زمان کنونی: ۱۳۹۸-۰۶-۲۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ
مهمان عزیز خوش‌آمدید. (ورودعضــویت)

جستجو در سایت:
قرآن آنلاین سایت بصورت فلش
 
رتبه موضوع:
  • 52 رای - 2.15 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
◄ منصوب بنزع الخافض
نویسنده پیام
مدیر بخش آموزش زبان
*
ارسال‌ها: 1,212
موضوع‌ها: 52
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰ مرداد
اعتبار: 1,489
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #1
◄ منصوب بنزع الخافض
<<هو المحبوب>>


سوال:


منصوب به نزع خافض چیست؟


حَتَّى إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جَاءَهُمْ نَصْرُنَا



سوره ی یوسف/آیه ی 110


در آیه بالا بعد از فعل جاء ,ضمیر "هم" آمده است. نقش ضمیر وقتی به فعل اضافه می شود , مفعول است.آیا جاء که فعل لازم است مفعول می گیرد؟

لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



۱۳۹۲-۰۸-۲۵, ۱۲:۳۲ ق.ظ
وب‌سایت ارسال‌ها پاسخ
آگهی
نویسنده پیام
تالارحفظ وآموزش . دین و مذهب . خواهران
*
ارسال‌ها: 960
موضوع‌ها: 123
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰ تير
اعتبار: 1,246
سپاس‌ها: 0
2 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #2
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض


به نام خدا

سلام

نزع به معنای در آوردن یا جدا کردن است ...1-.ونزعنا ما فی صدورهم من غلّ اخوانا علی سرر متقابلین2-ینزع عنهما لباسهما...

این دو مثال قرآنی را صرفا برای درک بهتر مفهوم کلمه آوردم.

و خافض به معنای مجرور است

منصوب به نزع خافض یعنی اسم به دلیل حرف جری که در تقدیر بوده و به دلیل بلاغت در کلام یا هر دلیلی آن حرف جر حذف شده منصوب می شود پس آن اسم منصوب می شود که در اصل نقش اسم را منصوب به نزع خافض نمی گویند و مفعول می گویند.

در مثالی که آورده اید "جاء هم نصرنا": می شود گفت این طور بوده: جاء لهم نصرنا و "ل" که حرف جر است تقدیرا حذف شده و جاء مفعول نگرفته است.


بسم الله الرّحمن الرّحیم

تا گرسنه نشدی مخور و پیش از سیر شدن دست از خوردن بکش...
۱۳۹۲-۰۸-۲۶, ۱۲:۱۱ ق.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر بخش آموزش زبان
*
ارسال‌ها: 1,212
موضوع‌ها: 52
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰ مرداد
اعتبار: 1,489
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #3
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض
متشکرم از توضیحات بسیار خوب شما A57


متاسفانه خیلی ها منصوب به نزع خافض رو مفعول در نظر می گیرند! حتی من یادمه وقتی دبیرستان بودیم به غلط به ما چنین آموزشی می دادند که هر ضمیری به فعل چسبید مفعولٌ به اون فعل به حساب میاد! که کاملا گفتاری غلط است.چون بعضی از فعل ها اصلا لازم هستند و مفعول نیاز ندارند.


توضیحات شما کامل بود و علاوه بر حرف جر گاهی ظرف نیز در تقدیر است.یعنی در واقع ما زمانی در جملات با فعل لازم , منصوب بنزع خافض داریم که حرف جر یا ظرف را از سر کلمه ای بر داریم و آن کلمه را نصب بدهیم .این کلمه ی منصوب شده مفعولٌ به فعل لازم نیست! بلکه آن را منصوب بنزع خافض می نامند.


خَفَضَ =کسر => خافِض (اسم فاعل) => جر دهنده/حرف جر


چند تا مثال:


- حتی اذا جاءنا قال یالیت بینی و بینک بعد المشرقین فبئس القرین!


ترجمه => هنگامی که نزد ما ( به سوی ما) بیاید می گوید ای کاش بین من و تو فاصله ای به اندازه ی فاصله ی مشرق و مغرب می بود! پس چه بد همنشینی است...( سوره ی زخرف)


در مثال بالا [جاء] فعل لازم است و مفعول نیاز ندارد.پس ضمیر [نا] در حکم مفعول نبوده و منصوب بنزع الخافض است.هم می توانیم بگوییم ظرف در تقدیر است و هم می توان گفت حرف جری محذوف شده است بنابراین [جاء عندنا] و [جاء الینا] هر دو درست است.


- یا ایها الذین آمنو لا تدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستانسوا و تسلموا علی اهلها....


ترجمه => ای مومنان! وارد خانه ای نشوید مگر این که اجازه بگیرید و بر اهلش سلام کنید...( سوره ی نور)


در این جا تدخلو فعل لازم است و بیوتاً منصوب به نزع خافض است و در اصل الی بیوتٍ بوده.


- البته منصوب بنزع الخافض صرفا مخصوص فعل لازم نیست.گاهی فعلی یک مفعولی است ولی منصوب بنزع خافض دارد...


مثلا جاءتهم بالبینات...


در این جا , [جاءت] فعل لازم است که به وسیله ی "باء تعدیه" متعدی شده => بینات (مفعولٌ به) / هم= منصوب بنزع الخافض ( در اصل لهم ) بوده.




یا خادم الجسم کم تسعی لخدمته / اَتطلب الریح فی ما فیه خسران

علیک بالنفس فاستکمل فضائلها / فانت بالنفس لا بالجسم انسان



در کودکی پستی, در جوانی مستی, در پیری سستی / پس کی خدا را پرستی؟!


لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



۱۳۹۲-۰۸-۲۹, ۱۲:۱۶ ق.ظ
وب‌سایت ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر تالار موضوعات و مطالب آزاد
*
ارسال‌ها: 589
موضوع‌ها: 64
تاریخ عضویت: ۱۳۹۳ اردیبهشت
اعتبار: 108
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #4
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض
سلام
می خواستم خدمت شما عزیزان عرض کنم که "کلمة حق یراد بها الباطل"
مطلبی که شما درباره منصوب به نزع خافض ارائه کردید تا حدودی صحیح بود ولی مثالهای شما کاملا غلط بود زیرا اولا منصوب به نزع خافض غیر دو مورد، در بقیه موارد سماعی است که آن نیز فقط در هفت مورد توسط عرب استعمال شده (به عنوان مثال یکی از آن هفت مورد "ذهبت الشام" می باشد و حذف حرف جر فقط ذر اینجا جائز است و در جاهای دیگر باید حرف جر ظاهر شود مثلا گفته شود "ذهبت بالعراق" و نمی توان گفت: ذهبت العراق) و آن دو مورد قیاسی نیز جایی است که مجرور ما مصدر مؤول باشد یعنی أن + فعل مضارع یا أنّ + اسم و خبرش و مثال هایی که شما زدید هیچ کدام از این دو مورد نیست پس قیاسی نیست و هیچ کدام از آن هفت مورد سماعی نیز نمی باشد پس حل این مسأله چگونه است؟ چرا بر سر -هم- در "جاء هم نصرنا" حرف جر نیامده؟
پاسخ این است که شما یک پیش فرض غلطی برای خود تصور کرده بودید که عبارت بود از
لازم بودن فعل -جاء- و حال آنکه از یک نکته غفلت ورزیدید و آن نکته این است که ما در ادبیات عرب یک سری افعالی داریم که در اصطلاح به آن ها افعال دو پهلو می گویند، این افعال که تعداد آن ها کم هم نیست هم به صورت لازم و هم به صورت متعدی استعمال می شوند که جاء نیز یکی از آن هاست بنابراین در جایی که این افعال با حرف جر بیایند به صورت لازم استعمال شده اند و اگر بدون حرف جر بیایند متعدی اند فلذا این مواردی که شما مثال زدید همه از این قبیل اند و هیچ ربطی به مبحث منصوب بنزع الخافض ندارند.
موفق و سربلند باشید...

سلام
می خواستم خدمت شما عزیزان عرض کنم که "کلمة حق یراد بها الباطل"
مطلبی که شما درباره منصوب به نزع خافض ارائه کردید تا حدودی صحیح بود ولی مثالهای شما کاملا غلط بود زیرا اولا منصوب به نزع خافض غیر دو مورد، در بقیه موارد سماعی است که آن نیز فقط در هفت مورد توسط عرب استعمال شده (به عنوان مثال یکی از آن هفت مورد "ذهبت الشام" می باشد و حذف حرف جر فقط ذر اینجا جائز است و در جاهای دیگر باید حرف جر ظاهر شود مثلا گفته شود "ذهبت بالعراق" و نمی توان گفت: ذهبت العراق) و آن دو مورد قیاسی نیز جایی است که مجرور ما مصدر مؤول باشد یعنی أن + فعل مضارع یا أنّ + اسم و خبرش و مثال هایی که شما زدید هیچ کدام از این دو مورد نیست پس قیاسی نیست و هیچ کدام از آن هفت مورد سماعی نیز نمی باشد پس حل این مسأله چگونه است؟ چرا بر سر -هم- در "جاء هم نصرنا" حرف جر نیامده؟
پاسخ این است که شما یک پیش فرض غلطی برای خود تصور کرده بودید که عبارت بود از
لازم بودن فعل -جاء- و حال آنکه از یک نکته غفلت ورزیدید و آن نکته این است که ما در ادبیات عرب یک سری افعالی داریم که در اصطلاح به آن ها افعال دو پهلو می گویند، این افعال که تعداد آن ها کم هم نیست هم به صورت لازم و هم به صورت متعدی استعمال می شوند که جاء نیز یکی از آن هاست بنابراین در جایی که این افعال با حرف جر بیایند به صورت لازم استعمال شده اند و اگر بدون حرف جر بیایند متعدی اند فلذا این مواردی که شما مثال زدید همه از این قبیل اند و هیچ ربطی به مبحث منصوب بنزع الخافض ندارند.
موفق و سربلند باشید...
۱۳۹۳-۰۲-۱۰, ۰۶:۵۷ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر بخش آموزش زبان
*
ارسال‌ها: 1,212
موضوع‌ها: 52
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰ مرداد
اعتبار: 1,489
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #5
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض
علیکم السلام

تمام مثال ها و تعاریف ارائه شده درست می باشد برادر گرامی! تاویل به مصدر با ان => اوعجبتم ان جاءکم ذکر من ربکم => این هم نوعی منصوب بنزع خافض است که در اصل بوده بان جاءکم ذکر من ربکم..


در کتاب صمدیه عنوان کرده تاویل به مصدر می تواند منصوب بنزع خافض باشد اما غیر از اسامی صریح و اسم موول به طور کلی هر اسمی که حرف جر آن حذف شود منصوب می گردد و منصوب بنزع خافض نامیده می شود و کل مثال ها را نقض نمی کند! شما فقط به بخشی از منصوب به بنزع خافض اشاره کردید در حالی که این مبحث محدود به اسم موول و اسم صریح مثل شام! نمی باشد.مثالی دیگر : در سوره ی اعراف چنین آیه ای داریم:و اختار موسی قومَه => در اصل بوده و اختار موسی من قومه

این که بر اساس سماعی بودن فعل ها را چگونه استفاده می کنند در قسمت مکالمه ی عربی می گنجد نه در قسمت صرف و نحو!

قضیه خیلی ساده است=> جاء=آمد :فعل لازمه جاءهم نصرنا => اگر همین طوری بخواهیم تجزیه کنیم به این صورت می شود که "هم"چون به فعل چسبیده می شه مفعول! اما ما یه مقدار عمیق تر به ماجرا نگاه کردیم و گفتیم که فعل لازم که مفعول نداره پس این جا در حکم منصوب بنزع خافض است.

متعدی جاء چی می شه؟ توی سوره ی مریم می خونیم:فأجاءها المخاض الی جذع النخلة=> این جا جاء متعدی شده و معنی می شه که :شدت درد او را به طرف درخت خرما آورد => ها این جا مفعولشه چون فعل جاء متعدی شده

آیا آوردن همان معنای آمدن می دهد؟! فعل دو پهلو یعنی معنای لازم و متعدیش هر دو به طور یکسان می توانند به جای هم استفاده شوند!

مثال: غذا پخت => پخت این جا لازمه

مادر غذا را پخت => پخت این جا متعدیه

پس افعالی همانند پختن افعال دو پهلو و دو بعدی محسوب می شوند!

حالا این که تاویل به مصدر چیه و چگونه است نیازی نیست همه یاد بگیرن! چون ما این جا در حدی که برای همه قضیه مانوس باشه سعی می کنیم مطلب بنویسیم .... و گرنه مطلب برای گفتن زیاد هست.

لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



۱۳۹۳-۰۲-۱۰, ۰۸:۳۵ ب.ظ
وب‌سایت ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر بخش آموزش زبان
*
ارسال‌ها: 1,212
موضوع‌ها: 52
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰ مرداد
اعتبار: 1,489
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #6
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض
نقل قول:
می خواستم خدمت شما عزیزان عرض کنم که "کلمة حق یراد بها الباطل"
این سخن شما در صورتی درست است که اثبات بشود سخن شما حق و سخن بنده باطل است و بدون اثبات این مهم این نتیجه گیری ارزشی ندارد....

اگر جاء فعل دو بعدی می باشد و هر گاه اقتضا کند می تواند متعدی یا لازم باشد پس چرا در سوره ی مریم خداوند چنین فرمودند؟:

فَأجاءَها المخاض و نفرمودند فجاها المخاض؟

آیا اصولا جاء به معنای "آمدن" فعل متعدی محسوب می شود؟

در مثال بالا جاء به باب اِفعال رفته و متعدی شده است.تمام نحوییون این نکته را ذکر کرده اند که برای تبدیل فعل لازم به متعدی حتما باید آن فعل یا به باب افعال یا تفعیل برود و یا باء تعدیه بر سر آن قرار گیرد و در این موضوع جای بحثی نیست.و همان طور که در آیه هم می بینید جاء برای این که معنای متعدی "به معنای آوردن" بدهد به باب افعال رفته و تبدیل شده به أَجاءَ شده.

اما در مورد سماعی بودن : همان طور که گفتم سماعی بودن به این معنی است که قانون مشخصی ندارد یعنی عرب در مکالمه و در صحبت این گونه استفاده می کند و این بر خلاف حکم قیاسی است.حکم قیاسی یعنی همان "اَن موول" که شما فرمودید یک قانون است و لزوما باید آن گونه باشد...و در مورد سماعی بودن هم با معنا و تجزیه می توان به آن پی برد.


نکته ی دیگر این که اگر شما به کتاب قاموس عرب مراجعه کنید در کنار کلمه ی جاءنا نوشته است:یعنی جاء عندنا یعنی خود عرب نیز معتقد به این مضمون است که چیزی در تقدیر بوده و فعل جاء همان معنای لازم خود "به معنای آمدن" را می دهد و "نا"مفعول حقیقی آن نیست بلکه عرب به خاطر همان مسئله ی سماعی بودن! آن را این گونه به کار می برد.پس توجه کنید سماعی است نه قیاسی...


اگر قرار بر این باشد که همه ی افعال لازم مفعول بگیرند پس تمام افعال لازم به نحوی می توانند معنای متعدی بدهند پس اصولا مبحث مهم لازم و متعدی که در تمام کتب نحو به آن مفصل اشاره شده است زیر سوال می رود!


بر می گردم به آیه ی سوره ی مریم که خداوند می فرمایند:

درد زایمان او را به سمت نخل خرمایی آورد...و خداوند در این آیه از فعل أَجاءَ استفاده کرده نه جاء! زیرا جاء لازم است و معنای آن "آمدن" می باشد و این فعل اصلا معنای متعدی و لازمش با هم متفاوت هستند.

حتی در زبان فارسی هم فعل دو بعدی وجود دارد مانند عرب اما فعل دو بعدی فعلی است که معنای لازم و متعدی هر دو از آن استخراج گردد و قبلا یک نمونه مثال زدم.یک مثال دیگر:

شیشه شکست => در این جا شکستن معنای لازم می دهد

کودک شیشه را شکست => در این جا شکستن معنای متعدی می دهد

تاپیک باز می باشد تا شما نظرتان را بیان فرمایید و بنده برای تایید سخنان خود نظر سه نحودان بزرگ جهان اسلام را با ذکر منبع ارائه خواهم داد

لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



۱۳۹۳-۰۳-۲۶, ۰۸:۲۳ ب.ظ
وب‌سایت ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر تالار موضوعات و مطالب آزاد
*
ارسال‌ها: 589
موضوع‌ها: 64
تاریخ عضویت: ۱۳۹۳ اردیبهشت
اعتبار: 108
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #7
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض
بنده قبلا جواب شما رو داده بودم ولی برای چی نمی دونم! ولی خلاصه حذف شد...
الآن هم نمی دونم هدفتون چیه که بعد این همه وقت نبش قبر کردید ولی بنده قصد ندارم بحث رو ادامه بدم و شما رو ارجاع میدم به همون مطالبی که قبلا در پیام خصوصی خدمت شما بیان کردم...
والسلام علی من اتبع الهدی
۱۳۹۳-۰۳-۲۶, ۰۹:۴۱ ب.ظ
ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر بخش آموزش زبان
*
ارسال‌ها: 1,212
موضوع‌ها: 52
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰ مرداد
اعتبار: 1,489
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #8
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض
خب الحمدلله رب العالمین...

من هم تمایلی به بحث ندارم...علت نبش قبر ! هم این بود که زمانی که شما به دنبال بحث در این رابطه بودید بنده فرصت کافی نداشتم که جواب شما رو بدهم و علت حذف پستتان هم لحن نامناسب شما بود ....!به هر حال چون با یکی از مدیران سایت مطرح کرده بودید که تاپیک باز بشه من هم همون موقع اعلام کردم وقتم محدوده و نمی تونم به شما پاسخ بدهم و سر فرصت این کار رو می کنم.

در پیام خصوصی من هم به شما جواب دادم اما شما بیشتر استهزاء فرمودید تا جواب دادن!

به هر حال من نظر سه تن از نحوییون رو در پست بعد قرار می دهم برای استفاده ی دیگران

لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



۱۳۹۳-۰۳-۲۶, ۱۱:۱۰ ب.ظ
وب‌سایت ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر بخش آموزش زبان
*
ارسال‌ها: 1,212
موضوع‌ها: 52
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰ مرداد
اعتبار: 1,489
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #9
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض
منصوب بنزع خافض از زبان شیخ بهایی در کتاب صمدیه:


نزع خافض یکی از منصوبات است و کلمه ای است که با برداشتن حرف جر از سر آن منصوب می شود.به دو قسم تعبیه می شود: با اسم صریح است مانند ذهبت الشام یعنی ذهبت الی اشام و یا غیر صریح...غیر صریح یعنی اسمی است که به تاویل مصدر برده باشند که اصطلاحا اسم موول می گویند مانند: علمتُ قیامَ زیدا در اصل بوده=> علمتُ باَن یَقوم زید که در این جمله, "اَن یقومَ" به مصدر تاویل شده است

توضیح: دو کلمه ی{ اَن و اَنَّ } به همراه فعل بعدشان حالت مصدری می گیرند که حرف جر آن حذف شده است مانند اَوَعجتم اَن جاء ربکم => که در اصل بوده "بِاَن جاءَکم" و همین طور مثال های دیگر.و... اما شیخ بهایی اشاره کرده اند که تنها این قسم [یعنی اَن موول] قاعده ای قیاسی است و در غیر این صورت قاعده ی صحیحی در دسترس نیست و بقیه ی منصوب بنزع خافض ها که جزو قاعده ی قیاسی نباشند سماعی هستند مانند ذهبت الشام که در اصل الی الشام بوده! و ما از معنا و قرینه های جمله به آن می رسیم....


- استاد شیخ بهایی فقط به همین حد اکتفا کردند که باز هم چیزی مخالف و ضد صحبت های بنده نمی باشد.اما در مورد افعال دو بعدی مانند جاء! که پیش تر مورد بحث بود , شیخ بهایی در کل صمدیه به چنین چیزی اشاره نکرده اند حتی در هنگام شرح مبحث لازم و متعدی بودن فعل ها....


نظر بعدی :


نظر جلال الدین سیوطی بر الفیه ی ابن مالک در کتاب بهجة المرضیة صفحه ی 198-200 => مبحث فعل لازم و متعدی:


سخنان ایشان چنین است: فعل لازم را می توان به صورت متعدی درآورد =>

1)به کمک حرف جر: عجبت من انّک قادم / جاء بکم...

2)با بردن به باب تفعیل و مشدد کردن عین الفعل : قرَّحته

3)به کمک همزه ی باب اِفعال :اَذهبت زیدا

ولی اگر حرف جر حذف شود آن اسم,منصوب می شود که به آن منصوب بنزع خافض می گویند و قیاسی نبوده بلکه از عرب شنیده شده است ولی اگر حذف حرف جر بر سر {اَن و اَنَّ مصدری} باشد قیاسی است و این که این جمله در چه محلی است میان علماء به اختلاف است و عده ای مانند سیببوه آن را منصوب می دانند و عده ای مجرور مانند خلیل و کسائی ولی نظر سیوطی مجرور بودن را تایید می کند


در پست بعد نظر ملامحسن [یکی از نویسندگان کتاب جامع المقدمات] را عینا نقل می کنم...

لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



۱۳۹۳-۰۳-۲۷, ۰۲:۱۳ ب.ظ
وب‌سایت ارسال‌ها پاسخ
نویسنده پیام
مدیر بخش آموزش زبان
*
ارسال‌ها: 1,212
موضوع‌ها: 52
تاریخ عضویت: ۱۳۹۰ مرداد
اعتبار: 1,489
سپاس‌ها: 0
0 سپاس گرفته‌شده در 0 ارسال
وضعيت : آفلاین
 
ارسال: #10
RE: ◄ منصوب بنزع الخافض

نظر ملامحسن فیض کاشانی:



در کتاب [عوامل] , ملامحسن درباره ی بحث در رابطه با معنای حروف جر در قسمت "حرف جر مِن" نتیجه می گیرد:


بعضی از مواقع , مجرور در کلام عرب بدون حرف جر استعمال می گردد و در این مورد دیگر مجرور نخواهد بود بلکه منصوب است و آن را منصوب بنزع خافض می گویند مانند: اهدنا الطراط المستقیم و یا اختار موسی قومَه و یا فاجتنبوا الرجسَ من الاوثان [پی نوشت]=> که به ترتیب در اصل چنین بوده اند=> "الی الصراط" / "من قومه" / "من الرجس" و یا ذهبت الشامَ که در اصل بوده :ذهبت الی الشام که همه ی این موارد سماعی است و منصوب بنزع الخافض فقط در چند مورد قیاسی است:

1) همراه اَن مصدری : مانند اَوَعجبتم ان جاء ربکم

2) همراه اَنَّ: عجبتُ اَنَّ زیدا قائمُ

پی نوشت:تمام مثال ها عینا از کتاب ایشان است.

- در پایان این که نظر شیخ طنطاوی رئیس دانشگاه الازهر سابق مصرنیز همین است که گفته شد و ایشان نحو دان نیستند اما در کتاب اعراب قرآنی تالیف خودشان به صورت اجمالی به این مبحث اشاره کرده اند .

-بنده رشته ی تحصیلیم چیز دیگری است و با وجود مشغله ی فراوان برای این فقره , زمان زیادی گذاشتم تا منابع را پیدا کنم امیدوارم مورد استفاده قرار بگیرد. و ان شاءالله همه مصداق این آیه باشیم : رضی الله عنهم و رضوا عنه ذلک لمن خشی ربه.

لا تحدّثني عن الدين كثيرا!

ولكن دعني أراه في تصرفاتك!
 
.........
 
Inta Ahla Gharam
 
إنت أحلي غرام... تو زيباترين عشقي



۱۳۹۳-۰۳-۲۷, ۰۳:۱۶ ب.ظ
وب‌سایت ارسال‌ها پاسخ


پرش به انجمن:


logo-samandehi
گیگفا هـــــاســت
ارائه خدمات هاستینگ و سرورهای مجازی
فروشگاه اینترنتی قاریان
هرآنچه از یک فروشگاه لوکس میخواهید
فروتل
سیستم همکاری در فروش
فروشگاه
فروشگاه اینترنتی ایران
فروش آنلاین شارژ ایرانسل و همراه اول
شارژ آنلاین ایرانسل و همراه اول
تبلیغات
تبلیغات شما در اینجا

MyBB SQL Error

MyBB has experienced an internal SQL error and cannot continue.

SQL Error:
1146 - Table 'gharian_mybb.mybb_threadviews' doesn't exist
Query:
INSERT INTO mybb_threadviews (tid) VALUES('6274')