكومت كردند.


كلام آخر

چنانكه می بینید در خلال سال های پس از حملات مغول افراطی گرایی و تمایل به مذاهبی غیر از مذهب رسمی دنیای اسلام یعنی مذهب تسنن افزایش یافته بود. شاید بتوان دلیل آن را چنین پنداشت كه در حملات مغول و با انقراض خلافت عباسی توسط هولاكو خان مغول، كارآمدی مذهب به زیر سوال رفته بود و علاوه بر این سلطه مغولان بودایی مذهب بر جهان اسلام، اختلافات گذشته را كمرنگ كرده بود و مردم ایران به ویژه به سوی نوعی اتحاد مذهبی پیش وی رفتند كه رفته رفته در قامت مذهب تشیع شكل می گرفت. گذار از جامعه اهل سنت به جامعه ی دوره صفویه كه اكثریت آنها شیعه بودند، به آرامی طی نشد و در این میان گونه ها و دستجاتی افراطی چون مشعشعیان و حروفیان رخ نمودند. تشیع كه در اصل باور به برتری، جانشینی و عصمت اعقاب رسول خدا دارد، دراین دوره با برخی از باورهای غلط بازمانده از باطنیان درآمیخته بود. گروه های افراطی با بهره گیری از تناسخ ارواح معتقد بودند كه در باورهای شیعه این امام عصر نیست كه ظهور می كند بلكه جانشین، پرده و یا حجاب او است و برای این باور از تناسخ روح بهره می گرفتند. به هر صورت اوضاع اجتماعی و سیاسی در آن زمان بستر مناسب این اندیشه ها را فراهم می كرد، ولی با آغاز حكومت صفویان، و یكپارچگی قدرت در سراسر فلات ایران و همچنین با همه گیر شدن مذهب تشیع در این مناطق مركزی این فلات و آغاز تعلیمات رسمی دراین زمینه، رفته رفته از دامنه این انحرافات كاسته شد.


منابع:

1- جی. آ بویل- ت: حسن انوشه - تاریخ ایران از آمدن سلجوقیان تا فروپاشی دولت ایلخانان- پژوهش دانشگاه كمبریج- امیركبیر 1381- ص 277

2- همان منبع

3- منبع-ص271

4- همان منبع- ص 400

5- همان منبع- ص 401

6- همان منبع- ص 412

7- علاءالدین عطا ملك محمد جوینی در سال 658ق- تصحیح: محمدبن عبدالوهاب قزوینی- تاریخ جهانگشای جوینی - دنیای كتاب- 1382- ص186

8- همان- ص 188

9- جی آ بویل- از آمدن سلجوقیان تا...- ص 413

10- جوینی- تاریخ جهانگشا- ص196

11- جی آ بویل- از آمدن سلجوقیان تا...- ص 411

12- جوینی- تاریخ جهانگشا- ص210

13- همان- صص223 و 222

14- همان- 224

15- همان-صص 226و225

16- جی آ بویل- از آمدن سلجوقیان تا...- ص 432

17- جوینی- تاریخ جهانگشا- ص227

18- همان منبع- ص229

19- همان منبع- ص239

20- همان منبع- ص240

21- همان منبع- ص 243

22- پژوهش از دانشگاه كمبریج- ت: دكتر یعقوب آژند- تاریخ ایران دوره تیموریان- جامی- 1382- صص310و 309

23- همان منبع- صص 311و310

24- كسروی احمد- مشعشعیان مدعیان دروغین امام زمان- انتشارات فردوس1378- صص31 و30

25- همان منبع- صص32و31

26- همان منبع- ص 40

27- پژوهش از دانشگاه كمبریج- تاریخ ایران دوره تیموریان- ص314

28- كسروی- مشعشعیان مدعیان دروغین...- ص41

29- همان منبع- ص 45

30- قاضی احمد غفاری قزوینی- تاریخ جهان آرا975 ق- ص 272
با سلام

دوتا کتاب تقدیم به همه دوستداران آقاامام زمان (عج)


فایل‌های پیوست
.pdf   anis.pdf (اندازه 358.98 KB / تعداد دانلود: 33)
.pdf   YarieBook.pdf (اندازه 877.7 KB / تعداد دانلود: 22)

[عکس: final.jpg]
۱۳۸۹-۰۵-۰۴, ۱۰:۴۳ ق.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
ناظم بازنشسته
ارسال‌ها: 745
موضوع‌ها: 322
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸ اسفند
اعتبار: 64
سپاس‌ها: 35
85 سپاس گرفته‌شده در 243 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #5
RE: ویژه نامه ولادت خاتم الاوصیا امام زمان (عج)
طرحی برای رهایی ...


از شب نیمه شعبان دقایقی چند بیشتر باقی نمانده بود، دقایقی که آرام آرام می‌گذشت و برای آنها که منتظر بودند بقدر سالها بود ...

سرانجام شب به دقیقه آخرین رسید و ثانیه‌شماری شروع شد. ثانیه‌ها هم با کندی یکی پس از دیگری گذشتند، ناگاه نورانیت و روشنی خاصی، همه را به تولّد نوزاد بشارت داد. نوزاد به دنیا آمد و موعود عالم بشریت، جهان را به وجود خود مزین و روشن ساخت. در این هنگام مادرش، نرجس، غرق در افتخار و مباهات گشت، بانگ تکبیر و تحمید، توأم با فریادهای شادی و تهنیت و هلهله طنین انداز شد.

آری! این افتخار، مخصوص دودمان نبوت است که موعود نجات دهنده بشر از ظلم و ستم و آن کس که برای تأسیس نظام جهانی قیام می‌کند، از آن خاندان با عظمت است ...

امروز بیش از هر زمان دیگری فکر تشکیل حکومت و جامعه جهانی به میان آمده است و مجامع بین المللی به اسم وحدت و برای ایجاد رابطه بین کلیه ملتهای جهان، تاسیس شده‌اند. اگرچه اکثراً در پس پرده، اغراض سیاسی وجود دارد؛ اما تشکیل این سازمانها نشان می‌دهد که یک اتحاد عمومی، وحدت اجتماعی، دینی و سیاسی، خواسته روح و فطرت بشر است. لذا همین حرکات مجازی مقدمه حرکات واقعی و آمادگی حقیقی بشر برای ایجاد آن حکومت جهانی است.

بشری که به این همه قوای طبیعت دست یافته و مدعی است که در مدتی کمتر از یک ساعت می‌تواند موجودی در روی کره زمین زنده باقی نگذارد، آیا آرام می‌نشیند و از جنگ پرهیز می‌کند؟! واقعاً چگونه انتظار داریم، انسانی که از معنویات و اخلاق روی گردانده و برای دست یافتن به مقاصد جاه‌طلبانه و سیطره بر دیگران، به هر وسیله‌ای دست می‌زند، روی صلح و آرامش را ببیند!

در همین راستا و آنگونه که قرنها پیش، روایات قطعی اسلامی خبر داده‌اند، سرانجام زمانی، دنیا گرفتار سخت‌ترین مشکلات می‌شود و آتش ظلم و بیدادگری در همه جا شعله ور می‌گردد. در همین زمان است که زمامداران کشورها از اداره امور عاجز می‌شوند و جنگ و خونریزی، نسل بشر را تهدید به انقراض می‌کند. در چنین دورانی ملتهای ضعیف و افراد ستم دیده، از توسل به مجامع و مجالسی که به نام حفظ حقوق افراد ناتوان و مراعات ملتهای کوچک تشکیل داده می‌شود، نتیجه نمی‌گیرند. در این هنگام سلاحهای مرگبار، تا بیشترین حد، پیشرفت می‌کند، اما در نقطه مقابل صفات عالی انسان از جوامع بشری رخت بر بسته و مفاسد اخلاقی و اجتماعی جای آنها را می‌گیرند.

آیا همین علل و موجبات سبب نمی‌شود که بشر، پس از یک سلسله انقلابات جهانی، آنگاه که از کوششها و تلاشهایش جز محو مدنیت و اخلاق ثمری ندید، برای قبول یک حکومت عادل روحانی که بر اساس ایمان به خدا و روز معاد تشکیل شود، آغوش خود را بگشاید؟

لذا در این موقع، یک مصلح بزرگ الهی که بشارت ظهور او با تمام مشخصات و خصوصیات داده شده است، قیام می‌کند و دست به یک اصلاح عمومی در تمام عالم می‌زند و به تمام این بدبختی‌ها خاتمه می‌دهد.

این مصلح عالی‌مقام، آنگونه که در منابع اسلامی روایت شده، جهان را در لوای یک حکومت حق و عدالت درخواهد آورد. در دوران او، در همه جا احکام آسمانی اجرا می‌شود، مقررات و قوانین الهی بر همه حکومت می‌کند و همه سازمانها در راه رفاه و آسایش مردم و عمران و آبادی می‌کوشند و بالاخره، از فرط بهبود و پیشرفت سطح زندگی، فقیری در تمام دنیا باقی نمی‌ماند.(1)

در اخبار مسلّم و قطعی، بشارت این روز بزرگ را پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) داده و فرموده است که اگر بیش از یک روز از عمر عالم باقی نماند، خداوند آن روز را به قدری طولانی خواهد کرد که مهدی موعود بیاید و جهان را از عدالت و فضیلت پر کند؛ همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد.(2)

ما و هر انسانی در انتظار چنین روزی برای بشر هستیم و آینده را برای همه روشن و درخشان می‌بینیم. لذا با روحی سرشار از نشاط و امید به وظایف خود می‌پردازیم و جشن میلاد این آخرین نجات دهنده بشر را به جامعه بشری، مخصوصاً به کسانی که از ظلمت مادّیات و از ظلم ستمگران، و از ظلمات فساد و تباهی به جان آمده‌اند، تبریک می‌گوییم.

"اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه واجعلنا من أنصاره وأعوانه"



« برگرفته از کتاب "نوید امن و امان"، تألیف آیت الله العظمی صافی گلپایگانی (با اندکی تصرف) »


پاورقی‌ها:

1- این مطالب یک به یک در روایات مسلم از طریق شیعه و سنی نقل شده که برای آگاهی بیشتر می‌توانید به کتاب "منتخب الاثر"، تألیف آیت الله صافی گلپایگانی، مراجعه نمایید.

2- قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): "لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد، لطوّ ل الله ذلک الیوم حتی یخرج رجل من أهل بیتی یملأ الأرض عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً"

"اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، همانا خداوند آن روز را آن قدر طولانی کند تا مردی از اهل بیت من خروج نماید که زمین را از عدل پر می‌کند؛ همانگونه که از ظلم و جور پر شده باشد." (الغیبة شیخ طوسی، صفحه 180)– این حدیث با اختلاف جزئی در کلمات، در منابع متعددی از جمله منابع زیر نقل شده است:

منابع شیعه: کمال الدین، صفحه 280 - کشف الغمة، جلد 3، صفحه 244- مجمع البیان، جلد 7، صفحه 120 و ...

منابع اهل سنت: سنن ابوداوود، جلد 2، صفحه 310 - مسند احمد، جلد 1، صفحه 99 – درالمنثور سیوطی، جلد 6، صفحه 58 و ...

[عکس: final.jpg]
۱۳۸۹-۰۵-۰۵, ۰۹:۱۸ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
ناظم بازنشسته
ارسال‌ها: 745
موضوع‌ها: 322
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸ اسفند
اعتبار: 64
سپاس‌ها: 35
85 سپاس گرفته‌شده در 243 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #6
RE: ویژه نامه ولادت خاتم الاوصیا امام زمان (عج)
با سلام

دانلود نرم افزار پرتابل آخرین منجی تهیه شده توسط سایت گل لیلا


فایل‌های پیوست
.zip   akharin-monji.zip (اندازه 3.71 MB / تعداد دانلود: 21)

[عکس: final.jpg]
۱۳۸۹-۰۵-۰۷, ۰۴:۳۷ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
ناظم بازنشسته
ارسال‌ها: 745
موضوع‌ها: 322
تاریخ عضویت: ۱۳۸۸ اسفند
اعتبار: 64
سپاس‌ها: 35
85 سپاس گرفته‌شده در 243 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #7
ویژه نامه ولادت امام زمان (عج)
[عکس: 108234130196128192202166166135161236154118244227.jpg]


دیده هرچند که از دیدن تو محروم است
پرتو حسن تو بر اهل نظر معلوم است

شعله عشق تو از چهره زردم پیداست
گرچه در پرده دل راز غمت مکتوم است

ای خوش آندم که چو گل با لب خندان آئی
که دل منتظران بی تو بسی مغموم است

دل بشکسته به دست تو شود باز درست
ایکه در پنجه مهر تو دلم چون موم است

همچو کوری به خطر گاه جهان آمده ایم
هرکس از دامن تو دست کشد معدوم است

نظر لطف تو سرچشمه فیض است و بقا
هرکه از چشم تو افتد به فنا محکوم است

ای هما ، بر دل ویرانه ما سایه فکن
تا گریزد غم دنیا که چو جغدی شوم است

صبح امید توئی در شب ظلمانی ما
یاد تو مایه تسکین دل مظلوم است

ما مجازیم سراپا و ، حقیقت با توست
هرچه جز نقش تو آید بنظر، موهوم است

معتبر شد ز وجودت سند هستی ما
دفتر عمر به امضاء تو چون مختوم است

ماسوی جمله حروفند و تو چون جان کلام
بی تو انشاء جهان ، جمله نامفهوم است

از وجود تو بود عالم هستی برپا
که تو قائم به خدائی و ، خدا قیوم است


این روزها هرچه به اطراف خودتون نگاه کنید رنگ و بوی خاصی رو احساس میکنید. که نشونی از تغییر و تحول عظیمی در مردم کوچه و بازار داره!
مردم در تب و تابند و منتظر! آخر، عاشقند و برای نشان دادن به معشوق که چقدر دوستش دارند می خواهند بهترین رنگ ها را در تزیین محله و شهر خود به کار ببرند.

ولی من میگم:
آهای آدما، آقا، تزیین دلهای شما رو دوست داره، صداقت شماها رو می خواد. به داخل دلهاتون سرک بکشید. اونجا جای آقاست که باید خوب تزیین بشه!
با رنگ هایی مثل ایمان با صداقت، عمل با منطق، تلاش معقولانه و بصیرت خالصانه.
نیمه ی شعبان روز طلوع خورشید تابناک شیعه است. بیایید خوب درکش کنیم و پاسش بداریم و از شهد شیرین انتظار که امید هر روز ماست لذت ببریم. از اشک شوق دیدگانمان آب پاشی کنیم و با مژه های خود راه آمدن آقا را جارو کنیم.

راه برگشت تو را با مژه جارو کردن آب پاشیدن از این دیده ی گریان تا چند


ای پدر مهربان. عنایتی بفرما امسال دلهای مشتاقان را که بی صبرانه انتظارت را می کشند متحول کن. آمین.


التماس دعا

[عکس: final.jpg]
۱۳۹۰-۰۴-۲۴, ۱۲:۱۷ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر سابق گفتگوی آزاد
ارسال‌ها: 988
موضوع‌ها: 348
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹ بهمن
اعتبار: 252
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #8
RE: ویژه نامه ولادت امام زمان (عج)
از فراسوی جمعه ای دلگیر
قهرمانی عجیب می آید
یک نفر از تبارِ حادثه با
بانگ ِ«امّن یجیب» می آید
مردی از جنس ِ نغمه ی باران
"غسل توحید" می دهد ما را
می برد از دیار ِتاریکی
دست خورشید می دهد ما ر ا
مردی از جنس عشق،لحن ِ خدا
شهر را پر امید خواهد کرد
با نوایی غریب، شیطان را-
ناگهان ناپدید خواهد کرد
نه،فقط این امید واهی نیست
زنده است این حقیت ِ مرموز
آن اَبَر مرد پشت خورشید است
_ که پدیدار می شود یک روز-
وارث ذوالفقار حضرتمان
دشمنان را شکست خواهد داد
۱۳۹۰-۰۴-۲۴, ۰۱:۰۱ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر سابق گفتگوی آزاد
ارسال‌ها: 988
موضوع‌ها: 348
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹ بهمن
اعتبار: 252
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #9
RE: ویژه نامه ولادت امام زمان (عج)
عشق آغاز شد و پنجره‌ها باز شدند

اختران از نَفسِ سرد شب آغاز شدند

کلماتی که در اعماقِ زمین پنهان بود

زیر بارانِ بهاری همه ابراز شدند

عشق آهنگِ پدید آمدنی دیگر داشت

صبح دم، حنجره‌ها غرق در آواز شدند

آسمان چتر مَحبّت به سر خاک کشید

یک افق چلچله آماده‌ی پرواز شدند

عده‌ای سنگ شدند و به زمین پیوستند

عده‌ای با نَفسِ آینه دم ساز شدند

عاشقانی که پُر از شوقِ شکُفتن بودند

محو آفاقِ نمایان شده‌ی راز... شدند
۱۳۹۰-۰۴-۲۴, ۰۸:۴۲ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر سابق گفتگوی آزاد
ارسال‌ها: 988
موضوع‌ها: 348
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹ بهمن
اعتبار: 252
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #10
RE: ویژه نامه ولادت امام زمان (عج)
زمین دلتنگ و مهدى بیقرار است‏
فلك شیدا، پریشان روزگار است‏
دلا، آدینه شد، دلبر نیامد
غروب انتظارم سرنیامد
همه دلها پر از آه و غم و درد
همه آلاله‏ها پژمرده و زرد
نفس‏ها خسته و در دل خموشند
فغانها بى‏صدا و پرخروشند
نه رنگى از عدالت، نى از صداقت‏
در و دیوار دارد نقش ظلمت‏
شده پرپر گل مهر و محبّت‏
همه دلها شده سرشا نفرت
شده شام یتیمان، ناله و اشك‏
برد هركس به كاخ دیگرى رشك‏
شده پژمرده غنچه در چمنزار
بگشت آواره گل در كوى گلزار

نشسته دیو بر دلهاى خفته‏
همه جا بذر نومیدى شكفته‏
زده زنگارها آئین و مذهب‏
دمى، رویى ز سرور نیست یا رب‏
به اشك چشم و مهر و ماه، سوگند
به آه و ناله دلهاى دربند
اگر نرگس ز هجرت زار زار است‏
شقایق تا قیامت دغدار است‏
۱۳۹۰-۰۴-۲۵, ۱۲:۴۴ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  ❁♥❁ویژه نامه ولادت علی اکبر(ع)❁♥❁ yaseman9 8 3,949 ۱۳۹۳-۰۳-۱۸, ۱۱:۰۸ ب.ظ
آخرین ارسال: مجتبی امیری
  ❁♥❁ویژه نامه ولادت امام سجاد (ع)❁♥❁ shia 13 5,746 ۱۳۹۳-۰۳-۱۳, ۱۲:۱۶ ب.ظ
آخرین ارسال: مجتبی امیری
  ❁♥❁ویژه نامه میلاد ابوالفضل العباس (ع)❁♥❁ shia 14 5,489 ۱۳۹۳-۰۳-۱۱, ۰۹:۲۴ ب.ظ
آخرین ارسال: allameh
  ❁♥❁ویژه نامه ولادت امام حسین (ع)❁♥❁ shia 15 6,303 ۱۳۹۳-۰۳-۱۰, ۱۱:۰۳ ق.ظ
آخرین ارسال: allameh
  دعای ویژه ملائکه برای روزه داران شعبان حافظ 0 3,179 ۱۳۹۰-۰۴-۲۲, ۰۳:۲۲ ق.ظ
آخرین ارسال: حافظ
  سه ماه ویژه،سه شب ویژه حافظ 0 2,352 ۱۳۹۰-۰۴-۱۹, ۰۸:۳۸ ب.ظ
آخرین ارسال: حافظ
  پیرامون امام حسین (علیه السلام) daryanian 0 2,160 ۱۳۹۰-۰۴-۱۴, ۰۹:۴۶ ب.ظ
آخرین ارسال: daryanian

پرش به انجمن:


logo-samandehi
گیگفا هـــــاســت
ارائه خدمات هاستینگ و سرورهای مجازی
فروشگاه اینترنتی قاریان
هرآنچه از یک فروشگاه لوکس میخواهید
فروتل
سیستم همکاری در فروش
فروشگاه
فروشگاه اینترنتی ایران
فروش آنلاین شارژ ایرانسل و همراه اول
شارژ آنلاین ایرانسل و همراه اول
تبلیغات
تبلیغات شما در اینجا

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'gharian_mybb.mybb_threadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('2444')