انجمن تخصصی قاریان قرآن کریم

نسخه‌ی کامل: پرسش و پاسخ صرف و نحو
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3
به نام خداوند سبحان

دوستان گرامی و علاقه مندان به مبحث صرف و نحو عربی اگر سوالی داشتید می توانید در این تاپیک مطرح کنید
.


**دو صیغه ی جمع مونث غایب و مخاطب,علامت اعراب ندارند!!و مبنی بر سکون هستند.

سلام

من اینو نفهمیدم

منظورتون اینه که این دو تا صیغه علامت رفع ندارن ؟

پس چرا مبنی بر سکون هستند ؟اینا که مبنی بر فتح هستن؟
سلام علیکم

خیلی متشکر از سوال شما


بله علامت رفع ندارند و اون نون ضمیر فاعلی هست و بهش کاری نداریم در واقع ضمیر فاعلی به فعل چسبیده!پس اول جداش می کنیم .

در واقع فعل ساخته شده است از یَنصُر+نَ یا تَنصُر+نَ که (ر)ساکنه و بنابراین فعل مبنی برسکونه!
سلام میشه بحث اعلالات رو برام توضیح بدین
(۱۳۹۱-۱۰-۲۸, ۰۷:۲۷ ب.ظ)ALIREZA MALEKI نوشته: [ -> ]سلام میشه بحث اعلالات رو برام توضیح بدین
سلام

مبحث اعلال ها مبحث گسترده ای است ان شاءالله در قسمت صرف توضیح داده خواهد شد.
سلام میشه
افعال مدح و ذم رو برام توضیح بدین
؟
(۱۳۹۱-۱۱-۰۳, ۰۸:۳۴ ب.ظ)Alireza Maleki نوشته: [ -> ]سلام میشه
افعال مدح و ذم رو برام توضیح بدین
؟
علیکم السلام

افعال مدح و ذم, برای ستایش و مذمت و نکوهش استفاده می شود و عبارتند از:نِعمَ و حَبَّذا(برای ستایش>>>وبه معنی چه خوب است),بئسَ و ساءَ(برای نکوهش>>>یعنی چه بد است).

این افعال نیازمند اسم مخصوص می باشند
:

مثلا:نعم الصَّدیقُ علی>>>نعم=فعل مدح/الصدیق=فاعل/علی=اسم مخصوص فعل مدح=> جمله در اصل,این گونه بوده:علی نعم الصدیق => که علی مبتدا/نعم الصدیق=خبر


یعنی در واقع اسم مخصوص در این جمله"علی"هست که در اصل مبتدا بوده و حالا که جمله,فعلیه شده "علی"هم به صورت اسم مخصوص آمده است.


جمله ی بالا رو می تونیم به حالت تمییز هم دربیاریم مثلا بگیم:نعم صدیقاً علیٌ => که در این جا نعم فعل مدح هست و "هو"مستتر فاعلش است و صدیقاً تمییز محسوب می شود => جمله در اصل,بوده:علیٌ نعم صدیقاً => که علیٌ=مبتدا/نعم صدیقاً=خبر


چند تا نکته
:



***فعل "نعم و بئس" ماضی و جامد و مبنی هستند و مضارع و امر ندارند.


***هر گاه پیش از جمله,چیزی که دلالت بر اسم خصوص به مدح و ذم بکند ذکر شده باشد,می توان اسم مخصوص را حذف کرد مثلا در این آیه:حسبنا الله و نعم الوکیل>>>که این جمله در اصل بوده:حسبنا الله و نعم الوکیل(( الله))>>>همان طور که می بینید قبل از فعل نعم,"الله"که دلالت بر اسم مخصوص می کند,آمده پس بنابراین دیگر نیازی نیست اسم مخصوص را بعدش ذکر کنیم و قابل حذف است.


***فاعل نعم و بئس و ساءهمیشه معرفه است مثلا:نعم وزیر السلطان یحیی(وزیر,فاعل نعم است و معرفه به اضافه شده)


***در حبذا,حبَّ فعل مدح است و"ذا"فاعل آن است و اسم مخصوص آن باید پس از آن ذکر شود."ذا"که فاعل حبذا است به واسطه ی مفرد بودن یا تثنیه بودن و یا جمع بودن و مذکر و مونث بودن اسم مخصوص تغییر نمی کند مانند:حبذاالرجل/حبذاالرجلان/حبذاالرِجال/حبذا مریم/حبذا النساء/حبذا العلمُ(حبذا:فعل و فاعل, العلم=اسم مخصوص)


***گاهی فاعل افعال مدح و ذم"مای موصولی"است و در برخی از موارد(در مورد نعم)آن را در "میم نعم" ادغام می کنند مانند:نِعِّمّا یَعِظُکُم به


(۱۳۹۱-۱۰-۲۸, ۰۷:۲۷ ب.ظ)Alireza Maleki نوشته: [ -> ]سلام میشه بحث اعلالات رو برام توضیح بدین
سلام علیکم

می توانید به تاپیک مربوطه مراجعه کنید A03
سلام علیکم
من در مورد ترجمه و برخی کلمات قرانی،مثلا ریششون یا سایر نکاتشون،سوالاتی داشتم.میخواستم بدونم باید کجا اینجور سوالات رو مطرح کنم؟؟ هر چی گشتم تو تالار،تاپیک مناسب برای قرار دادن سوالاتم پیدا نکردم.مجبور شدم اینجا پست بدم.ببخشید
دوست دارم عربی رو در حد قران بلد باشم.حوصله صرف و نحو و چیزای پیشرفته رو ندارم.چون اصلا بکارم نمیاد
با تشکر
به نام خدا

در واقع ما صرف و نحو را برای چه می آموزیم؟

یکی از دلایل آن تسلط پیدا کردن بر روی ترجمه است.آیا می شود به ترجمه ی زبانی تسلط داشت در صورتی که از قواعد آن بی بهره بود؟!مثالی بسیار ساده برایتان می زنم:

شما این آیه را ترجمه کنید:

اَصطفی البنات علی البنین


کسی که با قواعد آشنایی نداشته باشند این آیه را این گونه ترجمه می کند:خدا دختران را بر پسران برتری داد! که کاملا معنایی غلط است!


این آیه در اصل بوده: اَاِصطفی البنات علی البنین که معنای آن این گونه می شود:


آیا خداوند دختران را بر پسران برتری داد؟


همان طور که مشاهده می کنید ترجمه قرآن و کلا هر زبانی هم نیازمند دانستن قواعد آن زبان است و بدون آن نمی توانیم ترجمه ی خوب و شایسته ای از آیات داشته باشیم.(البته منظورم تسلط خود شما بر روی ترجمه است )


در مثال گفته شده همزه ی ابتدای فعل حذف شده بود! و کسی که این موضوع را نداند نمی تواند آیه را درست ترجمه کند و معنای آن کاملا اشتباه و غلط می شود.


مثالی برای ریشه یابی:


ریشه یابی کلمات قرآن هم وابسته به این است که شما با قواعد عربی و به خصوص صرف آشنایی کامل داشته باشید تا خودتان بتوانید به راحتی ریشه های کلمات را پیدا کنید.


مثال: مثلا کسی به شما بگوید "قِ" از چه ریشه ای گرفته شده است و ترجمه ی آن چیست:


شما اگر به قواعد تسلط نداشته باشید نخواهید توانست ریشه های کلمات را پیدا کنید

و قِنا عذاب النار => قِ+نا

قِ در اصل از ریشه ی "وَقَیَ" بوده به معنای نگاه داشتن.

تقوا از چه ریشه ای است؟ تقوا در اصل وَقوا بوده و بازهم از همین ریشه ی وَقَی است.


پس دانستن قواعد به ریشه شناسی هم کمک می کند.


یا مثالی دیگر که چند روز پیش توضیح دادم:

در سوره ی یوسف داریم: و لیکوناً من الصاغرین


شما برای ترجمه ی این آیه چگونه عمل می کنید؟ آیا فعل را می توان با تنوین ترجمه کرد؟ آیا این علامت تنوین است؟ و...


شما گفتید قواعد عربی به کارتان نمیاید ولی مشتاق هستید با ترجمه و ریشه های کلمات آشنا شوید, به نظر من آشنایی با این امور مقدمه می خواهد که مقدمه ی آن همان آشنایی با قواعد زبان عربی است.از طرف دیگر حدیث داریم که زبان عربی را بیاموزید زیرا زبان قرآن است.

اما ما در این جا صرف و نحو را در حد لزوم و با زبانی بسیار آسان توضیح می دهیم تا هر کسی علاقه مند بود بتواند استفاده کند.

حالا اگر شما خودتون ایده ای دارید می تونید تاپیکی ایجاد کنید و ایده ی مورد نظرتون رو مطرح کنید ان شاءالله که مورد استفاده ی دوستان قرار بگیره.با تشکر از شما به خاطر مطرح کردن پیشنهادتون A40
صفحات: 1 2 3