انجمن تخصصی قاریان قرآن کریم

نسخه‌ی کامل: ۩♥۩ویژه نامه شهادت امام موسی کاظم (ع)۩♥۩
شما در حال مشاهده نسخه آرشیو هستید. برای مشاهده نسخه کامل کلیک کنید.
صفحات: 1 2 3
به نام خدا
سلام
سالروز شهادت امام موسی کاظم (علیه السلام ) برتمام عاشقان ان حضرت تسلیت باد
*السلام عليك يَااَبَاالحَسَنِ يَا مُوسَي بنَ جَعـفَرٍ*
*اَيُّهَا الکـاظِـمُ يَابنَ رَسُولِ اللهِ*
*يَا حُجَّةَ اللهِ عَلَي خَلقَهِ،يَا سَيِّـدنَاوَ مَـولَنا*
*اِنَّـا تَوَجَّـهنا وَ اسـتَشـفَعـنَا وَ تَوَسَّـلنَا بِکَ اِلَي اللهِ*
*وَ قَـدَّمناکَ بَينَ يَدَي حَاجاتِنا*
*يَاوَجيهاً عِندَاللهِ*
*اِشـفـَع لَناعِـنـدَاللهِ*



.
به نام خدا
سلام


نام: موسى‏ بن جعفر.

كنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضى، ابوعلى و ابواسماعیل.

القاب: كاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.
نكته: آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج»

منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.

تاریخ ولادت: هفتم ماه صفر سال 128 هجرى. برخى نیز سال 129 را ذكر كردند.

محل تولد: ابواء (منطقه‏اى در میان مكه و مدینه) در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: امام جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب علیهم السلام.

نام مادر: حمیده مصفّاة. نام‏هاى دیگرى نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز براى او نقل شده است. این بانو از زنان بزرگ زمان خویش بود و چندان فقیه و عالم به احكام و مسائل بود كه امام صادق علیه السلام زنان را در یادگیرى مسائل و احكام دینى به ایشان ارجاع مى‏داد. و درباره‏اش فرمود: «حمیده، تصفیه شده است از هر دنس و چركى؛ مانند شمش طلا. پیوسته فرشتگان او را حفاظت و پاسبانى نموده تا رسیده است به من، به خاطر آن كرامتى كه از خداى متعال براى من و حجت پس از من است.»

مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجرى تا رجب سال 183 هجرى، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگى به امامت رسید.

تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجرى، در سن 55 سالگى، به‏ وسیله زهرى كه در زندان سندى بن شاهك به دستور هارون ‏الرشید به آن حضرت خورانیده شد.

محل دفن: مكانی به نام مقابر قریش در بغداد (در سرزمین عراق) كه هم اكنون به «كاظمین» معروف است.

همسران: 1. فاطمه بنت على.. 2. نجمه.

فرزندان:یكى از دختران آن حضرت به نام فاطمه، معروف به حضرت معصومه علیهاالسلام كه براى دیدار برادرش امام رضا علیه السلام عازم ایران شده بود، در شهر قم بیمار شد و پس از چند روز بیمارى، وفات یافت و در این شهر مدفون گردید. هم اكنون مقبره ایشان زیارتگاه شیعیان سراسر جهان و دانشگاه عالمان و مجتهدان شیعى است

.
با امام كاظم علیه السلام در سایه قرآن


در دین شریف اسلام در مورد جمیع مسائل زندگی انسان، حتی ریزترین آن ها، دستورالعمل هایی ذکر شده است تا مبادا انسان نسبت به مسئله ای بی پاسخ و یا بدون راه بماند. اهل بیت علیهم السلام که قرآن ناطق هستند، مبیّن احکام و آداب دین اسلام می باشند. امام کاظم علیه السلام در باب آداب قرآن سخنان گهرباری فرموده اند که در اینجا به ذکر پاره ای از آنان می پردازیم.

[عکس: 8419161913431172351483820693379213864.jpg][align=center]
آداب تلاوت


1- صداى زیبا و حزن‏آور

عالم بزرگوار شیخ مفید (ره) مى‏نویسد:" آن حضرت دانشمندترین مردم زمانه اش بود و بیش از همه حافظ كتاب الهى و خوش‏ صداترین آنان در قرائت قرآن بود. هنگام قرائت، آهسته و حزن‏آور مى‏خواند و مى‏گریست و شنوندگان هم گریه مى‏كردند، اهل مدینه او را « زین المجتهدین‏» مى‏نامیدند." (1)

در روایتى دیگر آمده است: ( و كانت قراته حزنا)؛ قرائت آن ‏حضرت حزن‏آور بود. (2)

امام کاظم علیه السلام به ابرهه مسیحى فرمود:« با كتاب خودت چقدر آشنایى؟ پاسخ ‏داد: به متن و تاویل آن آگاهم. هشام مى‏گوید: حضرت كاظم (ع) شروع كرد به قرائت ‏انجیل، آنگاه ابرهه گفت:« حضرت مسیح این ‏چنین مى‏خواند و جز او هیچ كسى چنین‏ نخوانده است و از پنجاه سال پیش تا كنون در جستجوى چنین شخصیتى بودم.‏» و دراین هنگام، ابرهه توسط امام مسلمان شد. (3)


2- ترتیل
ترتیل یعنى حروف كاملاً ادا و بیان و وقوف رعایت گردد. حضرت كاظم (ع) مى‏فرماید: از پیامبراكرم درباره معناى « و رتل القرآن ‏ترتیلا.»( مزمل/ 4) پرسیدند، در پاسخ فرمود: " بینه تبیانا ولا تنثره نثرالرهل ولا تهذه هذا الشعر، قفوا عند عجائبه و حركوا به القلوب ولا یكون هم احدكم آخرالسوره. (4) ؛ قرآن را واضح و كاملا روشن ‏بیان كن و حروفش را مانند رمل و شن‏هایى كه باد یكباره مى‏پاشد بر روى هم نریز و آن را مانند شعرخوانى پشت ‏سر هم و با شتاب مخوان، وقتی به شگفتی هاى قرآن رسیدی؛ ‏بایستید و دلها را با آن تكان دهید و همت و نظر شما رسیدن به آخر سوره ‏نباشد، ( یعنى به كیفیت ‏بپردازید نه به كمیت.) (5)


3- ارج نهادن به حاملان قرآن
آن حضرت در حدیثى از جد بزرگوارش نقل مى‏فرماید: خداى تعالى بخشنده است و جود و بخشش را دوست دارد و كارهاى عالى را دوست مى‏دارد و از كارهاى پست ناخرسند است. بزرگداشت ‏سه گروه از احترام به جلال الهى است:

الف- ریش سفید مسلمان.

ب- امام عادل.

ج- آن كسى كه حامل و تسلیم قرآن كریم است، ‏به گونه‏اى كه نه اهل غُلو است و نه از بار تكالیفش شانه خالى مى‏كند. (6)


4- اهداى ثواب قرائت ‏به معصومین علیهم السلام
على بن ‏مغیره به امام كاظم (ع) مى‏گوید: پدرم از جد شما پرسید آیا رواست ‏شبى یك ختم قرآن بخوانم؟

جد شما فرمود: هر شب. دوباره پرسید: آیا در ماه رمضان هم؟ جدّ شما فرمود: در ماه رمضان نیز.

و برنامه پدرم این بود كه در ماه رمضان چهل بار قرآن را ختم مى‏كرد؛ و من نیز بیشتر از پدرم قرآن مى‏خوانم و گاهى كمتر از پدرم، كم و زیادیش بستگى دارد ‏به اندازه فرصت و فراغت و یا كار و سرگرمى و نشاط و بیماریم و هنگام عید فطر، قرآن هایى كه را که خوانده ام، یك ختمش را براى رسول اكرم (ص)، یكى براى‏ على (ع)، یكى براى فاطمه (ع) و همچنین براى هر كدام از امامان هدیه می کنم. و از هنگامى كه خدا این بینش و حال را به من‏ عنایت كرده است و در سلك پیروان شما قرار گرفته‏ام، ثواب یک ختم را نیز به شما هدیه می کنم. آیا براى خودم نیز پاداشى هست؟ حضرت فرمود: پاداش تو آن است كه در قیامت ‏با آنها هستى، گفتم الله‏اكبر، آیا چنین اجرى دارم؟ حضرت سه بار فرمود: بله. (7)



شیعه و قرائت قرآن
حضرت كاظم به مردى فرمود: آیا دوست دارى در دنیا بمانى؟ پاسخ داد: بله. امام پرسید: براى چه؟ گفت: به خاطر قرائت قل هو الله احد، آنگاه حضرت سکوت کرد و پس از زمانى فرمود: اى حفص! هر كس از دوستان و شیعیان ما بمیرد و قرآن را خوب نداند، در عالم برزخ آموزش داده مى‏شود تا خدا به واسطه آن درجه و مقامش ‏را بالا ببرد زیرا درجات بهشت‏ به قدر آیه‏هاى قرآن كریم است. به قارى گفته ‏مى‏شود: بخوان و بالا برو پس او مى‏خواند و بالا می رود.

حفص گوید: در عمرم كسى را كه بیشتر از امام كاظم (ع) خدا ترس و به رحمت ‏حق ‏امیدوار باشد ندیدم و قرآن خواندنش همراه با حزن بود و گویا هنگام قرائت ‏به شخصى‏ خطاب مى‏كند. (8)


پرهیز از بحث هاى بى‏ فایده
همچنان كه امروزه، پرداختن به طرح و حل بسیارى از معماهاى قرآنى، وقت‏ گیر، كم ‏فایده و مایه غفلت از اهداف اصلى قرآن كریم است، در گذشته نیز مباحثى‏ چون مخلوق بودن یا قدیم بودن قرآن، به صورت مشكلى جنجالى درآمده بود و مایه درگیرى و خونریزى‏ ها و اتلاف وقت و... مى‏شد. هنگامى كه به امام كاظم (ع) گفته شد که مردم در باره بعضی مسائل قرآن اختلاف دارند تا آنجا که برخى ‏قرآن را مخلوق و بعضى غیر مخلوق مى‏دانند، فرمود: من آنچه را آنان مى‏گویند، نمى‏گویم ولى مى‏گویم:« انه كلام الله‏» قرآن سخن خداست. (9)

این روش و منش ‏باید سرمشق امروز و همیشه ما باشد، كه از مباحث نظرى بى ‏فایده و مشكل‏آفرین ‏بپرهیزیم.



عنایت ‏به تفسیر قرآن
سزاوار است كه قارى به معنى و تفسیر هم توجه نماید، در فرمایشات امام كاظم (ع) مواردى از تفسیر آیات بیان شده است، مثلا « توبه نصوح‏» در آیه‏« یا ایها الذین آمنوا توبوا الى الله توبة نصوحا» ( تحریم/‏77) را چنین تفسیرمى‏فرماید:" بنده به درگاه خدا توبه مى‏كند و دیگر برنمى‏گردد و توبه نمى‏شكند و به راستى كه محبوب ترین بندگان خدا در پیشگاه حق، فریب خوردگان ‏توبه ‏كننده‏اند." (10)

تفسیر واژه‏هاى مشكل

در تفسیر«الذین هم عن صلاتهم ساهون‏» (ماعون/5) سهو در نماز را تضییع‏ نماز مى‏داند. (11) و یا در تفسیر «الله الصمد» (توحید/ 2) مى‏فرماید:« الصمد الذى ‏لا جوف له‏» (12)؛ صمد كسى است كه تو خالى نیست؛ بدیهى است كه اجسام همه ‏تو خالى و داراى هسته مركزى و پروتون هستند، و طبق این تفسیر صمد یعنى غیرمادى و غیر جسم.


بیان مصداق و مورد آیه
شان نزول و یا روشن‏ترین مصداق هاى برخى آیات، در سخنان امام بیان شده ‏است؛ مثل مصداق «ماء معین‏» كه منظور از آن غیبت امام زمان (عج) است. در این آیه از انسان سؤال شده:« قل ارء یتم ان اصبح ماوكم غوراً فمن ‏یاتیكم بماء معین.‏» (ملك/30)؛ بگو: به من خبر دهید، اگر آب شما فرو رود، چه كسى آب روان برایتان خواهد آورد؟

و در توضیح « فجار» در آیه« كلا ان كتاب الفجار لفى سجین.‏»(مطففین/ 8) مى‏فرماید: " بد كاران و فاجران كسانى هستند كه در حق ائمه علیهم السلام نافرمانى و برآنان قلدرى كردند. (13) گفتنى است كه بیشترین تفسیرهاى آن بزرگوار در شرح‏ آیه‏هایى است كه در اثبات امامت و رهبرى و یا بیزارى و مذمت منحرفان از امامت ‏نازل شده است.

در معرفى مهم ‏ترین مصداق منافقان، كسانى را نشان مى‏دهد كه به ولایت ‏حضرت‏ على(ع) ایمان نمى‏آوردند، قرآن كریم مى‏فرماید:« هنگامى كه منافقان نزد تو آیند مى‏گویند: ما شهادت مى‏دهیم كه یقیناً تو رسول خدایى‏. خداوند مى‏داند كه تو رسول او هستى، ولى خداوند شهادت مى‏دهد كه منافقان دروغگو هستند...» (منافقون/13)

این به خاطرآن است كه نخست ایمان آوردند سپس كافر شدند. از این‏ رو بر دل هاى آنان مُهر نهاده شده و حقیقت را درك نمى‏كنند. امام (ع) مى‏فرماید: منظور منافقانى هستند كه ‏نخست به رسالت پیامبر(ص) ایمان آوردند و سپس به ولایت ‏حضرت على(ع) وصى آن‏ حضرت كفر ورزیدند.


ثواب تلاوت

در سخنان امام کاظم علیه السلام ثواب و آثار تلاوت بسیارى ‏از آیه‏ها و سوره‏ها بیان شده كه نمونه‏هایى را مرور مى‏كنیم:

1- هر گاه از چیزى ترسیدى صد آیه از هر جاى قرآن كه خواستى، بخوان، آنگاه ‏سه بار بگو: اللهم اكشف عنى البلاء. (14)

2- نسیم رحمت الهى در هر روز جمعه هزار بار مى‏وزد، و به هر بنده‏اى هر چه از خدا بخواهد مى‏دهد پس هر كه بعد از عصر جمعه صد بار سوره قدر را بخواند، خداوند آن هزار رحمت و همانند آن را به او مى‏بخشد. (15)



پى‏نوشت‏ها:
1- ارشاد مفید، ص 235/ بحارالانوار، ج 48، ص 102.

2- كافى، ج 2، ص‏606، به نقل از مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص 11.

3- بحارالانوار، ج 48، ص 104.

4- بحارالانوار، ج‏76، ص‏63/ مسند الامام الكاظم(ع)، ج 2، ص 44.

5- مسند الامام الكاظم(ع)، ص 44، نقل از بحارالانوار، ج 92، ص 215.

6- بحارالانوار، ج 92، ص 184.

7- كافى، ج 2، ص 418/ مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص 98.

8- همان، ص‏606.

9- توحید صدوق، ص 224/ مسند الامام الكاظم(ع)، ج 2، ص‏7.

10- تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 374/ مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص 42، با اندكى تفاوت.

11- مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص‏47.

12- مسند الامام الكاظم (ع)، ج 2، ص 48.

13- مناقب ابن شهرآشوب، ج 2، ص 352، نقل از مسند الامام الكاظم(ع)، ج 2، ص‏46.

14- مناقب ابن شهرآشوب، ج 1، ص‏559، نقل از مسند الامام الكاظم (ع)، ص 41.

15- ثواب الاعمال، ص‏157، نقل از مسند الامام الكاظم(ع)، ج 2، ص 11.
هفت گوهر از گوهر هفتم
بر آستان فرمایشات حضرت امام موسی بن جعفر الکاظم علیهما السلام


1- قالَ الکاظم علیه السلام : ما قُسِّمَ بَیْنَ الْعِبادِ افْضَلُ مِنَ الْعَقْلِ، نَوْمُ الْعاقِلِ افْضَلُ مِنْ سَهَرِ الْجاهِلِ.1

چیزى برتر از عقل ، بین بندگان توزیع نشده است ، حتی خواب عاقل - هوشمند - هم از شب زنده دارى جاهل بى خرد بهتر است .


2- قالَ الکاظم علیه السلام : اَلْمَغْبُونُ مَنْ غَبِنَ عُمْرَهُ ساعَةً.2

خسارت دیده و ورشكسته كسى است كه عُمْر خود را هر چند به مقدار یك ساعت هم كه باشد بیهوده تلف كرده باشد.


3- قالَ الکاظم علیه السلام : لایَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خَمْسَةٍ: سِواكٍ، وَ مِشْطٍ، و سَجّادَةٍ، وَ سَبْحَةٍ فیها ارْبَعٌ وَ ثَلاثُونَ حَبَّة ، وَ خاتَمُ عَقیقٍ.3

مؤمن همیشه همراه خود پنج چیز باید داشته باشد: مسواك، شانه ، مهر و جانماز، تسبیح براى ذكر گفتن، انگشتر عقیق.


4- قالَ الکاظم علیه السلام : الْمُؤْمِنُ مِثْلُ كَفَّتَىِ الْمیزانِ كُلَّما زیدَ فى ایمانِهِ زیدَ فى بَلائِهِ.4

وضعیت مؤمن مانند وضعیت دو كفّه ترازو است، كه هر چه ایمانش افزوده شود بلاها و آزمایشاتش بیشتر مى گردد.


5- قالَ الکاظم علیه السلام : إنَّ اللّهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَ النَّوّامَ، إنَّ اللّهَ لَیُبْغِضُ الْعَبْدَالْفارِغَ.5

خداوند انسان از انسان پرخواب و بی‌کار متنفر است.


6- قالَ الکاظم علیه السلام: التَّواضُعُ انْ تُعْطِیَ النّاسَ ما تُحِبُّ انْ تُعْطاهُ.6

تواضع و فروتنى آن است كه آن چه دوست دارى دیگران درباره تو انجام دهند، تو هم همان را درباره دیگران انجام دهى.


7- قالَ الکاظم علیه السلام : لَیْسَ مِنّا مَنْ لَمْ یُحاسِبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ یَوْمٍ، فَإِنْ عَمِلَ حَسَنا إسْتَزادَ اللّهَ، وَ إنْ عَمِلَ سَیِّئا إسْتَغْفَرَ اللّهَ وَ تابَ اِلَیْهِ.7

از شیعیان و دوستان ما نیست، كسى كه هر روز محاسبه نَفْس و بررسى اعمال خود را نداشته باشد، كه اگر چنانچه اعمال و نیّاتش خوب بوده ، سعى كند بر آنها بیفزاید و اگر زشت و ناپسند بوده است، از خداوند طلب مغفرت و آمرزش كند و جبران نماید.



1- تحف العقول : ص 213، بحارالا نوار: ج 1، ص 154، ضمن ح 30، و ج 75، ص 312، ضمن ح 1.

2- نزهة الناظر و تنبیه الخاطر حلوانى : ص 123، ح 6.

3- بحارالا نوار: ج 98، ص 136، ح 76، مصباح المتهجّد شیخ طوسى : ص 735، ب 3.

4- تحف العقول : ص 301، بحارالا نوار: ج 78، ص 320، ضمن ح 3.

5- وسائل ج 17 ص 58 ح 4.

6- وسائل الشّیعة : ج 15، ص 273، ح 20497.

7- وسائل الشّیعة : ج 16، ص 95، ح 21074.
با سلام
کتاب چهل داستان و چهل حديث از امام موسى كاظم (ع ) تقدیم کاربران محترم تالار

التماس دعا
حکایاتی شگرف از امام کاظم(علیه السلام)

منبع: راسخون

احتجاج و غلبه بر رقیب
مرحوم طبرسی در كتاب شریف خود به نام احتجاج آورده است : روزی مهدی عبّاسی با حضور بعضی از علماء اهل سنّت و از آن جمله ابویوسف - كه یكی از علماء برجسته دربار به حساب می آمد، جلسه ای تشكیل داد؛ و حضرت ابوالحسن امام موسی كاظم علیه السلام را نیز در آن جلسه دعوت كرد. امام كاظم علیه السلام پس از ورود، از ابویوسف مطلبی را پرسید؛ ولی او نتوانست جواب سئوال حضرت را بدهد. پس از آن ، خطاب به حضرت كرده و اجازه گرفت تا سئوالی را مطرح كند؟ امام علیه السلام فرمود: آنچه مایل هستی سؤ ال و مطرح كن .
ابویوسف پرسید: درباره حاجی كه در حال احرام باشد، آیا شرعاً می تواند از سایه بان استفاده كند؟ حضرت فرمود: خیر، صحیح نیست . پرسید: چنانچه خیمه ای را نصب كند و داخل آن رود، چه حكمی دارد؟ فرمود: در آن اشكالی نیست . پرسید: چه فرقی بین آن دو وجود دارد؟!
حضرت فرمود: درباره زن حایض چه می گوئی ، آیا نمازهای خود را باید قضا كند یا خیر؟ جواب داد: خیر.
فرمود: آیا روزه های خود را باید قضا نماید؟ گفت : بلی . فرمود: چه فرقی بین نماز و روزه می باشد؟ گفت : در شریعت اسلام حكم آن چنین وارد شده است . امام موسی كاظم علیه السلام فرمود: درباره احكام شخص حاجی در حال احرام نیز چنان وارد شده است . در این لحظه مهدی عبّاسی خطاب به ابویوسف كرد و گفت : ای ابویوسف ! چه كردی ؟ كاری كه نتوانستی انجام دهی ؟!
ابویوسف گفت : او یعنی ؛ امام كاظم علیه السلام - مرا با یك استدلال از پای درآورد.


ارزش كار
علی بن ابی حمزه گوید: امام كاظم علیه السلام را دیدم كه مشغول كار و فعالیت در زمین خودش بود به گونه ای كه عرق بر بدنش جاری بود به او عرض كردم فدایت شوم دیگران كجا هستند كه شما اینگونه به زحمت افتادید؟ حضرت فرمودند: ای علی ! كسی كه بهتر از من و پدرم بود با دست خود در زمین كار می كرد. عرض كردم : او چه كسی بود؟
امام علیه السلام فرمود: رسول خدا امیرالمومنین علیه السلام و پدران من همه بادست خود كار می كردند و البته كار كردن عمل پیامبران و جانشینان آنها و بندگان شایسته خداوند است.


اسوه عبادت
احمد بن عبدالله از پدرش نقل می كند كه گفت : نزد فضل بن ربیع (از سران حكومت عباسی) رفتم (در آن وقت كه امام موسی كاظم (علیه السلام) تحت نظر او بود) دیدم بر پشت بام نشسته است ، به من گفت : بیا اینجا به این خانه نگاه كن ببین چه می بینی ؟ رفتم دیدم و گفتم : یك لباس افتاده می بینم ، گفت : خوب نگاه كن ، خوب نگاه كردم ، گفتم : مردی را در حال سجده می بینم . گفت : آیا این مرد را می شناسی ؟ این موسی بن جعفر (علیه السلام) است ، كه شب و روز او را در این حال می بینم ، او نماز صبح را دراول وقت می خواند سپس تعقیب نماز را می خواند تا خورشید طلوع نماید، سپس به سجده می افتد و همچنان در سجده است تا ظهر شود، كسی را وكیل كرده كه وقت نماز را به او خبر دهد، وقتی كه از ناحیه او با خبر می شد كه ظهر شده بلند می شد و بدون تجدید وضو، نماز می خواند (معلوم می شود كه از صبح تا ظهر خوابش نبرده است) وقتی شب می شود پس از نماز عشاء غذائی میل می كند، سپس تجدید وضو نموده به سجده می افتد و همواره در دل شب نماز می خواند تا طلوع فجر. بعضی از مامورین می گفت : بسیار شنیدم كه آن حضرت در دعایش ‍ می گفت :خدایا من از تو می خواستم فراغت و فرصتی برای عبادت تو بیابم ، خواسته ام را برآوردی ، تو را بر این كار حمد و سپاس می گویم . و در سجده خود می گفت : قبح الدنب من عبدك فلیحسن العفو و التجاوز من عندك . زشت است گناه از بنده تو، پس عفو و گذشت نیك از جانب تو می باشد. و از دعاهای معروف او است :
اللهم انی اسالك الراحه عند الموت و العفو عند الحساب خداوندا از درگاه تو آسایش هنگام مرگ و بخشش هنگام حساب را می خواهم.


آفرینش مافوق تصوّر
مرحوم شیخ مفید رحمه اللّه علیه آورده است :
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: همانا خداوند متعال دو جهان مرتبط با یكدیگر آفریده است ، كه یكی از آن ها عُلیا و دیگری سُفلی می باشد. و آفرینش تشكیلاتی هر دو جهان را در انسان ایجاد نموده است ؛ همان طور كه این جهان را كروی شكل آفریده است ، همچنین سر انسان را نیز چون گنبد، كروی شكل قرار داده و موهای سر انسان به منزله ستارگان ؛ و چشمانش همانند خورشید و ماه ؛ و مجرای تنفّس او را چون شمال و جنوب ؛ و دو گوش انسان را چون مشرق و مغرب قرار داده است . همچنین چشم بر هم زدن انسان ، مانند جرقّه و برق ، سخن و كلام او مانند رعد و صدای آسمانی ، راه رفتن او همچون حركت ستارگان سیّاره است . همچنین نشست و نگاه انسان همانند إشراف ستارگان ؛ و خواب انسان مانند هبوط آن ها؛ و نیز مرگ او همانند فناء و نابودی آن ستارگان خواهد بود. خداوند كریم در پشت انسان 24 فقره و مهره استخوانی همانند 24 ساعت شبانه روز، و درون او 30 روده به تعداد روزهای ماه قرار داده است ؛ و بدن او را متشكّل از 12 عضو به مقدار حدّ اكثر حمل او در شكم مادر آفریده است . و درون انسان چهار نوع آب وجود دارد كه عبارتند از:
آب شور در چشمانش تا در گرما و سرما محفوظ و سالم بماند. آب تلخ در گوش هایش تا جلوگیری از ورود حشرات باشد. آب مَنی در صلب و كمرش تا او را از فساد و دیگر عوارض مصون و سالم نگه دارد. آب صاف در دهان و زبانش تا كمك در جهات مختلف دهان و درون باشد. و به همین جهت هنگامی كه حضرت آدم علیه السلام لب به سخن گشود، شهادت به یگانگی خداوند سبحان داد. همچنین خداوند حكیم انسان را از نفس و جسم و روح آفرید، كه به وسیله نفس ، خواب های مختلف می بیند؛ و جسمش مورد انواع بلاها و امراض ‍ گوناگون قرار می گیرد، كه در نهایت به خاك باز می گردد؛ و روح تا زمانی كه جسم بر روی زمین باشد، با او است و پس از آن جدا خواهد شد.
به نام خدا
سلام

رهنمودهاى تربیتى امام کاظم علیه السلام


وفا به وعده
وفاى به وعده، حتى در برابر کفار، از صفات پسندیده و مورد توجه پیشوایان دین‏ است. این عمل مهم در برخورد با کودکان از اهمیت‏ بیشترى برخوردار است. کودکان ‏جز به تحقق وعده والدین نمى‏اندیشند، در وفاى والدین تردید ندارند و همواره به ‏انتظار لحظه موعود مى‏نشینند.هرگونه تأخیر و تخلف در وفاى به وعده آنها را مى‏آزارد و به تخریب روحیه اعتماد به والدین مى‏انجامد. افزون بر این، چنین ‏کردار ناپسندى غیرمستقیم درس پیمان ‏شکنى به آنان مى‏آموزد. کلیب صیداوى نقل ‏مى‏کند که، امام کاظم(ع) فرمود: "اذا وعدتم الصبیان وفوا لهم ... ؛ هنگامى که‏ به فرزندانتان وعده دادید، وفا کنید؛ همانا کودکان چنان مى‏پندارند که شما به‏ آنها روزى مى‏دهید. خداوند متعال به خاطر هیچ چیزى به اندازه زنان و کودکان ‏خشمگین نمى‏شود.


کودکان و نماز
نماز ستون دین و سرچشمه همه نیکی هاست. هرچند این امر مهم همزمان با سن تکلیف بر انسان واجب مى‏شود؛ اما هر چه زودتر فرزندان با آن آشنا گردند، سریع تر تحت الطاف الهى قرار مى‏گیرند و شتابان تر در راه کسب فضایل اخلاقى گام خواهند گذاشت.
انسانى که از کودکى با نماز آشنا و مأنوس شود، زودتر شیرینى عبادت و ارتباط با پروردگار را مى‏چشد و دیگر هرگز ذائقه دلش طعم تلخ گناه را نمى‏پسندد. از بُعد اجتماعى نیز نماز، نوجوان را به جماعت نیک ‏رفتاران و پسندیدگان پیوند مى‏دهد و از فرو رفتن در گرداب آشنایى با آلودگان و تبهکاران بازمى‏دارد. نماز در نوجوانى و قبل از تکلیف، تجربه‏اى شیرین و جذاب است و هنگام تکلیف، احساس‏ سختى فرایض را از انسان دور مى‏سازد. بدین جهت ائمه علیهم السلام فرزندان‏ خود را، قبل از سن تکلیف، با نماز آشنا مى‏ساختند. امام کاظم(ع) فرمود: " مروا صبیانکم بالصلاه اذا کانوا سبع سنین ..."؛ هنگامى که فرزندانتان به سن هفت ‏سالگى رسیدند، آنها را به نماز فرمان دهید


.
به نام خدا

فرزندان و مسئولیت
مسئولیت دادن به ‏فرزندان از روش هاى مؤثر تربیتى است. مسئولیت، اگر متناسب با توان کودکان ‏باشد و در انجام دادن آن یارى شوند، اعتماد به نفسشان را تقویت مى‏کند و آنان ‏را براى پذیرش و به انجام رساندن مسئولیت هاى بزرگتر آماده مى‏سازد. علاوه براین، کودکان احساس مى‏کنند که والدین براى آنها احترام قایلند و آنها را ناتوان نمى‏انگارند. پیشواى هفتم شیعیان، در فرصت هاى مناسب، به فرزندانش‏ مسئولیت مى‏داد. سلیمان جعفرى مى‏گوید: "هنگامى که یکى از فرزندان امام کاظم(ع) در بستر مرگ بود، حضرت به فرزندش قاسم فرمود: بر بالین برادرت سوره صافات‏ بخوان. قاسم قرائت ‏سوره صافات را شروع کرد و چون به آیه «اهم اشد خلقا ام ‏من خلقناه ...؛ رسید، برادرش وفات یافت."
آن حضرت همچنین، هم زمان با وصى اصلى قرار دادن حضرت رضا(ع) سه تن از فرزندانش (عباس، اسماعیل و احمد) را در مسئولیت وصایت ‏با امام هشتم(ع) همراه ساخت.


ناآرامى کودکان
برخى از کودکان بسیار شلوغ، پُرتحرک و ناآرامند؛ به هر کارى ‏دست مى‏زنند و چه بسا سبب آزار والدین مى‏شوند. برخى از والدین در برابر آنها موضع مى‏گیرند، لب به سرزنش مى‏گشایند و آنان را نابهنجار به شمار مى‏آورند؛ درحالى که تحرک و ناآرامى کودکان معمولاً طبیعى است وکسانى که در کودکى شلوغ و پرتحرک باشند، در جوانى آرام و بردبار خواهند شد. بنابراین بجاست والدین کمرهمت‏ ببندند و با صبر و حوصله، خود را براى گذر از این دوره حساس و چه بسا طاقت ‏فرسا مهیا سازند.
امام کاظم فرمود:" تستحب عرامه الصبى فى صغره لیکون ‏حلیما فى کبره؛ ... ما ینبغى ان یکون الا هکذا؛ سزاوار است فرزند در کودکى‏ شلوغ و پرتحرک باشد تا در بزرگى صبور و بردبار شود؛ ... و جز این روا نیست.

.
به نام خدا

موقعیت اجتماعى فرزندان
فرزندان ‏تا وقتى به بلوغ شرعى، عقلى و اجتماعى دست نیافته‏اند، به مراقبت والدین و هدایت آنها نیاز دارند. فراهم ساختن زمینه مساعد براى دستیابى فرزندان به جایگاه اجتماعى مناسب، بخشى از وظایف والدین در برابر فرزندان است. آنها باید براى رسیدن به این ‏هدف، فرزندشان را در انتخاب شغل مناسب یارى دهند. چه بسیار فرزندانى که بر اثر بى ‏توجهى والدین به مشاغل پَست و منفى تن داده‏اند و به خاطر محروم بودن از راهنمایی هاى سودمند والدین، از موقعیت هاى ارزشمند و شایسته اجتماعى محروم‏ شده اند، سرانجامشان به رذالت و پستى گراییده است و مایه ننگ و خوارى والدین‏ گردیده اند. امام کاظم(ع) فرمود:
" شخصى [با فرزندش] خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: اى رسول خدا، حق این فرزند برمن چیست؟
حضرت فرمود: نام نیکو برایش انتخاب کن، او را ادب بیاموز و در موقعیتى نیک ‏قرار ده." [جایگاه اجتماعى مناسب برایش فراهم ساز] (۱۳)
در حدیث دیگرى ‏مى‏فرماید: شخصى همراه فرزندش خدمت پیامبر(ص) رسید و گفت: یا رسول الله، من ‏به فرزندم نوشتن آموختم، او را به چه کارى بگمارم؟
حضرت فرمود: او را به کارى که خشنودى خداوند در آن است‏ بگمار و از پنج ‏شغل‏ بازدار: سیائى، صائغى، قصابى، حناطى و نحاسى.
مرد پرسید: "سیاء" کیست؟
فرمود: کسى که کفن مى‏فروشد و براى امتم آرزوى مرگ مى‏کند. همانا نوزاد امت ‏من، نزد من از آنچه خورشید بر آن مى‏تابد، محبوب‏ تر است. "صائغ" کسى است که در پى زیان (۱۴) امت من است؛ "قصاب" ذبح مى‏کند تا آن جا که رحمت از قلبش مى‏رود؛ "حناط" کسى است که غذا را احتکار مى‏کند، همانا اگر خداوند محتکر را در حال دزدى ‏مشاهده کند، بهتر است از این که او را چهل روز در حال احتکار ببیند؛ اما " نحاس"- برده ‏فروش- جبرئیل نزدم آمد و فرمود: اى محمد، بدترین امت کسانى‏اند که مردم را مى‏فروشند.

.
به نام خدا

والدین و موعظه فرزندان
هرچند روش غیرمستقیم و زبان عمل از زبان گفتار نافذتر است و معصومان علیهم السلام بیش از آنچه مى‏گفتند، با کردار خود، مردم ‏را ارشاد مى‏کردند؛ ولى پند مستقیم نیز در سیره آنها بسیار مشاهده مى‏شود.
امام کاظم (ع) بعضى از فرزندانش را چنین اندرز مى‏دهد:" فرزندم! بپرهیز از این که خداوند تو را در گناهى که از آن نهى‏ات کرده، ببیند؛ بپرهیز از این که ‏پروردگار تو را از اطاعتى که بدان فرمانت داده، دور مشاهده کند. بر تو باد به تلاش و کوشش.هرگز خود را از کوتاهى در عبادت خداوند تهى مشمار؛ زیرا خداوند چنان که شایسته است عبادت نمى‏شود؛ و از مزاح بپرهیز که نور ایمانت را مى‏برد و تو را سبک مى‏سازد؛ و از اندوه و کسالت دور باش، که از بهره دنیا وآخرتت جلوگیرى مى‏کنند.» ( تحف العقول، ص‏۳۰۶.)


مسافرت خانوادگى
مسافرت هاى خانوادگى مى‏تواند اثر تربیتى بسیار داشته باشد؛ زیرا:
۱. باعث نشاط و شادابى اعضاى خانواده مى‏شود.
۲. سبب استمرار نظارت پدر، که در حیات تربیتى فرزندان ضرورى است، مى‏گردد؛ این امر، به ویژه امروزه که پدران به سبب مشاغل زیاد در خانه کمتر حضور دارند، بسیار مهم است.
۳. زمینه بروز استعدادها و شناخت نقاط ضعف و قوت کودکان را فراهم مى‏آورد.
۴. میدان مناسبى براى تجلى اخلاق اجتماعى و تمرین صفات پسندیده‏اى چون همکارى، تعاون، نوع دوستى، ایثار و گذشت‏ به شمار مى‏آید.
۵. چنانچه سفر، زیارتى باشد سبب تحکیم اعتقادات و توجه به معنویات مى‏شود.
على بن ‏جعفر، برادر امام کاظم (ع) مى‏گوید: چهار مرتبه در کنار حضرت کاظم(ع) بودم و حضرت همراه خانواده‏اش به سمت‏ حج مشرف بودند. این سفرها گاه‏۲۶ روز، زمانى ۲۴ روز و گاه ۲۱ روز به درازا مى‏کشید. (بحارالانوار، ج ۴۸، ص ۱۰۰.)

.
به نام خدا

تربیت از تولد تا مرگ
امام (ع) هنگام تولد فرزندش امام رضا علیه السلام کلمات زیباى اذان و اقامه را در گوشش‏ زمزمه فرمود و روان نورسیده خود را با آواى توحید صفا بخشید. نجمه مادر حضرت‏ رضا(ع) مى‏گوید: هنگامى که وضع حمل کردم پسرم - على بن‏ موسى- دست هایش را بر زمین قرار داده، سر را سمت آسمان بلند کرد و لبهایش را حرکت داد، گویا سخن ‏مى‏گفت. پدرش موسى بن ‏جعفر(ع) بر من وارد شد و فرمود: اى نجمه، کرامت ‏پروردگارت گوارایت ‏باد. آنگاه نوزاد را، که در لباس سفید پیچیده بودم، به ‏حضرت دادم. امام (ع) در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه خواند؛ سپس آب فرات خواست و کامش را با آب فرات آشنا نمود؛ سپس او را به من داد و فرمود: بگیرش که او در روى زمین بقیه الله است. (۱۷)
حضرت حتى در لحظات پایانى عمرش نیز به تربیت فرزندانش ‏مى‏اندیشید. آن بزرگوار در وصیت ‏نامه‏اش نکات تربیتى مهمى به یادگار نهاده، مى‏فرماید: ... درباره صدقات و اموال و فرزندان وصیت مى‏کنم ابراهیم و عباس و اسماعیل و ام احمد و على را، به ویژه در امر زنان؛ و پسرم على(ع) در امر آنها مختار است نه پسران دیگرم. همچنین در صدقه و ثلث پدرم و درباره اهل بیتم او اختیار دارد ... من داراى اموالى هستم که برای صدقه قرار داده‏ام؛ فرزندم على بدان ‏آگاه و راست‏ گفتار است و باید بدین وصیت عمل کند. و اگر از برخى از فرزندانم ‏به عنوان وصى نام بردم، براى احترامشان بوده تا در اجراى وصیت‏ شرکت کنند. فرزندان و همسرانم هر یک در همان خانه‏اى که هستند، اقامت و با مقدارى ثابت ‏از صدقات معین زندگى کنند ... هیچ یک از فرزندانم حق شوهردادن دخترانم را ندارند، مگر به فرمان رضا(ع). اگر رضا ناخشنود بود و کسى بدین کار اقدام کرد، با خداوند و رسول و ولى‏اش‏ مخالفت کرده و در مقام جنگ با حق برآمده است. اگر فرزندم رضا صلاح دانست، آنها را شوهر مى‏دهد و اگر نخواست نگه مى‏دارد. (۱۸)
این مطلب اشاره ای اجمالی، به نقطه نظرات امام موسی بن جعفرعلیهماالسلام در باب تربیت فرزندان داشت. امید است پویندگان راه حق از این فرمایشات گهربار توشه ای برگیرند و در زمان مقتضی از آن استفاده نمایند.


منبع : http://www.sibtayn.com/fa
[عکس: 10772908689272692826.jpg]
امروز تقویم‏ها در سکوت خود فقدان تو را به سوگ نشسته‏ اند.معصومه علیهاالسلام در پایان انتظار خود، اشک بر گونه‏ ها دوانیده است. کبوتران حرم دخترت، شور و شوق پرواز را از دست داده ‏اند و ماتم آن گنبد طلایی، آسمان را سیاه می‏کند.

ناله حزین مرغان عاشق است که به گوش می‏رسد: امشب پس از چندین سال روز، چندین سال شب، هفتمین ستاره به آسمان هفتم می‏رسد؛ ولی غافل از آنکه این مردم، غفلت، سایه ‏گستر چشم‏هایشان شده است.

فرا رسیدن ٢٥ رجب سالروز شهادت هفتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام موسی کاظم علیه السلام را به محضر امام عصر حضرت حجة ابن الحسن عسکری علیه آلاف التحیة و السلام و عموم شیعیان جهان تسلیت عرض مینماییم .
صفحات: 1 2 3