انجمن تخصصی قاریان قرآن کریم

نسخه‌ی کامل: شناختی از امام دوازدهم شیعیان:
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2


[music]http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305090532.mp3[/music]

با سلام لطفا اول رو لینک بالا کلیک کنین؛
با سلام خدمت همه منتظران عاشق، حقیر در این پست قصد دارم زندگی نامه و احادیث و روایاتی از امام زمان به خدمتتان عرض کنم؛ انشاا... که بتوانیم بشناسیم:
آن حضرت نزديك طلوع فجر، روز جمعه ، نيمه ماه شعبان ، سال 254 هجرى قمرى (2) در شهر سامراء به طور مخفى و پنهان از ديد عموم ، پا به عرصه وجود نهاد.
نام : ــــــــــــــــــ صلوات اللّه و سلامه عليه ؛ و عجّل اللّه تعالى فى فرجه الشّريف .(4).
كنيه : ابوالقاسم ، ابوجعفر و... .
لقب : بيش از نهصد لقب براى حضرتش ذكر كرده اند كه در كتب مختلف موجود مى باشد از آن جمله : مهدى ، حجّت ، منتقِم ، بقية اللّه الا عظم ، قائم آل محمّد، صاحب الزّمان و... .
پدر: امام حسن عسكرى صلوات اللّه و سلامه عليه .
مادر: به نام هاى نرجس ، مليكه ، ريحانه ، صيقل و سوسن معروف است .
نقش انگشتر: (أنَا حُجَّةُ اللّهِ وَ خاصَّتُهُ).
دربان : چهار نفر به نام هاى عثمان بن سعيد، محمّد بن عثمان ، حسين بن روح ، علىّ بن محمّد سمرى ، در غيبت صغرى وكالت و وساطت حضرت را بر عهده داشته اند.
جريان ولادت آن حضرت ، همانند حضرت موسى كليم عليه السلام در كنار كاخ طاغوت زمان ، مخفى و پنهان از ديد جاسوس ها و عموم مردم انجام گرفت .
حضرت داراى دو غيبت بوده است : يكى غيبت صغرى - كه حدود هفتاد و پنج سال به طول انجاميد - و ديگرى غيبت كبرى مى باشد - كه تقريبا از سال 330 هجرى قمرى شروع شد.
و از آن زمان به بعد براى حضرت ، وكيل و نائب خاصّ معرّفى و معيّن نشده است ، بلكه مجتهدين جامع الشّرايط - به عنوان وكيل و نائب عامّ - امور جامعه را بر عهده داشته و دارند.
آن حضرت در همين جامعه ، بين افراد رفت و آمد و در مجالس به صورت ناشناس شركت مى نمايد؛ و نيز همه را مى بيند و شاهد اعمال همگان خواهد بود.
ولى ديگران هم گرچه او را مى بينند، امّا شخص حضرتش را نمى شناسند كه كدام يك از اشخاص مى باشد.
افراد بسيارى در غيبت كبرى به محضر مباركش شرفياب شده اند و كسب فيض ‍ كرده اند.
علائم و نشانه هاى متعدّد و گوناگونى جهت ظهور و قيام آن حضرت ، توسّط معصومين عليهم السلام بيان و مطرح شده است ، كه در كتاب هاى مختلف اهل سنّت و شيعه به طور مشروح و مبسوط مذكور مى باشد.
وقتى حضرت در مكّه معظّمه ظهور نمايد، 313 نفر از اصحاب و فرماندهان او از اطراف و شهرهاى مختلف در كنار كعبه الهى جمع شوند و در دست هر كدام شمشيرى خواهد بود.
و سپس منادى بين زمين و آسمان گويد: اين مهدى موعود است كه ظهور كرده و به شيوه حضرت داوود و سليمان عليهماالسلام قضاوت خواهد نمود و بيّنه و شاهد، لازم ندارد.
طبق آنچه در روايات آمده است : حكومت آن حضرت بين هفت تا نُه سال به طول خواهد انجاميد.(5)
مدّت امامت : حضرت بنابر مشهور بين روايات ، روز جمعه ، نُهم ربيع الاوّل ، سال 260 هجرى قمرى پس از شهادت پدر بزرگوارش ، در سنين پنج سالگى به منصب و مقام عظمى و والاى امامت و خلافت نائل گرديد.
و از آن زمان تاكنون حدود 1172 سال مى باشد و در آينده تا هر لحظه كه خداوند متعال اراده نمايد، امامت و هدايت جامعه را به عهده خواهد داشت .
مدّت عمر: آن حضرت حدود پنج سال ، هم زمان با پدر بزرگوارش حضرت ابومحمّد، امام حسن عسگرى عليه السلام بوده و پس از آن تا اين زمان - كه روى هم 1177 سال باشد - عمر پربركت آن حضرت مى باشد و در آينده تا هر زمان كه خداوند بخواهد، تداوم خواهد يافت .
نماز امام زمان عليه السلام دو ركعت است ، كه در هر ركعت سوره حمد يك مرتبه و چون به جمله (إيّاك نعبد و ايّاك نستعين ) برسد، صد مرتبه آن را تكرار نمايد؛ و بعد از سوره حمد، يك مرتبه سوره توحيد خوانده مى شود، همچنين هر يك از ذكر ركوع و سجود را هفت مرتبه بگويد.
و چون سلام نماز را دهد، تسبيح حضرت زهراء عليها السلام را بگويد و در بعضى عبارات آمده است كه بعد از آن ، نيز صد مرتبه صلوات بر محمّد و آل محمّد فرستاده شود.
و بعد از آن ، حوائج مشروعه خود را از خداوند طلب نمايد.(6)
در مدح دوازدهمين اختر امامت
سحر از دامن نرجس ، برآمد نوگلى زيبا
گلى كز بوى دلجويش ، جهان پير شد برنا
زهى سروى كه الطافش ، فكنده سايه بر عالم
زهى صبحى كه انفاسش ، دميده روح در اعضا
سپيده دم ز درياى كرم برخواست امواجى
كه عالم غرق رحمت شد، از آن مواج روح افزا
به صبح نيمه شعبان تجلّى كرد خورشيدى
كه از نور جبينش شد، منوّر ديده زهرا
چه مولودى كه همتايش نديده ديده گردون
چه فرزندى كه مانندش ، نزاده مادر دنيا
به صولت تالى حيدر، به صورت شبه پيغمبر
به سيرت مظهر داور، ولىّ والى والا
قدم در عرصه عالم ، نهاده پاك فرزندش
كه چِشم آفرينش شد، ز نورش روشن و بينا
به پاس مقدم او شد، مزيّن عالم پائين
ز نور طلعت او شد، منوّر عالم بالا
چو گيرد پرچم (انّا فتحنا)، در كف قدرت
لواى نصرت افرازد، بر اين نُه گنبد خضراء
شها چشم انتظاران را، ز هجران جان به لب آمد
بتاب اى كوكب رحمت ، بر افكن پرده از سيما
تو گر عارض بر افروزى ، جهان شود روشن
تو گر قامت برافرازى ، قيامت ها شود برپا
تو گر لشگر برانگيزى ، سپاه كفر بُگريزد
تو گر از جاى برخيزى ، نشيند فتنه و غوغا
بيا اى كشتى رحمت ، كه دريا گشت طوفانى
چو كشتيبان توئى ، ما را چه غم از جنبش دريا
خوش آن روزى كه برخيزد، ز كعبه بانگ جاء الحقّ
خوش آن روزى كه برگيرد، حجاب از چهره زيبا(7)
الهی عظم البلا...
تهيّه آذوقه لشكر امام زمان (عجّ)
مرحوم شيخ صدوق ، كلينى و برخى ديگر از بزرگان آورده اند:
حضرت صادق آل محمّد از قول پدرش ، حضرت باقرالعلوم عليهماالسلام حكايت فرمايد: هنگامى كه امام زمان عجّل اللّه تعالى فرجّه الشّريف ظهور نمايد و بخواهد قيام نمايد، قيام خود را از مكّه معظّمه شروع نموده و ابتداء به سمت شهر كوفه حركت مى كند.
و قبل از آن كه به همراه لشكر و ياران خويش حركت نمايد، منادى حضرت در بين جمعيّت ، نداء دهد: كسى حقّ ندارد به همراه خود غذا و آب حمل كند، سپس حضرت دستور مى دهد تا سنگ حضرت موسى بن عمران عليه السلام - كه به مقدار بار شترى است - برداشته شود و همراه نيروها آورده شود، پس در هر منزلى كه فرود آيند، از آن سنگ چشمه اى از آب گوارا جارى گردد كه هر گرسنه اى از آن ميل كند، سير گردد؛ و نيز هر تشنه اى از آن آب بياشامد، سيراب شود و نيازى به طعام و مايعات نخواهند داشت .
و اين آذوقه خوراكى و آشاميدنى براى تمامى افراد لشكر امام زمان عليه السلام مى باشد، تا هنگامى كه در نجف اشرف و كوفه وارد شوند
بسم الله الرحمن الرحيم

[music]http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1305090532.mp3[/music]

با سلام لطفا اول رو لینک بالا کلیک کنین؛
این قسمت:انتظار
وعده وصل چون شود نزديک *** آتش عشق تيزتر گردد

مسأله صبر و انتظار براى ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه الشريف ـ از جمله مسائلى است که دشمنان و مخالفان آن ، گاه در صدد تحريف آن برمى آيند و آن را به عکسِ مفهوم حقيقى نشان مى دهند ; براى رهايى از دام چنين شبهاتى ; آشنايي با مفهوم حقيقى انتظاريك ضرورت است ..

انتظار ، معمولا به حالت کسى گفته مى شود که از وضع موجود ناراحت و براى ايجاد وضع بهتر و مطلوبى در تلاش است ; مانند تاجرى که از وضع آشفته و نابسامان بازار ، ناراحت و ناراضى و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى و بهبود بازار است ، در انتظار ، دو حالت مثبت و منفى وجود دارد :

1 . عدم رضايت و بيگانه بودن با وضع موجود.

2. تلاش براى ايجاد وضعى بهتر و مطلوب.

مسأله انتظارِ انقلاب و حکومت عدل حضرت مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه ـ نيز از همين قبيل است . فردى که ظهور را انتظار مى کشد ، از وضع موجود ناراحت و ناراضى و خواهان وضعى بهتر است . اين دو حالت ، سرچشمه دو عملکرد است : يکى اين که ، هرگونه همکارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد و تباهى را ترک کند و ديگر اين که از نظر جسمى و روحى ; مادّى و معنوى ، خود را براى شکل گرفتن وضع و انقلابى جديد آماده کند و در واقع كسي كه انتظار يك مصلح را مي كشد ابتدا بايد خود صالح باشد .

انتظار نه تنها موجب خمودى و خاموشى ، تحمل فساد و آلودگى در جامعه نمى شود ; بلکه عاملى محرک است . در حقيقت ، در اين مفهوم نوعى مبارزه با وضع موجود و نوعى تغيير تاکتيک در مبارزه با دشمن نهفته است.

منتظر واقعي مجاهد خوانده شده است و يك مجاهد هم بايد همواره ولايت مدار و هوشيار و پا به ركاب و آماده شهادت باشد .

على بن حسين(عليه السلام) فرمود :اى اباخالد : خداوند اهل زمان غيبت را ـ کسانى که به امامتش اعتقاد دارند و منتظر ظهورش هستند ـ در آن زمان به منزله مجاهد ، با شمشير ، پيش روى رسول الله قرار داد . اينان مخلص حقيقى و شيعه واقعى و دعوت کنندگان به دين خدا در نهان و آشکارند.1 .

على بن حسين(عليه السلام) فرمود : کسى که در عصر غيبت قائم ما ، بر ولايت ما ثابت و پايدار باشد ، خداوند پاداش هزار شهيد ، همچون شهداى بدر و اُحُد را به او اعطا خواهد کرد2 .

تعبيراتى که در اين روايات به چشم مى خورد ، حاکى از اين است که انتظار ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه ـ توأم با مرحله اى ويژه از جهاد وسيع و دامنه دار است . اين نوع انتظار ، آخرين شکل از مبارزه با دشمن است . در اين روايات ، از انتظار به ريخته شدن خون در راه خدا ، جنگيدن زير خيمه رسول الله و حضرت ولى عصر ، و بالاترين عبادت تعبير شده است . ولى اگر انتظار را به معناى تحريف شده اش بگيريم ، هر انسان سست ايمان و ضعيفى مى توانست در صف منتظران باشد و حال آنکه سيماى منتظران در قرآن به گونه اى ديگر توصيف شده است. .

قرآن كريم مى فرمايد : خداوند به کسانى از شما که ايمان آورده اند و کارهاى شايسته کرده اند ، وعده داده است که حتماً آنان را (حکم ران و) جانشين روى زمين قرار دهد ; همان گونه که به پيشينيان آن ها خلافت روى زمين را بخشيد ; و دين و آيينى را که براى آنان پسنديد ، به سودشان مستقر خواهد ساخت و ترسشان را به ايمنى و آرامش مبدل مى کند(نور ، 55)

در روايات آمده است که اين آيه درباره حضرت مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه الشريف ـ نازل شده است. 3

آيه ياد شده ، امام مهدى عجل الله تعالي فرجه و يارانش را به عنوان کسانى که داراى ايمانى مستحکم و عمل صالح هستند ، معرفى مى کند. با اين تعريف ها و از توصيف هايى که در قرآن و روايات از شخص منتظر شده است ، مى فهميم که او فردى داراى ايمان راسخ و استوار است و هرگز از کنار گناه و فساد به راحتى نمى گذرد .

بنابر اين امام زمان عج به ياوران سست عنصر و بي ايمان نيازي ندارد .

منتظر واقعي در زمان غيبت كبري همواره به اين نكات مهم توجه دارد

صبر و تحمل حزن و اندوهِ دورى از آن وجود مقدس و نازنين 1.

3.آمادگى و فراهم کردن امکانات ; به گونه اى که هرگاه از ظهور حضرت آگاهى يافت ، فوراً بتواند خود را به آن حضرت برساند و به ايشان خدمت و فرمانبردارى کند 3.نااميد نشدن از تحقق ظهور آن حضرت

4.منتظر فرمان جهاد امام عصر براى جنگيدن با دشمنان اسلام و حمايت از دين خدا بودن

5.اقتدا کردن به آن حضرت ، قبل از ظهور و قيامش ، با بيزارى جستن از دشمنانش و اظهار مودت و دوستى به امامان شيعه و دوستانشان.

شخصِ منتظر داراى چنين حالات و روحياتى است و هرچه زمان فرج و ظهور نزديک تر شود ، کوشش خود را براى مبارزه با فساد و تباهى و يا حفظ خويشتن از آلودگى با شوق و اشتياق بيش ترى دنبال مى کند. و به راستي :
اللهم عجل لوليك الفرج
منابع:

بحارالانوار ، علامه مجلسى ، ج 52 ، ص 122 ـ 150 ، داراحياءالتراث العربى 1.

بحارالانوار ، علامه مجلسى(رحمه الله) ، ج 51 ، ص 54 2.

3.ر .ک : بحارالانوار ، علامه مجلسى ، ج 52 ، باب فضل انتظار الفرج ، ص 122 ـ 150

قلب امام زمان را شاد کنید

توصیه های اخلاقی آیت ‌الله العظمی میرزا جواد تبریزی(ره) به جوانان


سعی كنید با افراد متدیّن معاشرت كنید و با افرادی كه فكر و حركت آنها شما را به گناه می‌كشاند هم‌صحبت نشوید، و افكار شیطانی را از فكر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شركت كنید. اذكار خود را بیشتر كنید و در هر كاری از خدا كمك بخواهید.

شیطان همواره در كمین است، امّا انسان باید آنقدر تهذیب نفس داشته باشد كه اجازه ندهد شیطان در او رسوخ كند و او را فریب دهد، لذا قبل از اینكه پشیمان شوید، شیطان را از خود برانید؛ زیرا خدای ناكرده اگر سریع به فكر خود نباشید، ممكن است نتوانید در آینده از القائات شیطان رها شوید. تا جوان هستید فرصت دارید خود را خلاص كنید.

اوّلین گام برای شما این است كه یك شخص متدین را راهنمای خود قرار دهید؛ از فردی كه خود صاحب كمال است، كمك بخواهید و قدری از روز را با او بگذرانید. سعی كنید با افراد متدیّن معاشرت كنید و با افرادی كه فكر و حركت آنها شما را به گناه می‌كشاند هم‌صحبت نشوید، و افكار شیطانی را از فكر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شركت كنید. اذكار خود را بیشتر كنید و در هر كاری از خدا كمك بخواهید.

با خود زیاد خلوت نكنید، اگر فكر گناه به ذهنتان خطور كرد از محل خارج شده، شروع به قدم زدن نمایید و خود را به كاری مشغول كنید تا فكر باطل از ذهن شما خارج شود. باید ببینید سبب اصلی تحریك شهوت شما چیست، بعد آن را علاج یا از آن دوری كنید، به مرور زمان، مسئله گناه را ـ ان شاءالله ـ فراموش خواهید كرد. اگر بتوانید هنگامی كه شیطان به سراغ شما آمد وضو ساخته و شروع به نماز خواندن نمایید، بسیار مؤثر است، در آن بركاتی است كه شما را در جهت خلاصی از این مشكل، كمك خواهد كرد.
منابع: افق حوزه، ش 205. ماهنامه موعود شماره 107.

به نقل از : تبيان
آخرالزّمان از زبان معصومین

«روزگاری خواهد آمد که مردمانشان به پراکندگی مصمّم باشند و از هماهنگی و اتّفاق‌نظر و اتّحاد به دور شوند. آن‌چنان به قوانین اسلامی بی‌اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها. از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود

و چون در آخرالزّمان دینتان دستخوش افکار گوناگون و روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.»

روزگاری که دینتان: پول، قبله‌گاهتان: زنان و کاسبانتان: رباخوار می‌شوند.
غربت چیست؟ پیامبر(ص) فرمود: «اسلام غریب ظهور کرد و در آخرالزّمان نیز غریب خواهد شد. چه بسیارند مسلمانان که از اسلام جز پوسته‌ای وارونه بر خویش ندارند.»

از علی(ع) پرسیده شد: آن زمان چه زمانی است؟ پاسخ گفته شد: «زمانی است که پست‌فطرتان همه جا را پر می‌کنند؛ بزرگواران کمیاب می‌شوند؛ روزگاری است که پادشاهان چون درّندگان، تهیدستان، طعمة آنانند؛ راستی غارت می‌شود و دروغ، فراوان می‌گردد. مردمانشان با زبان، تظاهر به دوستی دارند؛ امّا در دل، دشمن هستند. گناه همه جا را فرا می‌گیرد و علنی به گناه افتخار می‌کنند و اسلام را چون پوستینی واژگونه می‌پوشند.»۱

احادیث بی‌شماری از پیامبر اکرم(ص) در جلد ۲۲ «بحارالانوار»، صفحة ۴۵۳ و «کنزالاعمال» دربارة روزگار غربت اسلام در آخرالزّمان از شیعه و اهل‌سنّت نقل شده که در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

شخصیّت‌های بزرگ، حیله‌گر خوانده می‌شوند.
«روزگاری خواهد آمد که دین خدا تکّه تکّه خواهد شد. سنّت من در نزد آنان بدعت و بدعت در نزد آنان سنّت باشد، شخصیّت‌های بزرگ در نزد آنها حیله‌گر خوانده می‌شوند و اشخاص حیله‌گر در نزد مردم، با شخصیّت و وزین خوانده شوند.
مؤمن در نزد آنان حقیر و بی‌مقدار می‌شود و فاسق به پیش آنها محترم و ارجمند باشد، کودکانشان پلید و گستاخ و بی‌ادب و زنانشان بی‌باک و بی‌شرم و بی‌حیا شوند، پناه بردن به آنها خواری و اعتماد به آنان ذلّت و درخواست چیزی از آنها نمودن، جامة درویشی به تن کردن و مایة بیچارگی و ننگ است.

در آن هنگام خداوند، آنان را از باران به هنگام، محروم سازد و در وقت نامناسب، بر آنها ببارد.»

اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ گویند.
«زمانی بر مردم بیاید که چهره‌هایشان، چهره‌های آدمیان ولی دل‌هایشان، دل‌های شیاطین باشد، به‌سان گرگان درّنده، خونریز باشند. از منکرات اجتناب نکنند، پیوسته به کارهای ناپسند خویش ادامه دهند، اگر در جمع آنها باشی به تو دروغ‌گویند و اگر خبری برایشان بازگویی تو را دروغ‌گویی شناسند و چون از آنها غایب باشی، غیبتت کنند. افراد بد، بر آنان مسلّط شود که آنان را به انواع عذاب معذّب دارند، نیکانشان دعا کنند ولی اجابت نشود.»

شکم‌هاشان خدایان آنها و زنانشان قبله‌گاهشان و پولشان دینشان
در جایی دیگر رسول خدا(ص) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که شکم‌هاشان، خدایان آنها شود و زنانشان، قبله‌گاهشان و پولشان، دینشان شود و کالاهای دنیوی را مایة شرف، اعتبار و ارزش خویش دانند.
از ایمان جز نامی و از اسلام جز آثاری و از قرآن جز درس نماند. ساختمان‌های مسجدهایشان آباد باشد؛ ولی دل‌هایشان از جهت هدایت خدا خراب شود.
در آن روزگار است که خداوند، آنها را به چهار بلا مبتلا سازد. نخست: تجاوز به ناموسشان؛ دوم: هتک حرمت از ناحیة زورمندان و ثروتمندانشان؛ سوم: خشکسالی؛ چهارم: ظلم و ستم از جانب زمامداران و قاضیان.
اصحاب از سخنان آن حضرت سخت به شگفت آمدند و گفتند: یا رسول الله! مگر آنها بت‌پرست هستند؟ پیامبر(ص) فرمود: «آری، هر پول و درهمی به نزد آنها بتی است که در حدّ پرستش به آن تعلّق خاطر دارند.
آن‌چنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد.»
از پیامبر خدا(ص) در منابع شیعه و اهل تسنّن روایت شده است که در جایی دیگر فرمود:
«روزگاری بیاید که مردمشان آن‌چنان از علما بگریزند که گوسفند از گرگ گریزد. در آن هنگام، خداوند آنها را به سه بلا دچار سازد: نخست آنکه برکت از مالشان بگیرد؛ دوم: ستمگران را بر آنها مسلّط سازد و سوم آنکه بی‌ایمان از دنیا بروند.»
یکی از اصحاب از پیامبر(ص) پرسید: یا رسول‌الله! دین مردمشان چگونه خواهد بود؟
پیامبر(ص) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که هر کس دین خویش را به سختی حفظ کند. دینداری‌شان به‌سان کسی ماند که آتش در دست خود نگه دارد.»

از قرآن جز رسم الخطّی و از اسلام جز نامی برای مسلمانان نماند.
در جایی دیگر پیامبر(ص) فرمود: «زمانی برسد که از قرآن، جز رسم الخطّی و از اسلام، جز نامی برای مسلمانان نماند، آنچنان‌که گروهی در جهان به دین خدا خوانده شوند در حالی‌که همین گروه از هر کسی از اسلام دورتر باشند. مسجدهاشان از حیث ساختمان، آباد ولی از نظر هدایت، خراب باشد.
در میان مردمانشان قرآن و اهل آن در اقلّیت باشند. مؤمنانشان در میان مردم باشند؛ ولی در میان آنها نباشند، با مردم باشند؛ ولی به راستی با مردم نباشند، زیرا هدایت با ضلالت همراه نیست گرچه در کنار یکدیگر باشند.»۲

به اندک نانی پیش هر کسی کرنش کنند
پیامبر(ص) در اواخر عمر خود اصحاب را جمع کردند و فرمودند: «زمانی بر مردم بیاید که اخلاق انسانی از آنان رخت بربندد؛ چنانکه اگر نام یکی را بشنوی به از آن بود که آن را ببینی یا اگر او را ببینی به از آن است که او را بیازمایی. چون او را بیازمایی، حالاتی زشت و ناروا در او مشاهده کنی.
دینشان پول و قبله‌گاهشان زنانشان شود. برای رسیدن به اندک نانی پیش هر کسی کرنش کنند نه خود را در پناه اسلام دانند و نه به کیش نصرانی زندگی کنند. بازرگانان و کاسبانشان رباخوار و فریبکار و زنانشان خود را برای نامحرمان بیارایند. در آن هنگام اشرارشان بر آنها چیره گردند و هرچه دعا کنند به اجابت نرسد.»۳

آن‌چنان به قوانین اسلامی بی‌اعتنا شوند که …
«روزگاری خواهد آمد که مردمانشان به پراکندگی مصمّم باشند و از هماهنگی و اتّفاق‌نظر و اتّحاد به دور شوند. آن‌چنان به قوانین اسلامی بی‌اعتنا بشوند که گویی آنان خود پیشوای قرآن بودند نه قرآن پیشوای آنها. از حق جز نامی نزد آنها نمانده باشد و از قرآن جز خط و ورقی نشناسند. بسا یکی در درس قرآن و تفسیر وارد شود، هنوز جا خوش نکرده از دین خارج شود و چون در آخرالزّمان دینتان دستخوش افکار گوناگون و روایات جدید شود، کمتر کسی از شماست که دینش را حفظ کند.»

هنگامی که معیشت جز با گناه تأمین نگردد
یکی از اصحاب از رسول خاتم(ص) پرسید، دین خدا چگونه خواهد شد؟
پیامبر(ص) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که هیچ دیندار، دینش برایش سالم نماند جز اینکه از قلّة کوهی بگریزد یا از سوراخی به سوراخ دیگر پناه برد چون روباه که با بچّه‌هایش چنین کند و این آخرالزّمان باشد.»۴

هنگامی که معیشت جز با گناه تأمین نگردد
چون این وضع پیش آید عزب بودن و تجرّد حلال شود، در آن روزگار است که مرد به دست پدر و مادرش تباه و گمراه شود و اگر پدر و مادر نداشته باشد به دست زن و فرزندش و اگر زن و فرزند نداشته باشد، چه بسا هلاکت و تباهی‌اش به دست خویشان و همسایگانش باشد، که او را به تهیدستی و فقر سرزنش کنند و بترسانند و تکالیفی بر او نهند که وی از عهدة آن بر نیاید تا گاهی که او به پرتگاه‌های هلاکت سقوط کند.

در آخرالزّمان فریب‌کارانی بیایند که حدیث‌هایی
نو و روایت‌هایی جدید از دین بر شما بخوانند
و نیز از خاتم الانبیاء(ص) روایت شده است که فرمود: «در آخرالزّمان دغل‌بازان و فریب‌کارانی بیایند که حدیث‌هایی نو و روایت‌هایی جدید از دین بر شما بخوانند، آن‌چنان که نه شما و نه پدرانتان چنین حدیث‌هایی نشنیده باشید. پس دوری گزینید از آنها. مبادا به دام تزویر و فریبشان بیفتید.»۵
از علیّ بن ابی طالب(ع) دربارة آخرالزّمان پرسیده شد: آیا در آن زمان مؤمنانی وجود دارند؟ فرمود: «آری.» باز پرسیده شد: آیا از ایمان آنان بر اثر فتنه‌ها چیزی کاسته می‌شود؟ فرمود: «نه، مگر آن مقدار که قطرات باران از سنگ خارا بکاهد؛ امّا آنان در رنج به سر برند.»
امیرالمؤنین(ع) فرمود: «زمانی بر مردم بیاید که مقرّب نباشد جز به سخن‌چینی و جالب شمرده نشود جز به فاجر بودن و تحقیر نشوند جز افراد با انصاف، در آن زمان دستگیری مستمندان زیان به شمار آید و صلة رحم لطف و بزرگواری به شمار آید.»۶
امام سجّاد(ع) فرمود: «چون خداوند می‌دانست در آخرالزّمان اهل فکر دقیق النّظر خواهند آمد، از این جهت قل هو الله احد و آیاتی از سورة حدید را نازل کرد.»۷

بر شما باد که همچون بادیه نشینان و زنان دینداری کنید
امام صادق(ع) فرمود: «چون قائم ما قیام کند خداوند آن‌چنان نیرویی به چشم و گوش پیروانش داده که به پیک و پیام‌آور نیازی نداشته باشند و به هر کجای جهان که باشند امام خود را ببینند و سخنش را بشنوند.»۸

پیامبر(ص) فرمود: «این دین مدام برپا خواهد ماند و گروهی از مسلمانان از آن دفاع کنند و در کنار آن بجنگند تا قیامت بر پا شود.» و فرمود: «در هر عصر و زمانی گروهی از امّتم مدافع احکام خدا باشند و از مخالفان باکی نداشته باشند.»۹

در جای دیگری فرمودند: «چون در آخرالزّمان دینتان دستخوش افکار گوناگون گردد، بر شما باد که همچون بادیه‌نشینان و زنان دینداری کنید که به دل‌هایشان دیندارند و دین آنها از آلایش به افکار مصون ماند.»۱۰

پی‌نوشت‌ها:
۱٫ نهج البلاغه. خ ۱۰۸٫
۲٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۹۰٫
۳٫ همان، ج ۷۷، ص۳۶۹٫
۴٫ کنزالاعمال، ح ۳۱۰۰۸٫
۵٫ کنزالاعمال، حدیث ۲۹۰۳۲۴٫
۶٫ نهج‌البلاغه، ح ۱۰۲٫
۷٫ بحارالانوار، ج ۶۰، ص ۱۸٫
۸٫ بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۴۵.
۹٫ کنزالاعمال، ح ۳۴۴۹۹ و۳۴۵۰۰٫
۱۰٫ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۱۱
مرحوم شيخ طوسى ، مفيد، كلينى و ديگر بزرگان به نقل از بدر خادم - غلام احمد بن الحسن - حكايت كرده اند:
من اعتقاد به امامت ائمّه إثنى عشر عليهم السلام نداشتم ، وليكن دوستدار و علاقه مند به آن ها بودم .
روزى وارد جبل عامل شدم و چون اربابم خواست از دنيا برود سفارش ‍ كرد: اسب و شمشير و ديگر لوازم شخصى او را تحويل مولايش امام زمان عليه السلام بدهم .
همين كه اربابم رحلت كرد، با خود گفتم : والى و استاندار حكومت از فوت ارباب اطّلاع يافته و اگر اين اموال را تحويل او ندهم ، ممكن است مرا تحت تعقيب و اذيّت قرار دهد.
به همين جهت قيمت آن ها را در نظر گرفتم و بدون آن كه كسى متوجّه نيّت و افكار من شود، مبلغ هفتصد دينار بر ذمّه خود گرفتم و اموال را تحويل والى حكومت دادم .
پس از گذشت مدّتى كوتاه ، نامه اى از طرف امام زمان (عجّ) به دستم رسيد، وقتى نامه را گشودم در آن ، چنين مرقوم شده بود:
مبلغ هفتصد دينارى را كه بر عهده گرفته اى بابت قيمت اسب و شمشير و ديگر اشياء، براى ما بفرست .
پس من تعجّب كرده و متحيّر شدم كه حضرت چگونه از نيّت و افكار آگاه گشته ، لذا ايمان آوردم و بر حقانيّت امام دوازدهم و ساير ائمّه عليهم السلام اعتقاد و معرفت پيدا كردم و تمامى آنچه را كه بر ذمّه گرفته بودم تحويل مأمور حضرت دادم .
إعلام الورى طبرسى : ج 2، ص 265، اصول كافى : ج 1، ص 438، ح 16، غيبة طوسى : ص 282، خرائج راوندى : ج 2، ص 464، ح 9، عيون المعجزات : ص 147.
پیامبر اکرم (ص):

1- مهدی از فرزندان من است . چهره اش مثل ماه درخشان و رنگش عربی و قامتش چون قامت مردان بنی اسرائیل است.

2- مهدی از فرزندان من و مانند مردی چهل ساله است . چهره اش مانند ستاره می درخشد ، در سمت راست صورتش خال سیاهی است. دو عبای قطوانی بر دوش دارد . هیبت او مانند شخصی از بنی اسرائیل است. گنجها را از زمین بیرون می آورد و بلاد شرک را فتح می کند.

امام علی (ع) :

1- اندامی متناسب، دندانهایی شفاف و شانه هایی پهن دارد.

2- چهره اش زیبا ، مویش جالب و بر شانه هایش ریخته و نور صورتش بر سیاهی محاسنش غلبه دارد.

3- او مهدی است ، چهره اش گلگون و موهایش طلایی است . جهان را به آسانی پر از عدل و داد می کند.

امام محمد باقر (ع):

1- چهره او سرخ فام و مانند ستاره ای درخشان است

۲- ابروهایش به طرف صورتش متمایل و دیدگانش از شدت شب زنده داری فرو رفته و در چهره اش علامتی است.

امام جعفر صادق (ع):

1- صاحب الزمان یک شباهت به حضرت یونس دارد و آن این که بعد از غیبت به سوی مردم بر می گردد بصورت یک جوان.

2- قائم وقتی قیام کند در سن پیری ولی به شکل یک جوان است . بدنی قوی دارد بگونه ای که با دست خود تنومند ترین درخت را از ریشه در می آورد و اگر در کوه فریاد بزند کوه متلاشی خواهد شد .

امام رضا (ع):

1- لباس قائم جز پارچه ای زبر و خشن و غذای او جز غذایی ساده نیست.

2- قیافه او شبیه به من و شبیه به موسی بن عمران است . هاله ای از نور او را احاطه کرده و نور الهی از چهره او می درخشد. به اندامی معتدل و چهره ای نورانی شناخته می شود.

3- او عالم ترین ، حکیم ترین ، متقی ترین ، بردبار ترین، سخاوتمند ترین و عابد تین همه مردم است . همانگونه که افراد جلو خود را می بیند افراد پشت سر خود را نیز می بیند و سایه ندارد ... بوی او از بوی مشک معطرتر است .

امام حسین (ع):

1- مهدی را با وقار و سکینه و شناخت حلال و حرام و نیاز همه به او و بی نیازی او از همه می شناسید.

2- برای او غیبتی است که گروهی از دین بر می گردند و گروهی ثابت قدم می مانند . به ثابت قدمان گفته می شود : اگر راست می گوئید چه زمانی این وعده تحقق می پذیرد؟ آگاه باشید که بردباران در عصر غیبت در مقابل آزار و تکذیب همانند مجاهدان و جنگجویانی هستند که در حضور رسول خدا شمشیر زده اند.

3- از من و از پیشوایان پس از من سوال کنید تا قیام قائم هیچگاه روزگار بدون یکی از آنها سپری نخواهد شد.

4- هنگامی که سه یا هفت روز در مشرقی آتشی دیدید انتظار فرج آل محمد را به خواست خداوند داشته باشید.

5- منادی آسمانی به نام مهدی ندا می کند که همه اهل مشرق و مغرب ندا را می شنوند.



امام سجاد (ع) :

1- آنان که در عصر غیبت زندگی می کنند و عقیده به امامت حضرت مهدی (عج) دارند و در انتظار ظهورآن حضرت بسر می برند از مردم هر عصر و روزگار دیگری برتر و بالاترند چرا که خداوند به آنها عقل و درک و معرفت به اندازه ای عطا فرموده که عصر غیبت برای آنان مانند عصر حضور امام است . خداوند آنان را در آن زمان مانند مجاهدان صدر اسلام که با شمشیر در رکاب حضرت رسول می جنگیدند قرار داده است . آنان حقیقتا برگزیدگان مخلص و شیعیان راستین ما و دعوت کنند گان مردم به سوی خدا در نهان و آشکار هستند.

2- گویا صاحب شما را می بینم که از پشت کوفه وارد نجف شده و یاران پدرش همراه او زیر پرچم رسول خدا (ص) هستند که آن را بر افراشته و بدست گرفته است . با این پرچم به سوی هر قومی که حرکت کند خداوند آن قوم را هلاک می کند.

3- وقتی که قائم قیام می کند خداوند از شیعیان آفت را دور و قلب آنها را چون قطعات آهن محکم و نیروی هر مرد را اندازه چهل نفر می سازد . آنها حکومت و ریاست تمامی مردم جهان را بدست خواهند گرفت.
شیوه‎های ارتباط با امام زمان(عج)

[عکس: 13160947131.jpg]
باید به این نكته توجّه داشت كه شناخت و ایمان نسبت به امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و استواری در آن، بر هر چیز دیگر، مقدم است چرا كه در عصر امامان پیشین، كسانی بودند كه در كنار ائمه عصمت و طهارت زندگی می‌كردند ولی چون نسبت به آن برگزیدگان‌الهی، معرفت و ایمان نداشته‌اند، بهره‌ای از آنها نبرده و چه بسا با آنها هم مخالفت كرده‌اند.



حال ما چه كنیم كه بتوانیم امام زمان خویش را بشناسیم و انس وارتباط حقیقی با آن حضرت برقرار نماییم؟ در اینجا به برخی از مهم‌ترین راه‌های آن اشاره می‌نماییم:



1.تقوا 2. عشق و محبت به آن سرور.

تقوا به معنای ترس از پروردگار و نگهداری نفس می‌باشد یعنی اطاعت كامل از خداوند و فرمانبرداری از دستورات او كه خلاصه‌اش انجام واجبات و ترك محرمات می‌شود، البتّه تقوا مراتبی دارد و اگر این نردبان را آدمی تا آخرین پله‌اش طی كند به سعادت بزرگی دست خواهد یافت كه در نهایت به جایی می‌رسد كه خداوند متعال می‌فرماید: ای بنده من اطاعتم كن تو را مثل خودم قرار می‌دهم. من زنده هستم و نمی‌میرم، تو را هم زنده قرار می‌دهم و نمی‌میری و من بی‌نیاز هستم و محتاج نمی‌شوم، تو را هم بی‌نیاز قرار می‌دهم كه محتاج نمی‌شوی. من هر چه را اراده كنم تحقق پیدا می‌كند، تو را هم به صورتی قرار می‌دهم كه هر چه را بخواهی تحقق پیدا می‌كند.[1]



برای رسیدن به این مرحله، علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات تا حد امكان باید مستحبات را هم انجام دهد و از شبهات و مكروهات هم دوری كند.



تقوا سبب نورانیت و قرب به حضرت‌ولی‌عصر-عجل الله تعالی فرجه الشریف- و اتصال روحی با آن حضرت می‌شود. در توقیع شریف امام زمان-عجل الله تعالی فرجه الشریف- به شیخ مفید،‌‌امام می‌فرماید: «...پس هر فردی از شما عمل كند به آن چیزی كه به وسیله آن به محبت ما نزدیك می‌شود و دوری كند از آن چیزهایی كه به وسیله آن به اكراه و خشم ما نزدیك می‌شود. پس به درستی كه امر ظهور ما یك دفعه و ناگهانی است، در وقتی كه توبه برای فرد، نفعی ندارد و نجات نمی‌دهد او را از عقاب ما، پشیمانی بر رفتارهای ناپسند. خداوند شما را با الهامات غیبی خود ارشاد و توفیقات خویش را در سایه رحمتش نصیب شما فرماید».



پس آنچنان كه از كلمات گهربار آن وجود مقدس دانسته می‌شود، تنها چیزی كه نمی‌گذارد به آن حضرت نزدیك شویم ، اعمال سوء و گناهان ماست كه آن مولا را ناراحت می‌سازد در حقیقت علّت اصلی این حجاب بین ما و آن حضرت در خود ماست. معصیت خدا سبب می‌شود كه دل و قلب انسان از محبت خاندان وحی خالی گردد و بُعد روحی و جسمی از آقا امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- پیش آید و اعمال شایسته ما، این اتصال روحی با امام را از بین برده و سبب دور شدن ما از آن وجود مقدس می‌گردد.



در تشرف علی بن ابراهیم بن مهزیار، امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- همین نكته را باز تذكر نموده‌اند كه پسر مهزیار نقل می‌كند كه پس از توسلات عدیده‌ای در یك سفر در جستجوی آن وجود مقدس به مكه مشرف می‌شود، شبی در مسجدالحرام مقابل درب كعبه شخص وارسته‌ای را می‌بیند كه پس از سلام و معرفی خود، به این‌كه از سوی حضرت مأمور بردن پسر مهزیار به جهت پابوسی حضرت بقیه الله -عجل الله تعالی فرجه الشریف- است، از پسر مهزیار می‌پرسد: چه چیزی را طلب می‌كنی ای ابالحسن؟



گفتم: امامی كه محجوب و مخفی از عالم است.

گفت: او از شما پوشیده و مخفی نیست و لكن اعمال بد شما او را از شما پوشانده و مخفی ساخته است.



وقتی آن شخص پس از مقدماتی، عتی بن مهزیار را خدمت حضرت صاحب الامر -عجل الله تعالی فرجه الشریف- می‌برد حضرت در قسمتی از سخنانشان خطابه به او می‌فرماید: ای ابوالحسن شب و روز توقع و انتظار آمدن تو را داشتم، چه چیز آمدنت را نزد ما تأخیر انداخت؟



پسر مهزیار در جواب می‌گوید: ای آقای من تا الان كسی را نیافته بودم كه مرا راهنمایی كند.

حضرت فرمودند: كسی را نیافتی كه راهنمائیت كند؟!



آنگاه با انگشتان مباركشان بر روی زمین فشار دادند و سپس فرمودند: و لكن شما اموالتان را زیاد نمودید، ضعفاء مؤمنین را دچار حیرت ساختید و بین خود قطع رحم نمودید پس الان برای شما چه عذری مانده است؟[2]



پس مهم‌ترین عامل،كه موجب ایجاد انس با مولایمان امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و از بین رفتن موانع بهره‌مندی از فیض حضور آن حضرت می‌گرددتقوا،پرهیزكاری و ترك محرمات و انجام واجبات الهی است.



امر دوّم برای نزدیك شدن به محضر مبارك امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- عشق به آن حضرت و ایجاد محبت در خود نسبت به آن مقام مقدس می‌باشد. در حدیث گرانبهایی كه در مورد رابطه قلبی بین امام معصوم و شیعه، مضامین زیبایی در آن نقل گردیده است، راوی سؤال می‌كند: «آیا شما برای من دعا می‌نمایید؟ امام رضا-علیه السلام- می‌فرماید: آیا تو غیر از این را گمان می‌كنی؟ راوی جواب می‌گوید: خیر و سپس حضرت می‌فرماید:



اگر خواستی كه دریابی كه مقام محبت من با تو و اهتمام داشتن من در امر تو چقدر است، پس به قلب خود نظر كن و ببین كه در قلبت و در كارهایت چقدر به من محبت داری و به فكر من هستی؟»[3]



این یك قاعده كلی است كه هر قدر شما به شخصی نزدیك باشید و او را دوست داشته باشید او هم شما را به همان مقدار دوست خواهد داشت لذا امام در حدیث می‌فرمایند كه به خود نظر كن و آنگاه درجه محبت خویش را نسبت به ما بسنج. پس بدان به همان مقداری كه تو به یاد ما هستی ما هم به یاد تو هستیم.



گاهی می‌شود محّب و عاشق، از یك دوستی عادی گام فراتر می‌گذارد به گونه‌ای كه محبوب و معشوق را بیش از خود دوست دارد و او را با همه دنیا عوض نمی‌كند و حاضر است جان را فدایش كند و اوامرش را بی چون و چرا، اجرا كند در این صورت مقام محبت و مودت به آخرین درجه خود می‌رسد كه شاید قابل وصف نباشد، وقتی چنین حالت و رابطه‌ای بین عاشق و معشوق پدید آمد، هیچ چیز نمی‌تواند مانع اتصال گردد و هیچ سدی نمی‌تواند در برابر عاشق بایستد. از آن طرف هم وقتی محبوب این حالت محب را مشاهده می‌كند در لطف و مهرورزیدن نسبت به محب كوتاهی نمی‌كند او را در سرای خویش میهمان می‌نماید و پذیرایی و میهمان‌نوازی از او را به حد اعلی می‌رساند از او می‌خواهد كه در كنارش برای همیشه بماند تا این حالت محبت و دوستی از بین نرود.



اگر این حالت علاقه با نهایت درجه‌اش در قلب و روح انسان پدید آمد كه امام و آقا و مولای خود را بیش از خویش بخواهد و حاضر باشد كه جان در راه او دهد و موانع دنیایی نتواند در مقابلش بایستد، البتّه از طرف آن حضرت عنایاتی كه نمی‌توان مثل و مانند آن عنایات و محبت‌ها را در دنیا یافت، به او خواهد شد.



اگر دل از علائق كنده باشی به منزل بار خود افكنده باشی



البتّه وسائل و راه‌های دیگری هم وجود دارد كه می‌تواند موجب قرب و نزدیك شدن به آن حضرت گردد كه به مهم‌ترین آنها اشاره می‌گردد:



1. معرفت و شناخت در حد امكان، از آن چهارده نور تابناك خصوصاً حضرت بقیه الله -عجل الله تعالی فرجه الشریف- .

2. به یاد آن حضرت بودن در همه اوقات.

3. انتشار دادن نام و یاد آن حضرت در بین مردم.

4. عظیم شمردن نام آن وجود مقدس.

5. گریه و ناله در دوری از آن امام و حزن و اندوه در غربت او.

6. دعا برای تعجیل فرج در هر صبح و شام در اوقات اذان كه در توقیع شریف فرمودند: و اكثروا الدعاء بتعجیل الفرج فان ذلك فرجكم «برای تعجیل ظهور زیاد دعا نمایید كه همانا آن(دعا كردن) موجب گشایش در امور و رهایی شما است.»[4]

7. هدیه نمودن ثواب عبادات به آن حضرت .

8. قرائت قرآن و عمل به آن و هدیه ختم قرآن به آن وجود مقدس و مبارك.

9. توجه به خواندن زیارت عاشورا و زیارت جامعه كبیره و نماز شب كه همانا استمرار بر آن‌ها،آثاری بس شگفت‌انگیز دارد.

10. زیارت نمودن آن حضرت به ادعیه‌ای كه در خصوص آن بزرگوار وارد گردیده است.

11. انفاق مال در راه و صدقه دادن برای سلامتی و تعجیل در ظهور آن حضرت.

12. عزاداری و گریه در مصیبت جد بزرگوارش امام حسین ـ علیه السّلام ـ و عمه‌اش زینب-علیها السلام-.

13. دوست داشتن خوبان و شیعیان مخلص و محبان واقعی آن حضرت و احترام گذاشتن به آن‌ها.

14. یاری رساندن به شیعیان آن حضرت و رفع مشكلات دوستان آن بزرگوار.



البتّه از این نكته نباید غافل شد كه ارتباط وانس با حضرت ولی عصرامام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- اعم از ملاقات می‌باشد و می‌تواند جلوه‌های دیگری از جمله خواب، ارتباط قلبی و... داشته باشد .



خدایا توفیق درك انس و محبت مولایمان امام زمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و توفیق زیارت آن حضرت را به ما آن عنایت فرما و ما را از سربازان و یاوران مخلص آن حضرت مقرر گردان «آمین یا رب العالمین»



--------------------------------------------------------------------------------

[1] . مستدرك وسائل‌الشیعه ج 11، ص 258.

[2] . دلائل الامامه، ص 296 محمد بن جریر طبری.

[3] . اصول كافی، ج 2، ص 652.

[4] . بحارالانوار، 52 ص، غیبه الطوسی ص 290.

توسل به امام زمان(عج)

[عکس: 13166979571.jpg]
مریض بودم و به اتفاق شوهرم از كرج به طرف تهران حركت كردیم. آدرس دكتر در خیابان جمهوری بود. به جایی رسیدیم كه طرح ترافیك شروع می‌شد. شوهرم ماشین را در یكی از خیابان‌های فرعی پارك كرد و به من گفت: «كمی باید پیاده بروی تا به مطب دكتر برسی و بعد از گرفتن نسخه‌ی دكتر بیا نزدیك ماشین تا با هم برویم داروخانه دارو بگیریم و برگردیم به كرج. »



او در ماشین نشست ومن به مطب دكتر رفتم. پس از گرفتن نسخه‌ی دكتر، از مطب خارج شدم. از فرط خستگی و ناراحتی جسمی، فراموش كردم كه ماشین در چه خیابانی پارك شده است. خیلی گشتم تا ماشین را پیدا كنم، ولی پیدا نكردم.



دقیقه‌ها یكی پس از دیگری می‌گذشت، اما بسیار سنگین و دیرگذر. هر لحظه‌ای از آن سالی را تداعی می‌كرد. از مردمی كه می‌گذشتند، سؤال كردم كه محدوده‌ی طرح ترافیك از كجا شروع شده است. هر یك جایی را گفتند و من رفتم، ولی ماشین را پیدا نكردم. آن‌قدر گشتم تا از پا درآمدم. كنار خیابان جلوی قنادی لادن نشستم و به گذشته فكر كردم.



یادم آمد در گذشته اگر كسی درمانده می‌شد، دیگران از او دلجویی می‌كردند و درصدد رفع مشكلش برمی‌آمدند. اما این روزها گویی انسانیّت و رحم و مروّت رخت بربسته و به كلی از بین رفته است. خداوندا، موقعی كه به طرف مطب دكتر می‌رفتم، مختصر ناراحتی جسمی داشتم، اما در برگشت هم جسمم و هم روحم، هر دو در رنج و عذاب است. خدایا، از چه كسی مدد بگیرم.



در این‌جا یاد آیه‌ی60 سوره‌ی غافر افتادم كه خداوند فرموده: «وَ قَالَ رَبُّكُمْ اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَكُمْ»[1] «و خدای شما فرموده كه مرا با خلوص دل بخوانید تا دعای شما را مستجاب كنم. »



بعد گفتم: «یا مولای من، یا صاحب الزّمان، كمكم كن. » همانطور نشسته بودم و حضرت صاحب را صدا می‌زدم كه دیدم یك جوان آمد و در ماشینی كه روبروی من كنار جوی آب پارك شده بود، را باز كرد. مثل این‌كه كسی به من گفت مشكل خود را با این جوان در میان بگذار، او به تو كمك خواهد كرد.



به او گفتم: «آقا، ما ماشینمان را خارج از طرح ترافیك پارك كردیم و در حال حاضر نمی‌دانم كجاست. اگر شما به طرف میدان آزادی می‌روی، من را هم به آن‌جا برسان. »



جوان گفت: «بیا و سوار شو. »



سوار ماشین شدم و گفتم: «ببخشید كه مزاحم شما شدم. » جوان گفت: «خیر، شما مزاحم نیستید. مسیر من كرج است و باید از میدان آزادی بگذرم، شما را هم می‌رسانم. »



گفتم: «منزل ما هم كرج است. »



جوان گفت: «اگر مایل باشید، شما را به كرج می‌رسانم. »



گفتم: «ناراحتی من این است كه شوهرم منتظر است تا پیش او بروم. به هر حال چون نمی‌دانم كجاست، برویم كرج.»



ماشین را به طرف كرج هدایت كرد و من می‌گفتم: «یا صاحب الزمان، كمكم كن. »



ماشین چند خیابان را طی كرد. در یكی از خیابان‌ها كه كمی هم شلوغ بود، سرعتش را كم كرد كه ناگهان چشمم به شوهرم و ماشین خودمان افتاد.



به راننده گفتم: «لطفاً نگهدارید تا من پیاده شوم. ماشین‌مان همین‌جا كنار خیابان پارك شده است. »



او ماشین را متوقف كرد. پیاده شدم و گفتم: «چقدر كرایه بدهم. »



گفت: «من برای رضای خدا كار می‌كنم نه برای پول. »



در این‌جا بود كه هم ناراحتی جسمی و هم روحی من از بین رفت و خوب شدم. الحمد الله رب العالمین. [2]



یا رب كه كارها همه گردد به كام ما

نور حضور خویش فروزد امام ما

ما باده‌ی محبت او نوش كرده‌ایم

ای بی خبر ز لذت شرب مدام ما

ای باد اگر به كوی امام زمان رسی

زنهار عرضه دار به پیشش پیام ما

گو همتی بدار كه مخمور فرقتیم

شاید بر آید از می وصل تو كام ما

از اشك در ره تو فشاندیم دانه‌ها

باشد كه مرغ وصل بیفتد به دام ما

فیضت به صبح و شام ز جان می‌كند سلام

پیكی كجاست تا برساندسلام ما[3]



--------------------------------------------------------------------------------



[1] . سوره‌ی غافر، آیه‌ی60.

[2] . حاجیه خانم فقیهی چند مطلب را برای نویسنده گفتند كه یكی از آن‌ها را ثبت كردم.

[3] . شعر از ملا محسن فیض كاشانی.





آشنایی اجمالی با امام زمان(عج) قسمت دوم
در حدیث دیگری نقل است: فضیل از امام باقر ـ علیه السلام ـ پرسید: آیا برای ظهور, وقتی معین شده است؟ آن حضرت فرمودند: تعیین كنندگان وقت ظهور دروغ می گویند! تعیین كنندگان وقت ظهور دروغ می گویند! تعیین كنندگان وقت ظهور دروغ می گویند.[1]



مطلب دیگر این كه امام رضا ـ علیه السلام ـ می فرماید: قائم شما وقتی ظهور كند چند نشانه دارد: با آن كه بسیار عمر كرده است اما گویی چهل سال یا كمتر دارد, دیگر این كه با گذشت روزها و شب ها پیر نمی شود تا آن كه أجلش فرا رسد.[2]



نشانه های ظهور

نشانه های ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ را كه در كتاب های حدیثی نقل شده است را می توانیم به سه نوع تقسیم كنیم:



نخست: نشانه های عمومی كه از انحرافات كشورهای اسلامی و غیر آن بر می خیزد و جوامع بشری را آلوده می كند این نشانه ها ممكن است ده ها سال پیش از ظهور پدید بیابد. مانند رواج ربا خواری و فساد و فحشا.



دوم: نشانه هایی كه سالیان اندكی پیش از ظهور وجود می یابند و از جمله پیشگویی هایی از حوادث آینده به شمار می آیند مانند خروج سفیانی, قاتل سید حسنی و ...



سوم: نشانه هایی كه در همان سال ظهور یا یك سال پیش از آن تحقق می یابند. این نوع علائم بر دو قسمند:



الف) نشانه های غیر حتمی یعنی آن هایی كه وقوعشان حتمی نیست مانند جنگ جهانی سوم, بارش باران فراوان.



ب) نشانه های حتمی كه بی شك تحقق می یابند و آن ها پنج تا هستند كه برخی چند روز پیش از ظهور موجود می شوند بعضی چند ماه پس از ظهور و برخی در آغاز قیام حضرت مهدی به وقوع می پیوندند.[3]



حضرت صادق ـ علیه السلام ـ می فرمایند: نوای آسمانی از نشانه های حتمی است, سفیانی حتمی است فرو برده شدن آب در بیدا حتمی است (خروج) یمانی قطعی است. كشته شدن نفس زكیه نیز قطعی است.[4]



یاران

هر چند هر كسی كه شایستگی یاری كردن حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ را داشته باشد به نحو عموم از یاوران او به شمار می آید اما آن حضرت سیصد و سیزده نفر یار خاص دارد كه به فرموده حضرت علی و امام صادق ـ علیه السلام ـ آنان از پرچمداران آن حضرت به شمار می آیند.[5]



آن گاه كه ظهور كند

پس از خروج آن حضرت خداوند گروهی را كه در چالاكی بسان ابرنده گرد هم می آورد و دل های آنان را نسبت به یكدیگر پیوند می دهد. آنان كسانی اند كه از هیچ كس نمی ترسند هرگز فرار نخواند كرد.



علاوه بر این فرشتگان خدای سبحان نیز به یاری حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ می آیند, حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ‌نیز از آسمان فرود می آید و پست سر امام زمان ـ علیه السلام ـ نماز می خواند. اسلام در سراسر جهان را فرا می گیرد و عدالت در تمام گیتی برقرار می شود و تمام مردم در زیر پرچم حكومت جهانی اسلامی زندگی می كنند.



از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل است: اگر از دنیا بیشتر از یك روز باقی نماند خداوند مردی از فرزندان مرا مبعوث می كند كه نام او نام من و خلق او خلق من است. خدای بزرگ دین را توسط او بر می گرداند, و پیروزی هایی نصیب او می كند در آن روز غیر از افرادی كه می گویند: «لا اله الا الله» بر روی زمین باقی نمی ماند.



آری! در آن روز امنیت فراگیر است به گونه ای كه گوسفند و گرگ, گاو و شیر, و انسان و مار با هم زندگی می كنند و مزاحم یكدیگر نمی شوند. و نیز از پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ نقل است: خدای توانا در زمان دولت مهدی ـ علیه السلام ـ به قدری خیر و بركت به اهل زمین می دهد كه مردم آرزو می كنند ای كاش مردگانشان زنده شوند.[6]



رجعت

هنگام ظهور حضرت مهدی ـ علیه السلام ـ پیامبر اكرم و امامان معصوم و گروهی از مردمان نیكوكار و برخی بدكاران و كافران كه مرده اند به دنیا بر می گردند تا نیكوكاران دولت كریمه اهل بیت ـ علیه السلام ـ را ببینند و به پاداش برخی كارهای شایسته ایشان برسند و بدكاران و كافران نیز سزای بدكاری هایشان را بكشند گفتنی است موضوع رجعت یكی از اعتقادات اختصاصی و افتخار آمیز شیعی است كه همگی آن را قبول دارند چنان كه علمای بزرگی مانند: شیخ مفید, ابن بابویه, سید مرتضی, سید بن طاووس, علامه مجلسی و ... فرموده اند: رجعت آل محمد و شیعیان ایشان (و نیز برخی كافران) بین مذهب اجماعی است و مخالف ندارد.[7]



--------------------------------------------------------------------------------

[1]. شیخ طوسی, الغیبه, ص 262, كافی, ج1, ص 368.

[2]. كمال الدین, ج2م ص 652.

[3]. امام مهدی از ولادت تا ظهور, سید محمد كاظم قزوینی, ترجمه, دكتر حسین فریدون, ص 41 به بعد.

[4]. نعمانی, الغیبه, ص 252 و 257.

[5]. امام مهدی ـ علیه السلام ـ از ولادت تا ظهور , ص 506 ـ 507.

[6]. عقد الدور, به نقل از نجفی محمد جواد, مصلح جهان, ص 122 ـ 134.

[7]. همان, ص 206 ـ 307 و السید محمد كاظم القزوینی , الامام المهدی ـ علیه السلام ـ من المهد الی الظهور, ص 643 به بعد.

مابرای یاری دین خدا خیلی کم کاری کردیم ومیکنیم متأسفانه تااسم یاری دین خدا میاد خیلیها فکرمیکنندباید هیئت بزنند و خیمه عزای سیدالشهدا علیه السلام رابرپاکنند وسینه زنی و..... اینها همه درجای خودش خیلی خوب و لازم است اصلا به فرموده حضرت امام رحمة الله علیه این محرم وصفراست که اسلام را زنده نگاه داشته.. اماآیا منظورامام ازمحرم وصفرصرفا عزاداری بود؟ یا درکنارعزاداری واشک ریختن برای مولایمان حسین علیه السلام اوج زیارت عاشورا نبایدفراموش شود که فأسأل الله الذی بمعرفتکم.... شناخت حسین بن علی علیه السلام وقیامش مهمترین خواسته امام رحمة الله علیه بوداصلا مابعداز سیدالشهداعلیه السلام 9امام دیگرداشتیم مگرنه اینکه آنها یک جنبش عظیم علمی راه انداختند شناخت حسین علیه السلام مطالعه میخواهد شناخت ابعاد قیام سیدالشهدا علیه السلام مطالعه میخواهد برای شناخت ابعادنهضت عاشورا باید درمورد آن دوران دانایی کسب کرد دانایی مطالعه میخواهد به قول علامه عسگری رحمة الله علیه برای شناخت امام علی علیه السلام بایداول اولی ودومی وسومی و معاویه واقدامات فراوانشان تأکیدمیکنم اقدامات فراوانشان راشناخت تابتوان اندکی درک کرد علی چه کشید وبا چه افرادی طرف بود واین افراد مخصوصا از دومی تا معاویه چه امتیازاتی برای یهودقائل شدند وچه احادیث جعلی برای شکستن قداست پیامبرصلی الله علیه وآله وبالا بردن مقام خلیفه حتی بالاترازپیامبر وارد دین کردند آنهم توسط علمای یهودی بظاهرتازه مسلمان شده مثل کعب الاحبار که خود ابوهریره ملعون راتربیت کرد.اگراینهامطالعه شود معلوم میشود یهود ازصدراسلام تاکنون چه اقدامات وسیعی درجهت ضربه زدن به دین مبین اسلام انجام داده است.برای شکستن هجمه فکری ونرم یهود بایدتحقیق وبررسی کرد باید حسین فاطمه رابیشترشناخت ودراین حال برای او اشک ریخت به خداقسم آن اشک چون باشناخت است اثرش بی نهایت است وقتی تاریخ صدراسلام مطالعه شود وقتی زندگانی ائمه معصومین علیهم السلام موردکنکاش قرارگیرد ایمان محکم میشودوهرنیرنگی بر او کارگرنمیشود. یهودمطالعه میکندصهیونیزم فراوان اندیشه میکند ماهم باافزایش بارعلمی وزدودن جهل دین خدارایاری کنیم که ان تنصرالله ینصرکم ویثبت اقدامکم وفراموش نکنیم که آقایمان امام عصر روحی فداه فرمودند:قدأذاناجهلاءالشیعةوحمقائهم مرابسیارآزارمیدهندجاهلان واحمقهای شیعه. یاعلی

--------------------------------------------------------------------------------
صفحات: 1 2