انجمن تخصصی قاریان قرآن کریم

نسخه‌ی کامل: ✔پرسش و پاسخ سوالات تالار زبان
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3 4
به نام خدا


سلام علیکم و رحمة الله

دوستان و کاربران گرامی بنا بر پیشنهاد مطرح شده توسط جناب "سعید پلیمر"اگر در زمینه ی تالار آموزش زبان سوالی داشتید می توانید در این تاپیک مطرح کنید A03
بسمه تعالی
سلام
با تشکر از شما که درخواست بنده رو،رو تخم چشمتون گذاشتین
سوال اول:
معنی این ایه چرا با ظاهرش نمیخونه؟
" و لا تکن للخائنین خصیما"
در ظاهر اینجوریه معنیش: "و برای خیانتکاران دشمن مباش"...در حالیکه معلومه این معنی کاملا اشتباهه...ولی "خصیم" رو که از خصم میاد یعنی دشمن به "هوادار" ترجمه کردن.در مورد کلمه خصیم اگه میشه توضیح بفرمایید.
ممنون
سلام

خواهش می کنم A03 امیدوارم تاپیک خوبی باشه...



{خصیم}، به کسی گفته می‌شود که با دیگران مخاصمه می‌کند و {مخاصمه} به معنای دشمنی و مجادله کردن با دیگران است و معنای "هوادار" نمی دهد.اما معنای {ولا تکن للخائنین خصیما} این می‌شود که، {به خاطر حمایت از خائنان، با دیگران دشمنی و مجادله نکن}. در واقع منظور آیه این بوده که و لا تکن [لاجلِ حمایة] خائنین خصیما, که اگر بخواهیم به صورت تحت اللفظی و فارسی روان ترجمه کنیم معنای آن این است که " به پیامبر(ص) هشدار می‌دهد که هرگز از خیانت‌کاران حمایت نکند"



اما شان نزول این آیه از تفسیر نمونه:



طایفه ی بنى ابیرق طایفه‌اى نسبتا معروف بودند. سه برادر از این طایفه به نام «بشر» و «بشیر» و «مبشر» نام داشتند. بشیر به خانه ی مسلمانى به نام «رفاعه» دست‌ برد زد و شمشیر و زره و مقدارى از مواد غذایى را به سرقت برد. فرزند برادر او به نام «قتاده» که از مجاهدان بدر بود، جریان را خدمت پیامبر اسلام(ص) عرض کرد، ولى آن سه برادر یکى از مسلمانان با ایمان را به نام «لبید» که در آن خانه با آنها زندگى می‌کرد در این جریان متهم ساختند.


لبید از این تهمت ناروا سخت برآشفت، شمشیر کشید و به سوى آنها آمد و فریاد زد که مرا متهم به سرقت می‌کنید در حالى‌که شما به این کار سزاوارترید, شما همان منافقانى هستید که پیامبر خدا(ص) را هجو می‌کردید و اشعار هجو خود را به قریش نسبت می‌دادید، یا باید این تهمت را که به من زده‌اید ثابت کنید، یا شمشیر خود را بر شما فرود می‌آورم؟ برادران سارق که چنین
دیدند با او مدار کردند، اما چون با خبر شدند که جریان به وسیله ی قتاده به گوش پیامبر(ص) رسید، یکى از سخنوران قبیله ی خود را مأمور کردند که با جمعى به خدمت پیامبر اکرم(ص) بروند و با قیافه ی حق به جانب سارقان را تبرئه کنند،و قتاده را به تهمت ناروا زدن متهم سازند.


پیامبر اکرم(ص) طبق «وظیفه ی عمل به ظاهر»، شهادت این جمعیت را پذیرفت و قتاده را مورد سرزنش قرار داد،قتاده که بی‌گناه بود از این جریان بسیار ناراحت شد و نزد عمویش باز گشت وجریان را با اظهار تأسف فراوان بیان کرد. عمویش او را دلدارى داد و گفت: نگران نباش خداوند پشتیبان ما است. در اثر وقوع این جریان، این آیات نازل شد و این مرد بی‌گناه را تبرئه کرد و خائنان واقعى را مورد سرزنش شدید قرارداد.
خیلی ممنون از شما و توضیحاتتون....الان فهمیدم چی شد...(یعنی الان بنده شما شدم؟ تو رو خدا ازادم کنین من درس دارم)
ولی خودم دیدم یه جا اینجوری (هوادار) ترجمش کرده بودن!! عجیبه...
ترجمه های مختلفی کلا هست تو جامعه...ولی من بهترین و روان ترین ترجمه ای که دیدم،ترجمه ایت الله مکارم شیرازی بوده...خیلی روون و جالبه...رهبری هم ترجمه ایشون رو بهترین ترجمه قران دونسته بودن


سوال بعدی:
قرار گرفتن کلمه "ما" پشت فعل مضارع به چه معنیه؟ در صورتیکه یادمه به ما میگفتین برای نفی فعل مضارع باید از کلمه "لا" استفاده بشه
پیشاپیش ممنون
به نام خدا


من در قاموس "المنجد" و "الرائد" هم نگاه کردم برای خصیم فقط نوشته بود "دشمن و منازعه گر و کسی که زیاد مداجله می کند" و معنی دیگری برایش پیدا نکردم . اما در تفسیر آقای بهرام پور برای خصیم نوشته بود: دشمن, حامی و مدافع! اما بعدش توضیح داده بودند که منظور هر هواداری نیست , ایشون گفتند منظور از حامی کسی است که بسیار مجادله می کند و اگر انسان به نفع کسی مجادله کند حامی او محسوب می شود! به عبارتی ایشون خواستند همان معنای تحت اللفظی آیه را مطرح کنند و گرنه اگر از لحاظ معنای لغت بخواهیم بررسی کنیم در تمام لغت نامه های عربی معنای خصیم ,واضح آورده شده است که قبلا توضیح دادم.



اما چرا گاهی افعال مضارع با "ما" منفی می شوند؟ برای تاکید بیشتر بر روی مطلب گاهی فعل مضارع را با "ما" منفی می کنند.در عربی برای تاکید بر روی مطالب راه های مختلفی وجود دارد مثلا استفاده از ادات حصر و حروف مکفوف مانند "انما" و جلو آوردن جار و مجرور و استفاده از شبه فعل به جای فعل و استفاده از "لام تاکید و نون تاکید",ماضی محقق الوقوع برای امری در آینده, آوردن جمله ی اسمیه به جای جمله ی فعلیه و روش های دیگر... اما اگر بخواهند روی منفی بودن آن فعل مضارع تاکید کنند از "مای نافیه" به جای "لای نافیه" استفاده می کنند.

مثال:

و ما یُکَذِّب به الا کلُّ معتدٍ اثیم


و (روز قیامت) رو جز هیچ متجاوز گنهکاری تکذیب نمی کند.

که در این جا تاکید و قاطعیت را به وضوح مشاهده می کنید.


(۱۳۹۲-۰۵-۲۳, ۰۲:۴۰ ق.ظ)nazanin نوشته: [ -> ]


اما چرا گاهی افعال ماضی با "لا" منفی می شوند؟ برای تاکید بیشتر بر روی مطلب گاهی فعل مضارع را با "ما" منفی می کنند.
سلام... ببخشید مگه افعال ماضی هم با لا منفی می شوند؟!!!!!! می شه مثال بزنید؟!
(۱۳۹۲-۰۵-۲۳, ۰۳:۴۰ ب.ظ)A.Ghasemzadeh نوشته: [ -> ]
(۱۳۹۲-۰۵-۲۳, ۰۲:۴۰ ق.ظ)nazanin نوشته: [ -> ]


اما چرا گاهی افعال ماضی با "لا" منفی می شوند؟ برای تاکید بیشتر بر روی مطلب گاهی فعل مضارع را با "ما" منفی می کنند.
سلام... ببخشید مگه افعال ماضی هم با لا منفی می شوند؟!!!!!! می شه مثال بزنید؟!
نه اشتباه نوشتن فک کنم.از جمله بعدی معلومه منظورشون مضارع بوده
(۱۳۹۲-۰۵-۲۳, ۰۳:۴۰ ب.ظ)A.Ghasemzadeh نوشته: [ -> ]

سلام... ببخشید مگه افعال ماضی هم با لا منفی می شوند؟!!!!!! می شه مثال بزنید؟!


سلام


بله افعال مضارع با "ما" هم منفی می شوند و در این حالت از تاکید بیشتری برخوردارند.اونجا اشتباه تایپی بوده !!منظورم افعال مضارع بوده ( اصلاح شد) با تشکر از توجهتان... A40


مثال های زیادی در قرآن هست:

ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید

وما یعلم تأویله الا الله...

و ما یُنزّله الا بقدر معلوم

و ان من شیء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم...

وما یجحد بایاتنا الا الکافرون


همان طور که مشاهده می کنید غالبا بعدا از آن ها ادات "الا" استعمال شده که این باعث حصر و تاکید بیشتر است.مثلا در مورد { وما یعلم تاویله الا الله} ترجمه اش می شود: و نمی داند تاویلش را جز خدا و به عبارتی دیگر: {فقط خدا تاویل آن را می داند} که جمله دارای حصر و اختصاص است.


نفی به وسیله حرف ما از تأکید و اهمیت بیشتری برخورد دار است


******

یک توضیح کوتاه درباره ی حرف "لا" :


اقسام "لا" عبارتند از :1-لای نفی / 2-لای عاطفه / 3- لای حرف جواب / 4- لای نفی جنس / 5- لای شبیه لیس / 6- لای زائد / 7- لای نهی


لای نافیه برای نفی فعل مضارع به کار می رود .مانند لایذهب(نمی رود)

اگر لای نافیه در یک عبارت در جملات یا کلمات مختلف همان عبارت وارد شود عمل نمی کند و لازم و واجب است که تکرار شود.

یک مثال:

لا الشمس ینبغی لها ان تدرک القمر و لا اللیل سابق النهار و کل فی فلک یسبحون.

لا شرقیة و لا غربیة یکاد زیتها یضئی و لو لم تمسسه نار

اما نکته ی بعدی:

فعل ماضي هم مي تواند با لا منفی شود ولی به شرطی كه دو فعل ماضی در يك جمله آمده باشد و هر دو منفی بيايد ‹‹ فلا صدّق و لا صلّی ›› پس هر گاه دو فعل ماضی پشت سر هم منفی بشوند معمولا با "لا" می آیند.


سلام .
خسته نباشید!
بی زحمت عبارت اسمی (در انگلیسی) رو توضیح بدید !
سپاس A03
(۱۳۹۲-۰۵-۲۴, ۰۱:۰۹ ق.ظ)محمدحسـن نوشته: [ -> ]
سلام .
خسته نباشید!
بی زحمت عبارت اسمی (در انگلیسی) رو توضیح بدید !
سپاس A03


سلام


متشکرم
A03


یک عبارت اسمی مجموعه ای از کلمات است که بجای یک اسم در جمله بکار می رود .یک عبارت اسمی با کلماتی نظیرThat-who – whom – what – where – when – whose – why و ...... آغاز می شود که به آنها کلمات ربط گفته می شود.



حالا یعنی چی به جای اسم به کار می روند؟


یعنی می تونیم کل این عبارت رو برداریم به جاش یک گروه اسمی بذاریم:

مثلا با That براتون مثال می زنم:


Mina said [ that her husband was sick] and [that he had to stay in bed


الان به جای این دو عبارت توی کروشه می تونیم دو تا گروه اسمی دیگر بیاریم ....


ترتیب قرار گرفتن کلمات در عبارات اسمی مثل جملات مثبت خبری هست یعنی بعد از کلمات ربط اول فاعل و بعد فعل می آید.

تذکر : در بعضی از موارد کلمات ربط خودشان به جای فاعلِ عبارت اسمی قرار می گیرند که در این صورت بعد از آنها فعل می آید.این کلمات ربط عبارتند از:who – what و which



I know [ (that) Ali borrowed my book


[I know [who borrowed my book .



تفاوت who و whom در این است که who حالت فاعلی دارد یعنی جایگزین فاعل می شود بنابراین بعد از آن فعل می آید در صورتیکه whom حالت مفعولی دارد و بجای مفعول می نشیند و بعد از آن فاعل بکار می رود


I know [who saw you


من می شناسم کسی که شما را دید .


I know [whom saw you



من می شناسم کسی را که شما دیدید


دقت کنید که برای ساختن عبارت اسمی اگر به شما یک جمله ی سوالی دادند شما جمله ی سوالی را از حالت سوالی خارج کنید و آن را با همان کلمه ی سوالی، به جمله ی مورد نظر متصل کنید


مثلا می خواهیمWhat’s the book about? را در یک عبارت اسمی به I don’t know وصل کنیم که به این صورت می شود:



I don’t know what the book’s about.


یک مثال:



what you said] will be used against you in the court]



خب الان اون جمله ی اول که توی کروشه است یک عبارت اسمی است که کلش در حکم فاعل عمل می کنه (عبارات اسمی می توانند در نقش فاعل یا مفعول جمله بکار روند .)و فعل جمله هم بعد از کروشه آورده شده است.. ترجمه اش این طوری می شه:


آنچه که شما گفتید علیه شما در دادگاه استفاده خواهد شد



[I dont know [where she lives


در این جا کل عبارت داخل کروشه در حکم مفعوله و ترجمه اش هم می شه:


من نمی شناسم جایی را که او زندگی می کند

یا: من نمی دانم که کجا زندگی می کند.
صفحات: 1 2 3 4