انجمن تخصصی قاریان قرآن کریم

نسخه‌ی کامل: علت اختلاف قرائات چیست ؟؟!!
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
به نام خدا
سلام

قرآن كريم بر پيغمبر(صلى الله عليه وآله) به زبان عربى نازل شد. در ابتدا كه قرآن اعراب گذارى و نقطه گذارى نشده بود، چون عرب داراى لهجه هاى خاصى بود در شيوه قرائت ، تجويد، و نوشتن بعضى از كلمات به جهت روايت هاى گوناگونى كه از پيامبر نقل شده بود، اختلاف هايى پيش آمد. گروهى از مسلمانان به موضوع قرائت و نحوه آن اهميت خاصى دادند و به عنوان افرادى متخصص و ماهر در امر قرائت شهرت يافتند; به گونه اى كه مردم براى آموختن اين مهم ، از اطراف و نواحى مختلف به سوى آنها روى مى آوردند.
هفت نفر از بين آنها به جهت تقوا، شأن و جايگاه علمى ، صحيح بودن سندهاى روايتشان و... داراى معروفيت و حسن شهرت خاصى شدند كه به قرّاء سبعه شناخته شده اند و قرائت هاى آنها، به قرائات هفتگانه معروف است . اينان عبارتند از: 1. ابن عامر (ابو عمران عبدالله ابن عامر دمشقی) متوفی به سال 118 هجری; 2. ابن کثیر (عبدالله ابن کثیر مکی) متوفی به سال 120 هجری ; 3. اَبو عَمْرْو (ابو عمرو ابن علاء بَصْری) متوفی به سال 154 هجری ; 4حمزه (ابو عمّاره حمزة ابن حبیب زیات کوفی) متوفی به سال 156 هجری; عاصم (ابوبکر عاصم ابن ابی النّجُود کوفی) متوفی به سال 128 هجری; 6. کسائی (ابوالحسن علی ابن حمزة کسائی) متوفی به سال 189 هجری; 7. نافع (ابو عبدالله نافع ابن ابی ندیم مدنی اصفهانی) متوفی به سال 169 هجری .
افزون بر اين هفت قارى ، سه تن ديگر نيز از قاريان به نام هستند كه عبارتند از:
1. خلف بن هشام بزاز بغدادى ; 2. يعقوب بن اسحق ; 3. ابوجعفر يزيدبن قعقاع . اينان جمعاً ده نفر مى شوند و به آنها قرّاء عشرة و به قرائت هاى آنها قرائات دهگانه مى گويند.
البته در اغلب موارد، اختلاف قرائت هيچ گونه تفاوت كتبى و معنوى به همراه ندارد.
در ذيل به چند مورد از قرائت هاى گوناگون در برخى آيات اشاره مى كنيم :
الف ) در «ملك يوم الدين » عاصم و كسايى آن را به الف ، و باقى قرّاء بدون الف خوانده اند; يعنى به صورت «مَلِك يوم الدين ».
ب ) «اهدنا الصراط المستقيم » ابن كثير «صراط » را به سين ، يعنى «السراط » و ديگران به صاد مى خوانند و...
(براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ر.ك : چهارده روايت قرآن مجيد، دكتر محمد جواد شريعت ; حجة القراءات ، ابى زرعه عبدالرحمن بن محمد بن زنجله ; جمال القرّاء و كمال الاقرّاء علم الدين ابى الحسن على بن محمد النحاوى ; النشر فى القراءات العشر، ابى الخير محمد الدمشقى (ابن الجزرى ).
.
به نام خدا

عوامل پيدايش اختلاف قراءات

در بحث سابق تنها به بيان مراحل پيدايش قراءت‏هاى مختلف نظر داشتيم. اينك به منشأ پيدايش اين قراءت‏ها توجه مى‏كنيم. اين پرسش در ذهن هركس وجود دارد كه پس از متحد ساختن قراءات مصاحف در زمان عثمان، كه به هدف هماهنگى همه قراءت‏ها صورت پذيرفت، چرا مسلمانان دوباره گرفتار اختلاف در قراءت قرآن شدند؟
در پاسخ به اين سؤال، به اختصار به چند عامل كه نقش مهمّى در اين باره داشته‏اند، اشاره مى‏نماييم:

الف) عارى بودن مصاحف عثمانى از نقطه و اعراب
يكى از مهم‏ترين عوامل بروز اختلاف قراءات، ويژگى رسم‏الخط عثمانى بود. مستشرقانى چون گولدزيهر عقيده دارند كه خط عربى پيكره نبشتارش، اندازه‏هاى مختلف صوتى را بر مى‏تابد؛ اندازه‏هايى كه نتيجه اختلاف نقطه‏هايى است كه روى اين پيكره و يا زير آن قرار مى‏گيرد و يا نتيجه شمارِ مختلفِ اين نقطه‏هاست. حتى با تساوى اندازه‏هاى صوتى نيز اين اختلاف در قراءات پيش مى‏آمد. اختلافِ حركات، به اختلاف مواضع كلمه از لحاظ اعراب انجاميد و همين امر موجب شد تا در دلالت كلمه نيز اختلافى پديد آيد. بنابراين اختلاف آرايش و تجهيز خط و نبشته به وسيله نقطه‏ها و نيز اختلاف حركات - كه مصاحف اوليه فاقد آنها بودند - دو عامل نخستين در پيدايش اختلاف قراءات بوده‏اند.
عدم وجود نقطه و اعراب در مصاحف عثمانى يا به علّت ابتدايى بودن‏(16) رسم‏الخط و كتابت در آن زمان بود كه در بحث‏هاى پيشين ذكر گرديد و يا بدين جهت بود كه به دستور عثمان، مصاحف از هرگونه نقطه و اعرابى عارى گشتند تا قراءت آنها، تحمّل پذيرش وجوه هفت‏گانه‏اى را كه قرآن بر آن وجوه نازل گشته است داشته باشند. در هر مصحف، رسم الخط مصاحف عثمانى به گونه‏اى بود كه قراءت آن جز با تكيه بر حفظ قرآن، امكان‏پذير نبود. بسيارى از كلمات در قرآن قابليت قراءت به‏صورت‏هاى مختلف را داشتند.

.
به نام خدا

ب) خالى بودن از « الف» در وسط كلمات
عامل فوق نيز در بسيارى از موارد موجب اختلاف قراءات گشته است.
به صورت‏هاى غُشاوةٌ، غَشاوَةٌ، غِشاوَةٌ، غَشْوَةٌ، غَشْوَةً و وجوه ديگر قراءت شده است.
به صورت‏هاى يُخادِعوُنَ، يُخادَعُونَ، يَخْدَعُونَ، يُخَدَّعون و يا وجوه ديگر قراءت شده است.

ج) تفاوت لهجه‏ها
قرآن به لغت و لهجه قريش كه بهترين و فصيح‏ترين لهجه در ميان لهجه‏هاى عرب بود نازل گشت. اما قاريان قرآن كه داراى لهجه‏هاى گوناگون بودند، چه بسا در تلفظ يك كلمه آن را به لهجه خويش قراءت مى‏كردند و همين امر به تدريج باعث اختلاف قراءات مى‏شد.
اهل سنت محتمل‏ترين معنا براى روايات نزول قرآن بر هفت حرف را، لهجه‏هاى مختلف عرب گرفته‏اند.
در بعضى از لهجه‏هاى عرب نِعبُدُ تلفظ شده است.
در بعضى از لهجه‏هاى عرب نِستَعينُ تلفظ شده است.

.
به نام خدا


د) اِعمال رأى و اجتهاد قاريان

يكى از عوامل مهمّ بروز اختلاف قراءات را بايد اعمال نظر قاريان دانست. قراءت قرآن، كه صحت آن منوط به سماع و نقل است، در برخى موارد از اين قاعده ضرورى فاصله گرفته است. پس از توحيد مصاحف و اعزام قاريان به شهرهاى مختلف چه بسا قارىِ يك شهر در مورد قراءت آيه‏اى در مصحف، كه خالى از هرگونه اعراب و اعجامى بود، دچار ترديد مى‏شد. در اين گونه موارد آن‏چه را در نظر او مناسب‏تر مى‏نمود، انتخاب و به حدس و گمان عمل مى‏شد و حتى بر آن استدلال نيز مى‏كرد. كتب بسيارى نظير الحجّة للقرّاء السبعه يا الكشف عن وجوه القراءات السبع بر همين اساس تدوين شدند، تا قراءات مختلف قرّا را توجيه نمايند و براى صحّت آن از قواعد ادبى و نحوى دليل اقامه كنند.(40)
آن‏چه ذكر شد چهار عامل مهمّ اختلاف قراءات بود. البته عوامل اختلاف به اين موارد محدود نمى‏شوند. در كتب قراءات به قاريانى برمى‏خوريم كه فضاى حاكم بر قراءات آنان، قراءاتى است كه شاذّ و مخالف با قراءت مشهور است. شايد ابتدا به نظر عجيب مى‏رسد كه چگونه يك قارى در بيشتر قراءتش با ديگران اختلاف دارد؛ ولى بايد اذعان نمود وقتى بازار قراءت در قرن دوم و سوم رواج پيدا مى‏كند و در اين ميان عده‏اى از قاريان از ديگران سبقت مى‏گيرند و آوازه و شهرت آنان همه جا را فرا مى‏گيرد، گروهى ديگر نيز، كه در طلب نام و نان و مقامى هستند، شهرت خويش را در انتخاب قراءت‏هايى نادر و مخصوص به خود مى‏جستند. اينان همّت خود را بر اين قرار مى‏دهند كه قرآن را به گونه‏اى بخوانند كه ديگران نمى‏خوانند و البته براى قراءت خويش نيز با توجّه به انعطاف‏پذيرى قواعد ادبى، دليل‏تراشى نيز مى‏نمايند. قاريانى كه به قراءت‏هاى شاذّ و نادر روى آورده و شيفته چنين قراءت‏هايى گرديده‏اند، به احتمال زياد تحت تأثير اين خصلت ناپسند قرار گرفته و آيات قرآن‏كريم را وسيله‏اى براى شهرت خويش قرار داده‏اند. گرچه از نظر قرآن‏شناسان، اين قراءت‏ها مطرود و غيرمقبول است و ضوابط صحّت قراءت بر آن منطبق نمى‏شود، اما بعضى كه با ديده احترام و قداست به همه قراءت‏ها مى‏نگريسته‏اند، درصدد احياى چنين قراءاتى برآمده‏اند. عثمان بن جنّى كتاب المحتسب فى تبيين وجوه شواذّ القراءات را به همين انگيزه تدوين نموده است. 1. كسائى قراءت كرده است: إن جاءكم فاسقٌ بِنَبَأٍ فَتَثَبَّتوا. در حالى كه ديگران فَتَبَيَّنوا خوانده‏اند. 2. ابن عامر و كوفيان: ننشزها. ديگران: ننشرها. 3. ابن عامر و حفص: ويكفّر عنكم. ديگران: نكفّر. 4. قراى كوفه، به جز عاصم: لنثوينّهم. ديگران: لنبوّئنَّهم. 5. ابن سميقع: فاليومَ ننحّيك ببدنك. ديگران: نُنجّيك. 1. حمزه و كسائى اعلم را به صيغه امر حاضر اِعْلَمْ اَنَّ الله على كل شى‏ء قدير 2. نافع ولاتسألْ عن أصحاب الْجَحيم‏ 1. در مورد قراءت آيه مالك يوم الدين بعضى مالِك و بعضى مَلِك قراءت نموده‏اند. 2. كلمه غشوة 3. كلمه يَخْدَعُونَ‏ 4. كلمه قِصاص‏ 5. كلمه مسكين‏ 1. كلمه نعبُدُ 2. كلمه نَستَعينُ‏ 3. گاه اختلاف لهجه باعث تقديم و تأخير در اداى حروف يك كلمه مى‏شده است؛ مثلاً <بنو تميم» به جاى صاعقه و صواعق، صاقعه و صواقع تلفظ مى‏كرده‏اند. 4. قبيله هذيل <واو» مكسور را بدل به همزه مى‏نمودند؛ مثلاً وعاء را اِعاء تلفظ مى‏كردند. 5. اختلافات قراءتى كه ناشى از اظهار و ادغام و اشمام و مد و قصر و اماله و... بوده است نيز، اغلب به خاطر تأثير لهجه‏هاى گوناگون و گرايش هر لهجه به نوعى از اداى حروف است؛ مثلاً <ابن محيصن» لَمَيّتون را در آيه پانزدهم سوره مؤمنون، لمائتون قراءت كرده است.

.
به نام خدا

1. مراحل پيدايش قراءات را مى‏توان در قالب هفت مرحله بررسى نمود:

مرحله اول: تعليم قراءت از سوى پيامبر(ص) به بعضى از صحابه و عرضه نمودن قراءت توسط آنان بر پيامبر. در اين مرحله افراد معروف عبارتند از: على‏بن‏ابى‏طالب(ع)، عثمان بن عفّان، ابىّ بن كعب، عبدالله بن مسعود، زيدبن‏ثابت، ابوموسى اشعرى و ابوالدّرداء.

مرحله دوم: تعليم قراءت توسط طبقه اول به بعضى از صحابه و رواج مصاحف و قراءات بعضى از قاريان طبقه اول و انتساب قراءات به اشخاص.

مرحله سوم: دوره متحد ساختن قراءت‏ها به‏دست عثمان و ارسال مصاحف يك‏نواخت به شهرها و انتساب قراءات به امصار.

مرحله چهارم: شروع دوباره اختلاف قراءت‏ها از نيمه دوم قرن اول هجرى و به‏ميدان آمدن نسلى نو از حافظان و قاريان قرآن در شهرهاى مختلف از جمله مدينه، مكّه، كوفه، بصره و شام.

مرحله پنجم: دوره اوج قراءات و پديدار گشتن بزرگ‏ترين قاريان، در سده دوم‏هجرى از جمله قرّاى سبعه.

مرحله ششم: دوره تدوين قراءات در قرن سوم به‏دست افرادى چون ابوعبيد قاسم بن سلام، ابوحاتم سجستانى، ابوجعفر طبرى و....

مرحله هفتم: دوره انحصار قراءات در هفت قراءت به‏دست <ابن مجاهد». اين كار در آغاز قرن چهارم هجرى صورت گرفت و پس از آن تأليفات ديگران نيز به همين سمت گرايش پيدا نمود.

2. بعضى از عوامل پيدايش اختلاف قراءات عبارت بودند از: عارى بودن مصاحف از نقطه و اعراب؛ خالى بودن از <الف» در وسط كلمات؛ تفاوت لهجه‏ها؛ اجتهاد قاريان و شهرت طلبى بعضى از قرّا در انتخاب قراءات شاذ.

.