زمان کنونی: ۱۳۹۸-۰۸-۲۷، ۰۲:۱۴ ب.ظ
مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

جستجو در سایت:
قرآن آنلاین سایت بصورت فلش
 
رتبه موضوع:
  • 17 رای - 3.12 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تو که قرار نبود شهید بشی!
نویسنده پیام
مدیر سابق گفتگوی آزاد
ارسال‌ها: 988
موضوع‌ها: 348
تاریخ عضویت: ۱۳۸۹ بهمن
اعتبار: 252
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #1
تو که قرار نبود شهید بشی!
کرمانشاه بودیم. طلبه‌های جوان آمده بودند برای بازدید از جبهه. 30-20 نفری بودند. شب که خوابیده بودیم، دو ـ سه نفر بیدارم کردند و شروع کردند به پرسیدن سوال‌های مسخره و الکی. مثلاً می‌گفتند: «آبی چه رنگیه؟».

عصبی شده بودم. گفتند: «بابا بی خیال، تو که بیدار شدی، حرص نخور بیا بریم یکی دیگه رو بیدار کنیم».

دیدم بد هم نمی‌گویند! خلاصه همین‌طوری سی نفر را بیدار کردیم! حالا نصفه شبی جماعتی بیدار شده‌ایم و همه‌مان دنبال شلوغ کاری هستیم. قرار شد یک نفر خودش را به مردن بزند و بقیه در محوطه قرارگاه تشییعش کنند!

فوری پارچه سفیدی انداختیم روی محمدرضا و قول گرفتیم که تحت هر شرایطی خودش را نگه دارد.

گذاشتیمش روی دوش بچه‌ها و راه افتادیم. گریه و زاری. یکی می‌گفت: «ممد رضا! نامرد! چرا تنها رفتی؟».

یکی می‌گفت: «تو قرار نبود شهید شی».

دیگری داد می‌زد: «شهیده دیگه چی میگی؟ مگه تو جبهه نمرده؟».

یکی عربده می‌کشید. یکی غش می‌کرد!

در مسیر، بقیه بچه‌ها هم اضافه می‌شدند و چون از قضیه با خبر نبودند واقعاً گریه و شیون راه می‌انداختند! گفتیم برویم سمت اتاق طلبه‌ها! جنازه را بردیم داخل اتاق.


این بندگان خدا که فکر می‌کردند قضیه جدیه، رفتند وضو گرفتند و نشستند به قرآن خواندن بالای سر میت!

در همین بین من به یکی از بچه‌ها گفتم: «برو خودت را روی محمدرضا بینداز و یک نیشگون محکم بگیر.».

رفت گریه کنان پرید روی محمدرضا و گفت: «محمدرضا! این قرارمون نبود! منم می‌خوام باهات بیام!».

بعد نیشگونی گرفت که محمدرضا از جا پرید و چنان جیغی کشید که هفت هشت نفر از این بچه ها از حال رفتند!

ما هم قاه قاه می‌خندیدیم. خلاصه آن شب با اینکه تنبیه سختی شدیم ولی حسابی خندیدیم.

.فرق بی سیم‌ها.

روزی سر کلاس آموزش مخابرات فرق بی سیم «اسلسون» را با بی سیم «پی آر سی» از بچه‌ها پرسیدم. یکی از بسیجی‌های نیشابوری دستش را بلند کرد، گفت: «مو وَر گویم؟».

با خنده بهش گفتم: «وَر گو. ».

گفت: «اسلسون اول بیق بیق مِنه، بعد فیش فیش منه. ولی پی آر سی از همو اول فیش فیش مِنه.».

کلاس آموزشی از صدای خنده بچه‌ها رفت رو هوا.
۱۳۹۰-۰۵-۱۱, ۰۱:۳۶ ق.ظ
ارسال‌ها پاسخ
آگهی


موضوعات مشابه ...
موضوع نویسنده پاسخ بازدید آخرین ارسال
  شهید ابراهیم هادی m.masiha 3 2,220 ۱۳۹۳-۰۸-۳۰, ۰۲:۱۰ ق.ظ
آخرین ارسال: m.masiha
  مستند دعوت ... (شهید علی خلیلی) سـجـّـا د 0 1,526 ۱۳۹۳-۰۲-۱۶, ۰۸:۱۷ ب.ظ
آخرین ارسال: سـجـّـا د
  نامه طلبه شهید علی خلیلی به مقام معظم رهبری، 15 روز قبل از شهادت qoran74 0 1,540 ۱۳۹۳-۰۱-۰۸, ۱۱:۴۲ ق.ظ
آخرین ارسال: qoran74
  [مـــهم] گناهان یک شهید 16 ساله!!! Bahar 1 2,009 ۱۳۹۱-۱۰-۱۴, ۰۳:۰۰ ق.ظ
آخرین ارسال: m.m.f
  فرازی از دست نوشته های شهید مصطفی چمران حافظ 4 3,250 ۱۳۹۱-۰۶-۱۹, ۰۹:۳۲ ب.ظ
آخرین ارسال: davidzz
  اولین شهید دفاع مقدس سعید پلیمر 1 2,840 ۱۳۹۰-۱۱-۲۶, ۰۶:۴۲ ق.ظ
آخرین ارسال: تـبــارک
  شهید گمنامی که خدا عزیزش کرد سعید پلیمر 1 1,777 ۱۳۹۰-۱۱-۲۵, ۰۴:۲۹ ب.ظ
آخرین ارسال: davidzz
  نحوه شهادت شهید چمران حافظ 0 1,910 ۱۳۹۰-۰۳-۳۱, ۱۰:۰۹ ق.ظ
آخرین ارسال: حافظ
  خاطره شهید حاج محمد ابراهیم همت GHARIAN 0 2,169 ۱۳۹۰-۰۳-۰۷, ۱۰:۲۲ ب.ظ
آخرین ارسال: GHARIAN
  آقا اجازه! شهید شده... shia 0 1,474 ۱۳۸۹-۰۵-۲۱, ۰۶:۲۷ ب.ظ
آخرین ارسال: shia

پرش به انجمن:


logo-samandehi
گیگفا هـــــاســت
ارائه خدمات هاستینگ و سرورهای مجازی
فروشگاه اینترنتی قاریان
هرآنچه از یک فروشگاه لوکس میخواهید
فروتل
سیستم همکاری در فروش
فروشگاه
فروشگاه اینترنتی ایران
فروش آنلاین شارژ ایرانسل و همراه اول
شارژ آنلاین ایرانسل و همراه اول
تبلیغات
تبلیغات شما در اینجا

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'gharian_mybb.mybb_threadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('2604')